شناسه حدیث :  ۹۸۸۷۶

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۲۸  

عنوان باب :   الجزء الأول أَبْوَابُ اَلصَّلاَةِ وَ حُدُودِهَا بَابُ اَلتَّعْقِيبِ

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

وَ رُوِيَ عَنْ هِلْقَامِ بْنِ أَبِي هِلْقَامٍ أَنَّهُ قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ عَلِّمْنِي دُعَاءً جَامِعاً لِلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ أَوْجِزْ فَقَالَ «قُلْ فِي دُبُرِ اَلْفَجْرِ إِلَى أَنْ تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ سُبْحَانَ اَللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ » فَقَالَ هِلْقَامٌ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَسْوَأَ أَهْلِ بَيْتِي حَالاً فَمَا عَلِمْتُ حَتَّى أَتَانِي مِيرَاثٌ مِنْ قِبَلِ رَجُلٍ مَا عَلِمْتُ أَنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةً وَ إِنِّي اَلْيَوْمَ أَيْسَرُ أَهْلِ بَيْتِي مَالاً وَ مَا ذَاكَ إِلاَّ مِمَّا عَلَّمَنِي مَوْلاَيَ اَلْعَبْدُ اَلصَّالِحُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ .
زبان شرح:

لوامع صاحبقرانی ; ج ۴  ص ۱۷۱

مرويست به سندى كالصحيح از هلقام و آن بكسرها اسم شير است و مرد فربه دراز كه گفت به خدمت حضرت امام موسى كاظم صلوات اللّٰه عليه رفتم و عرض نمودم كه فداى تو گردم به ياد ده مرا دعايى كه جامع باشد و مشتمل باشد بر خيرات دنيا و آخرت و مختصر باشد حضرت فرمودند كه چون از نماز صبح فارغ شوى تا طلوع آفتاب اين دعا را بخوان كه ترجمهاش اينست كه به پاكى ياد مىكنم خداوند بزرگوار خود را و شكر او مىگويم بر اين اعتقاد صحيح كه خداوند خود را منزه مىدانم از هر چه لايق ذات و صفات و افعال مقدسه او نيست، و طلب مىكنم كه در گذرد از گناهان من، و سؤال مىكنم از او از فضل او يعنى از او مىطلبم كه در دنيا و عقبى با من به تفضّل سر كند نه به استحقاق يا آن كه اين تسبيح و اين دعا لازم دارد خير دنيا و آخرت را پس هلقام گفت كه من مداومت بر اين دعا نمودم و از همه خويشان خود پريشانتر بودم ناگاه شخصى كه گمان نداشتم كه خويش منست فوت شد و ميراثش بمن رسيد و الحال مال من از همه ياران من بيشتر است و سبب اين نيست الا از تعليمى كه مولا و امام من مرا تعليم فرمودند كه او بنده شايسته درگاه الهى است و آن حضرت خود فرموده بودند كه مرا باين لقب بخوانيد تا ضررى به شما نرسد چون در زمان آن حضرت تقيه عظيم بود.

divider