شناسه حدیث :  ۹۸۷۹۶

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۸۷  

عنوان باب :   الجزء الأول أَبْوَابُ اَلصَّلاَةِ وَ حُدُودِهَا بَابُ اَلْأَذَانِ وَ اَلْإِقَامَةِ وَ ثَوَابِ اَلْمُؤَذِّنِينَ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ رَوَى عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ سِنَانٍ عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : «أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ جَمَعَ بَيْنَ اَلظُّهْرِ وَ اَلْعَصْرِ بِأَذَانٍ وَ إِقَامَتَيْنِ وَ جَمَعَ بَيْنَ اَلْمَغْرِبِ وَ اَلْعِشَاءِ فِي اَلْحَضَرِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ بِأَذَانٍ وَاحِدٍ وَ إِقَامَتَيْنِ» .
زبان شرح:

روضة المتقین ; ج ۲  ص ۲۳۶

«و روى عبد الله بن سنان» في الصحيح «عن الصادق عليه السلام إلخ» و يدل على جواز الجمع بين الصلاتين في وقت واحد في الحضر من غير علة و في معناه أخبار كثيرة، و في بعضها ليتسع الوقت على أمته فما وقع من التفريق محمول على الاستحباب «و روي أن من صلى (إلى قوله) و المغرب» روى الصدوق هذا الخبر عن المفضل بن عمر عنه عليه السلام قلت له: و كم مقدار كل صف؟ فقال: أقله ما بين المشرق و المغرب و أكثره ما بين السماء و الأرض و روى الشيخ في الصحيح، عن محمد بن مسلم، عن أبي عبد الله عليه السلام بدون تحديد الصف، و كذا في الصحيح عن يحيى الحلبي عنه عليه السلام و في الحسن كالصحيح أيضا عنه عليه السلام و الاختلاف في تحديد صف الإقامة محمول على اختلاف الأشخاص و الحالات، كالجماعة و الانفراد و كثرة المصلين و قلتهم، و روى الشيخ في الصحيح، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: إن من أطول الناس أعناقا يوم القيمة المؤذنين و طول العنق كناية عن علو درجتهم.

divider

لوامع صاحبقرانی ; ج ۳  ص ۵۴۷

و بسند صحيح منقولست از عبد اللّٰه از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه كه فرمودند كه حضرت سيّد المرسلين صلّى اللّٰه عليه و آله جمع فرمودند ميان نماز ظهر و عصر به يك اذان و دو اقامت و هم چنين جمع كردند ميان نماز شام و خفتن در حضر بى علّتى به يك اذان و دو اقامت و بر اين مضمون احاديث بسيار از طرق خاصه و عامه وارد شده است و در بسيارى از اين اخبار وارد شده است كه جمع فرمودند تا وقت بر امّت آن حضرت فراخ شود و ظاهر جمع آنست كه دو نماز را در يك وقت به جا آورده باشند و چون اذان از جهة نمازيست كه وقت آن داخل شده باشد پس اگر نماز عصر را پيش از آن كه سايه زيادتى چهار قدم شده باشد به جا آورند اذان را از جهة ظهر مىگويند و اقامت نيز مىگويند و نماز ظهر را به جا مىآورند و اقامه مىگويند و عصر را به جا مىآورند و اگر نماز نكرده باشد تا چهار سبع شاخص گذشته باشد و اذان را پيش از نماز ظهر از جهة عصر به جا مىآورند و بعد از آن اقامه از جهة ظهر مىگويند و بعد از نماز ظهر اقامه از جهة نماز عصر مىگويند و عصر را به جا مىآورند و هم چنين است حكم نماز شام و خفتن. و در احاديث معتبره وارد شده است كه جمع بين الصلاتين وقتى متحقق مىشود كه نافله در ميان نمازها واقع نشود و هر گاه نافله واقع شود جمع نشده است و از اين اخبار ظاهر مىشود كه اگر نماز ظهر را در اول وقت به جا آورد و بعد از آن نافله عصر را به جا آورد اذان از جهة عصر مىگويد هر چند چهار قدم نگذشته باشد و ظاهرا بد نباشد اذان در اين صورت و هم چنين است حكم جمع در روز جمعه اذان از جهة عصر نمىگويد و در اين چهار موضع خلافست در مشروعيت اذان ديگر جمعى مطلقا حرام مىدانند و جمعى اذان اعلام را بدعت مىدانند و سنت مىدانند اذان را بقصد اعظام چون ذكر حق سبحانه و تعالى است و جمعى اذان عصر عرفه و عصر جمعه و عشا مشعر را حرام مىدانند و جمع در غير اين سه موضع را مكروه مىدانند و احوط‍ تركست مطلقا چون بسيارى از فصول آن ذكر نيست مثل حيعلات و قد قامت و بر تقديرى كه ذكر باشند همه ذكرى در همه وقت مطلوب نيست خصوصا بقصد مشروعيت و اگر نماز ظهرين را بعد از هشت قدم به جا آورد ظاهر عبارات اصحاب آنست كه اذان ساقط‍ باشد و اقامه ساقط‍ نمىشود مگر آن كه وقت نماز تنگ باشد و خوف خروج وقت باشد كه در اين صورت اقامه را نيز نمىگويند و اگر اندك كارى داشته باشد جمع مىتواند كرد و بهتر آنست كه نماز ظهر را در چهار قدم به جا آورد و نماز عصر را در قدم پنجم بفعل آورد و اگر هميشه مشكل باشد گاهى متفرق واقع سازد و گاهى مجتمع و اگر چنان كند كه نماز ظهر را دير ترك واقع سازد تا نماز عصر در اول وقت بفعل آيد بهتر از آنست كه هر دو در يك وقت واقع شود و چون دانستن اول وقت مشكل است تا يقين شود دخول وقت و نافله ظهر را با نماز ظهر و نافله عصر به جا آورد با دعاهاى نماز و تعقيب چهار قدم مىگذرد و عصر در قدم پنجم واقع مىشود غالبا و اللّٰه تعالى يعلم.

divider