شناسه حدیث :  ۹۸۷۵۵

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۷۲  

عنوان باب :   الجزء الأول أَبْوَابُ اَلصَّلاَةِ وَ حُدُودِهَا بَابُ اَلْقِبْلَةِ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

وَ سَأَلَ اَلْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : عَنِ اَلتَّحْرِيفِ لِأَصْحَابِنَا ذَاتَ اَلْيَسَارِ عَنِ اَلْقِبْلَةِ وَ عَنِ اَلسَّبَبِ فِيهِ فَقَالَ «إِنَّ اَلْحَجَرَ اَلْأَسْوَدَ لَمَّا أُنْزِلَ مِنَ اَلْجَنَّةِ وَ وُضِعَ فِي مَوْضِعِهِ جُعِلَ أَنْصَابُ اَلْحَرَمِ مِنْ حَيْثُ لَحِقَهُ اَلنُّورُ نُورُ اَلْحَجَرِ فَهُوَ عَنْ يَمِينِ اَلْكَعْبَةِ أَرْبَعَةُ أَمْيَالٍ وَ عَنْ يَسَارِهَا ثَمَانِيَةُ أَمْيَالٍ كُلُّهُ اِثْنَا عَشَرَ مِيلاً فَإِذَا اِنْحَرَفَ اَلْإِنْسَانُ ذَاتَ اَلْيَمِينِ خَرَجَ عَنْ حَدِّ اَلْقِبْلَةِ لِقِلَّةِ أَنْصَابِ اَلْحَرَمِ وَ إِذَا اِنْحَرَفَ اَلْإِنْسَانُ ذَاتَ اَلْيَسَارِ لَمْ يَكُنْ خَارِجاً عَنْ حَدِّ اَلْقِبْلَةِ» .
زبان شرح:

روضة المتقین ; ج ۲  ص ۱۹۳

«و سأل المفضل (إلى قوله) لأصحابنا» أي أهل العراق «ذات اليسار» أي إلى جانبها عن القبلة، و عن السبب فيه «فقال (إلى قوله) الحرم» أي أعلامها الموجودة الآن في أطراف الحرم «من حيث لحقه النور» و ظاهر الأخبار الصحيحة أن النور كان من بيت المعمور الذي أنزل من الجنة لوحشة آدم عليه السلام ثمَّ رفع إلى السماء الرابعة و لا منافاة بينهما لأن النور إذا كان منهما يصدق على كل واحد منهما أن النور منه، و لما كان الحجر في جانب اليسار كان الحرم فيه أكثر (منها) ما رواه الكليني في الصحيح و في الحسن كالصحيح، عن أبي همام إسماعيل بن همام، و عن أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي قال: سألت أبا الحسن الرضا عليه السلام، عن الحرم و أعلامه كيف صار بعضها أقرب من بعض و بعضها أبعد من بعض (أي بالنسبة إلى الكعبة) فقال إن الله عز و جل لما أهبط‍ آدم من الجنة هبط‍ على أبي قبيس فشكى إلى ربه الوحشة و أنه لا يسمع ما كان يسمعه في الجنة فأهبط‍ الله عز و جل ياقوتة حمراء فوضعها في موضع البيت فكان يطوف بها آدم فكان ضوؤها يبلغ الأعلام فيعلم الأعلام على ضوئها و جعله الله حرما

