شناسه حدیث :  ۹۸۶۸۵

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۵۳  

عنوان باب :   الجزء الأول أَبْوَابُ اَلصَّلاَةِ وَ حُدُودِهَا بَابُ مَا يُصَلَّى فِيهِ وَ مَا لاَ يُصَلَّى فِيهِ مِنَ اَلثِّيَابِ وَ جَمِيعِ اَلْأَنْوَاعِ

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

وَ سَأَلَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ أَخَاهُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ : عَنِ اَلرَّجُلِ يُصَلِّي وَ أَمَامَهُ شَيْءٌ مِنَ اَلطَّيْرِ قَالَ «لاَ بَأْسَ» وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يُصَلِّي وَ أَمَامَهُ اَلنَّخْلَةُ وَ فِيهَا حَمْلُهَا قَالَ «لاَ بَأْسَ» وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يُصَلِّي فِي اَلْكَرْمِ وَ فِيهِ حَمْلُهُ قَالَ «لاَ بَأْسَ» وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يُصَلِّي وَ أَمَامَهُ حِمَارٌ وَاقِفٌ قَالَ «يَضَعُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ قَصَبَةً أَوْ عُوداً أَوْ شَيْئاً يُقِيمُهُ بَيْنَهُمَا ثُمَّ يُصَلِّي فَلاَ بَأْسَ» وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يُصَلِّي وَ مَعَهُ دَبَّةٌ مِنْ جِلْدِ حِمَارٍ أَوْ بَغْلٍ قَالَ «لاَ يَصْلُحُ أَنْ يُصَلِّيَ وَ هِيَ مَعَهُ إِلاَّ أَنْ يَتَخَوَّفَ عَلَيْهَا ذَهَابَهَا فَلاَ بَأْسَ أَنْ يُصَلِّيَ وَ هِيَ مَعَهُ » وَ عَنِ اَلرَّجُلِ تَحَرَّكَ بَعْضُ أَسْنَانِهِ وَ هُوَ فِي اَلصَّلاَةِ هَلْ يَنْزِعُهُ قَالَ «إِنْ كَانَ لاَ يُدْمِيهِ فَلْيَنْزِعْهُ وَ إِنْ كَانَ يُدْمِي فَلْيَنْصَرِفْ » وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يُصَلِّي وَ فِي كُمِّهِ طَيْرٌ فَقَالَ «إِنْ خَافَ عَلَيْهِ ذَهَاباً فَلاَ بَأْسَ» وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يَكُونُ بِهِ اَلثَّالُولُ أَوِ اَلْجُرْحُ هَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَقْطَعَ اَلثَّالُولَ وَ هُوَ فِي صَلاَتِهِ أَوْ يَنْتِفَ بَعْضَ لَحْمِهِ مِنْ ذَلِكَ اَلْجُرْحِ وَ يَطْرَحَهُ قَالَ «إِنْ لَمْ يَتَخَوَّفْ أَنْ يَسِيلَ اَلدَّمُ فَلاَ بَأْسَ وَ إِنْ تَخَوَّفَ أَنْ يَسِيلَ اَلدَّمُ فَلاَ يَفْعَلْهُ» وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يَكُونُ فِي صَلاَتِهِ فَرَمَاهُ رَجُلٌ فَشَجَّهُ فَسَالَ اَلدَّمُ فَانْصَرَفَ وَ غَسَلَهُ وَ لَمْ يَتَكَلَّمْ حَتَّى رَجَعَ إِلَى اَلْمَسْجِدِ هَلْ يَعْتَدُّ بِمَا صَلَّى أَوْ يَسْتَقْبِلُ اَلصَّلاَةَ قَالَ «يَسْتَقْبِلُ اَلصَّلاَةَ وَ لاَ يَعْتَدُّ بِشَيْءٍ مِمَّا صَلَّى» وَ عَنِ اَلرَّجُلِ يَرَى فِي ثَوْبِهِ خُرْءَ اَلطَّيْرِ أَوْ غَيْرِهِ هَلْ يَحُكُّهُ وَ هُوَ فِي صَلاَتِهِ قَالَ «لاَ بَأْسَ» وَ قَالَ «لاَ بَأْسَ أَنْ يَرْفَعَ اَلرَّجُلُ طَرْفَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ هُوَ يُصَلِّي» .
زبان ترجمه:

من لا یحضره الفقیه / ترجمه بلاغی و غفاری ;  ج ۱  ص ۳۸۳

776 - و علىّ‌ بن جعفر از برادر خويش موسى بن جعفر عليهما السّلام سؤال كرد در بارۀ كسى كه نماز بخواند و در برابر او يا روبرويش مرغى (يا يكى از انواع پرندگان) باشد با توجّه به اينكه سبب اشتغال خاطر مى‌شود نمازش چه صورت دارد؟ آن حضرت فرمود: مانعى ندارد. و نيز از آن حضرت پرسيد، در مورد شخصى كه نماز بخواند و پيش رويش درخت خرماى بارورى باشد (چون ذهن نمازگزار متوجّه آن مى‌شود) حكم آن چيست‌؟ امام عليه السّلام فرمود: اشكالى ندارد، يعنى اين عوامل خاصّة خدشه‌اى بنماز او وارد نمى‌آورد. و باز از آن حضرت سؤال كرد: هر گاه شخصى در تاكستانى نماز گزارد كه درختانش بار آورده باشد نماز او چه صورت دارد؟ آن حضرت فرمود: اشكالى ندارد. و باز از آن حضرت پرسيد چه ميفرمائيد در مورد شخصى كه نماز گزارد، و درازگوشى در برابر او ايستاده باشد؟ آن حضرت فرمود: ميان خود و آن حيوان نى يا شاخه درختى يا چيز ديگرى از اين قبيل در زمين فرو ميكند كه درازگوش را از حركت باز دارد (و نتواند موضع سجدۀ او را لگد كند يا باو تنه بزند و ايجاد زحمت كند) بعد بدون تشويش نماز ميخواند، باين صورت اشكالى ندارد. و باز از آن حضرت پرسيد: هر گاه بهمراه شخص نمازگزار دبّه‌اى باشد كه از پوست دراز گوش يا استرى ساخته شده چه حكمى دارد؟ فرمود: خوب نيست شخص نماز خواند و اينها را با خود داشته باشد مگر اينكه بترسد دزدان آن را ببرند در اين صورت اشكالى ندارد كه هنگام نماز آن را با خود داشته باشد. و نيز از آن حضرت پرسيد: هر گاه كسى در نماز باشد و بعضى از دندانهايش از محلّ‌ خود حركت كند و بالا آيد و مزاحم شود، بعبارت ديگر لق شده باشد ميتواند آن را در حال نماز از جايش بكند و بيرون آورد. امام عليه السّلام فرمود: اگر (وضع دندان بگونه‌اى است كه) با كنده شدن بخون نميافتد و دهان شخص خونين نميشود ميتواند آن را بكند و بيرون آورد، ولى اگر با اين كار دهانش را خون آلود ميسازد (يا از پيش كاملا معلوم است كه اگر دست بآن بزند خون جارى خواهد شد) بايد از اين كار دست بردارد. و باز از آن حضرت سؤال كرد: كسى كه نماز ميخواند اگر پرنده‌اى در آستين يا جيب لباس خود داشته باشد نماز او با اين وضع چگونه است‌؟ فرمود: اگر ميترسد كه چون رهايش كند پرواز نمايد و برود، همراه داشتن آن اشكالى ندارد. و باز (علىّ‌ بن جعفر) از آن حضرت پرسيد: شخصى كه بر بدنش ثالول است (يعنى همان دانه‌هاى گوشت اضافى كه بر سطح پوست دست و بدن بعضى از افراد ميرويد و در اصطلاح عمومى آن را زگيل مينامند و غالبا با بستن يك رشته نخ به انتهاى آن كه موجب قطع جريان خون و سياه شدن آن قسمت مى‌شود آن را از بدن جدا ميسازند يا خودبخود با اين عمل مى‌افتد) يا جراحتى در بدن دارد، آيا هنگام نماز ميتواند آن زگيل را (يا هر زائدۀ گوشتى يا پوستى ديگر را كه بر سطح بدن ميرويد) از بدن خود جدا سازد؟ يا جزئى از گوشت آن زخم را جدا كرده و دور اندازد؟ آن حضرت فرمود: اگر بيم نداشته باشد كه از محلّ‌ آن خون جارى شود باكى نيست، ولى اگر ميترسد كه خون روان شود اين كار را نكند. شارح گويد:«اين خبر محمول بزمانى است كه گوشت جدا شده خشك باشد، در غير اين صورت تكّه گوشتى كه از بدن يك جاندار جدا مى‌شود در حكم ميته و نجس است، لذا اگر جدا ميكند با آن نماز نخواند و چنانچه مرطوب و مسرى باشد دست را متنجّس ميكند». و باز از آن حضرت پرسيد: هر گاه شخصى در حال نماز باشد و كسى سنگى بسوى او پرتاب كند و سر او را بشكند و خون از آن روان شود، آنگاه شخص نماز را همچنان بحال خود گذارد و برود سر خود را بشويد و با هيچ كس سخن نگويد تا به جايگاه نماز خويش باز گردد، در اين صورت آيا همان نماز سابق را دنبال ميكند، يعنى از آنجائى كه ترك كرد، دوباره ادامه ميدهد يا نمازش را از سر ميگيرد؟ آن حضرت فرمود: نماز را از سر ميگيرد، و آنچه را كه قبلا خوانده بحساب نميگذارد و بنا را بر آن نميگذارد. و باز از آن حضرت پرسيد: شخصى كه در نماز است اگر در جامۀ خود فضلۀ پرنده‌اى يا چيز ديگرى ببيند آيا ميتواند در حال نماز آن را بسترد؟ آن حضرت فرمود: اشكالى ندارد. و نيز فرمود اشكالى ندارد كه نمازگزار در حالى كه نماز ميخواند بآسمان نظر كند.

divider