divider

لوامع صاحبقرانی ; ج ۳  ص ۴۷۴

و بطرق قويه از مفضّل منقولست كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه از انحرافى كه شيعيان ما مىكنند به جانب چپ از قبله وجهش چيست و چه سبب دارد حضرت فرمودند كه چون حق سبحانه و تعالى حجر الاسود را از بهشت بدنيا فرستادند و در جاى خود گذاشتند علامات حرم را نصب كرد حضرت آدم از آنجايى كه نور حجر الاسود به آن جا رسيد و نور از جانب راست كعبه به چهار ميل رسيده بود و از جانب چپ بهشت ميل رسيده بود كه مجموع دوازده ميل باشد كه مقدار حرمست كه چهار فرسخ در طولست و چهار فرسخ در عرض پس اگر اندك انحرافى در اين بلاد واقع شود به جانب دست راست نماز گذارنده از حد قبله كه آن حرمست بيرون مىرود و چون منتهاى حرم كمتر است از طرف يمين و اگر اندك انحرافى از دست چپ واقع شود از حد قبله بيرون نمىرود. و مؤيد اين حديثست حديث قوى كلينى كه به خدمت حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه عرض نمودند كه از چه وجه در نماز ميل به جانب دست چپ مىكنند حضرت فرمودند كه زيرا كه كعبه را شش حد است چهار حد از آن بر دست چپ تست و دو از آن بر دست راست تست پس از اين جهت است كه منحرف مىشوند به جانب چپ و حديث سابق مفسّر اين خبر است و چون بلفظ‍ كعبه وارد شده است احتمال ديگر دارد كه در روضه ذكر كردهام و اللّٰه تعالى يعلم بدان كه در اين حديث مذكور است كه نور حجر الاسود منتشر شد و در احاديث صحيحه بسيار وارد شده است كه نور بيت المعمور بود كه حق سبحانه و تعالى آن را از بهشت از جهت انس حضرت آدم عليه السّلام فرستاده بود و تا زمان نوح در زمين بود و در طوفان نوح به آسمان بردند. و در بعضى از روايات معتبره واقع شده است كه ستون خانه چهار جهت را منوّر ساخت و منافاتى نيست ميانه اين اخبار چون ممكن است كه نور همه منتشر شده باشد و در واقع نيز چنين است و تفصيلش در ابواب حرم خواهد آمد اما آن چه وارد شده است كه قبله اهل عالم حرم است و قبله اهل حرم مسجد است مذهب متقدمين علماء شيعه است و در فقه رضوى نيز وارد است كه چون خواهى كه رو بقبله كنى ميل بدست چپ كن زيرا كه حرم از دست راست كعبه چهار ميل است و از دست چپ آن هشت ميل است و ميل بدست چپ به اعتبار توجه به حرمست و مذهب متأخرين علماء آنست كه كعبه قبله كسانى است كه در مكه معظمه باشند و جهت كعبه قبله عالم است. و از احاديث بسيار از صحيح و حسن كالصحيح و موثق كالصحيح و غيرها ظاهر مىشود كه كعبه قبله باشد و آيات قبله بلفظ‍ مسجد الحرام وارد است و مراد از مسجد كعبه است چون آن نيز مسجد محترم است يا به اعتبار اطلاق كل بر جزو مجازا يا مراد از مسجد حرم است چنانكه مذهب قدماست و در اين صورت اطلاق كردهاند جزو را بر كل و چون حق سبحانه امر فرموده است كه رو به جانب مسجد الحرام كنند فايده معتدٌّ بهى ظاهر نمىشود در اين خلاف نسبت به كسى كه دور باشد از كعبه و اخبار متواتره بلفظ‍ قبله وارد شده است پس مكلف رو بقبله مىكند و آن جانب و طرفى است كه علم يا ظن داشته باشيم كه كعبه يا مسجد يا حرم در آن طرف باشد و بعضى گفتهاند كه قبله طرفيست كه علم يا ظن نداشته باشيم به خروج كعبه از آن طرف و بعضى گفتهاند كه كعبه قبله بعيد است كه چون هر چند چيزى دورتر مىشود محاذات حسى بيشتر مىشود مثلا اگر كعبه نور باطنش ظاهر شود و حجابها از پيش برخاسته شود همه كس را محسوس مىشود كه رو بقبله كردهاند اگر چه بحسب واقع جمعى قليل محاذى كعبهاند تا آن كه شيخ بهاء الدين محمد طاب ثراه نقل كردند اين قول را و بحث بر اين قول را كه علما ذكر كردهاند كه اگر خطى دراز بكشند و هزار كس بر اين خط‍ بايستند شايد ده كس ازين خط‍ محاذى كعبه باشند و باقى به يقين خارج خواهند بود از محاذات كعبه پس جواب گفتند كه أولا علم نداريم به خروج احدى از محاذات كعبه بلكه ممكن است كه همگى محاذى عين كعبه باشند چون زمين كرويست و خطى كه بر كره كشيده شود هر چند مستطيل باشد و در واقع مستدير است و بر تقدير تسليم محاذات حسى كافى است و آن مظنون است و شكى نيست در آن كه علم يا ظن بر خلاف آن نداريم و ليكن بنده گفتم كه اين قول مخالف ظاهر آيات است چون حق سبحانه و تعالى پنجم رتبه امر فرموده است كه در هر جا كه باشيد رو به جانب مسجد الحرام كنيد و يك جا نفرموده است كه رو بمسجد يا كعبه كنند در جواب فرمودند كه آن جماعت را اعتقاد اينست كه رو به جانب مسجد بمعنى رو بمسجد است چنانكه متعارفست كه هر گاه شخصى رو به شخصى كند مىگويند كه فلانى متوجه جانب فلانى است در جواب گفتم كه بر تقديرى كه اين اطلاق بر سبيل حقيقت باشد قرينه معنى اول از آيه ظاهر است كه رو بعين كعبه محالست بعيد را در جواب فرمودند كه از اين جهت است كه اكثر باين طرف قايلند و غرض اين بود كه حرف ايشان فى الجمله صورتى دارد بر تقدير صحّت اين جوابها گفتهايم و بعد از آن فرمودند كه فلانى من رساله در تحقيق جهت نوشتهام آن را مطالعه كن و بعد از آن اگر شبهه باشد گفتگو كن و بحث باين منتهى شد مجملا آن چه از آيات و اخبار ظاهر مىشود آنست كه امر قبله بسيار سهل است و در بيان علامات نيز مذكور خواهد شد و نهايت دقتى كه توان كرد آنست كه سابقا در باب مواقيت مذكور شد و اللّٰه تعالى يعلم.

divider