شناسه حدیث :  ۹۸۶۳۸

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۴۳  

عنوان باب :   الجزء الأول أَبْوَابُ اَلصَّلاَةِ وَ حُدُودِهَا بَابُ اَلْمَوَاضِعِ اَلَّتِي تَجُوزُ اَلصَّلاَةُ فِيهَا وَ اَلْمَوَاضِعِ اَلَّتِي لاَ تَجُوزُ فِيهَا

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

وَ سَأَلَ اَلْحَلَبِيُّ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : عَنِ اَلصَّلاَةِ فِي مَرَابِضِ اَلْغَنَمِ فَقَالَ «صَلِّ وَ لاَ تُصَلِّ فِي أَعْطَانِ اَلْإِبِلِ إِلاَّ أَنْ تَخَافَ عَلَى مَتَاعِكَ اَلضَّيْعَةَ فَاكْنُسْهُ وَ رُشَّهُ بِالْمَاءِ وَ صَلِّ فِيهِ» قَالَ «وَ كُرِهَ اَلصَّلاَةُ فِي اَلسَّبَخَةِ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَكَاناً لَيِّناً تَقَعُ عَلَيْهِ اَلْجَبْهَةُ مُسْتَوِيَةً » .
زبان شرح:

روضة المتقین ; ج ۲  ص ۱۱۵

«و سئل الحلبي (إلى قوله) الغنم» أي مواطنها «فقال صل و لا تصل في معاطن الإبل» أو أعطان الإبل «إلا أن تخاف على متاعك الضيعة» من السرقة و نحوها إذا فارقتها «فاكنسه و رشه بالماء» أي صبه عليه «و صل فيه» و يظهر منه أن علة الكراهة القذارة أو توهم النجاسة أو التقية لأن مذهب أكثر العامة نجاسة أبوال البهائم خصوصا الإبل «قال (إلى قوله) مستوية» و يفهم من هذا الخبر و غيره من الأخبار أن علة النهي عدم الاستواء غالبا و استوائها بدقها و تغميزها حتى لا يتحرك المصلي عليها و يمكن حملها على تخفيف الكراهة به.

divider

لوامع صاحبقرانی ; ج ۳  ص ۲۹۳

و به اسانيد صحيحه متكثره منقولست از عبيد اللّٰه كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه از نماز در پاگاههاى گوسفندان حضرت فرمودند كه در آنجا نماز بگذار و نماز مگذار در مواضعى كه شتر را بعد از آب دادن مىخوابانند كه مرتبه ديگر آب دهند و غالب اوقات در كنارهاى چاهها مىباشد و اكثر مردمان در آنجاها قضاى حاجت مىكنند و نجس مىباشد و يا از آن جهت كه چون شتران انتظار آبى ديگر دارند بسيار است كه خود بر مىجهند و اگر كسى باشد كه نگريزد در زير دست و پاى ايشان مىرود از اين جهت نهى وارد شده است و تجربه نيز كردهام كه چنين است پس فرمودند كه مگر آن كه خوف داشته باشى كه متاعت را دزد ببرد يا در زير دست و پاى شتران ضايع شود كه در اين صورت آنجا را بروب و آبى بر آنجا بريز كه اگر نجاستى داشته باشد پاك مىشود و نماز كن هم چنان كه در هر جا نجاست وهمى است شارع صبّ آب يا نضح يا رشّ از جهة زوال و هم فرمودهاند و هر سه يك معنى دارد كه ريختن آبست نه پاشيدن چنانكه ظاهر لفظ‍ نضح و رش است چون در بعضى اخبار بلفظ‍ صبّ وارد شده است و ليكن مظنون آنست كه هر جا بلفظ‍ صب باشد ريختن بايد و هر جا بلفظ‍ نضح و رش باشد پاشيدن كافى است اگر چه در همه جا ريختن به حيثيتى كه همه جا را فرا گيرد بهتر است تا مخالفت اصحاب نكرده باشد چون اكثر نضح و رش را تفسير بصب كردهاند و مظنون اين است كه در اينجا بر سبيل تقيه وارد شده است چون اكثر عامه مطلق بول را نجس مىدانند با آن كه از هيچ بولى اجتناب نمىكنند پس اگر در جائى باشد كه تقيه بايد كرد ريختن اولى است خصوصا از دلوهاى بزرگ چاه گاو كه عامه مطهر مىدانند چون نقل كردهاند كه اعرابى در مسجد حضرت سلام اللّٰه عليه بول كرد و مردمان خواستند كه او را آزار دهند حضرت منع مردمان كرد كه بگذاريد او را تا تمام كند بول را و بعد از آن اعرابى را طلبيدند و نصيحت فرمودند كه اين خانه الهى است و خانۀ خدا را نجس نمىبايد كرد و فرمودند كه دلو بزرگى آوردند و آب بر آنجا ريختند. و اين حديث در طرق ما نيز وارد شده است و حمل كردهاند جمعى بر آن كه مسجد در آن وقت سرباز بود و به آفتاب پاك شد و جائى كه آفتاب تابد بهتر آن است كه بر آن بول آبى بريزند تا پاك شود و خواهد آمد و جمعى حمل كردهاند بر آن كه ممكن است كه آن دلو كر بوده باشد و اين احتمال بعيد است و جمعى در خصوص اين موضع دلو بزرگ را مطهر مىدانند و اكثر متأخّرين اين حديث را طرح كردهاند بضعف و بحمل بر تقيه چون موافق مذهب عامه است. و على أيّ حال خلافست در آن كه در مواضع نضح و رش با رطوبت نماز مىتوان كرد يا مىبايد كه صبر كنند تا خشك شود اكثر علما بر اين قولند و ظاهر بلكه صريح اخبار آنست كه با رطوبت نماز مىتوان كرد چون نجاستش يقينى نيست و دور نيست كه آبى كه در بازارها مىپاشند مطهر باشد چون نجاستش يقينى نيست و شيخ ما مولانا عبد اللّٰه طاب ثراه مايل بود به طهارت چنانكه روزى شخصى از فضلا مىگفت در حضور شيخ كه زمين بازار نجس است زيرا كه هر روز سه مرتبه ياد و مرتبه آب مىپاشند و كفار و سگ در آنجا تردّد مىكنند علم يقينى داريم كه همه جاى آن نجس است شيخ فرمودند كه بهتر هر گاه روزى سه مرتبه آن را تطهير دهند نجاست نمىماند با آن كه اصل در اشياء طهارتست حضار مجلس همگى متوجه بحث شدند كه اين آب قليل است و به ملاقات نجاست نجس مىشود شيخ فرمودند كه اين بحث در تمام جميع تطهيرات باب قليل وارد مىشود و احاديث نضح و رش قريب به متواتر است و در همه جا اين بحث مىآيد و بعد از ورود نص بحث باطل است و قطع نظر از اخبار اين سخن استبعادى دارد و ليكن كسى كه تتبع احاديث كرده است استبعادى ندارد و اللّٰه تعالى يعلم. ديگر حضرت صلوات اللّٰه عليه فرمودند كه مكروهست نماز در شورهزار مگر آن كه نرم باشد كه پيشانى بر آن درست قرار گيرد و ظاهر اين حديث صحيح آنست كه نهى از نماز در شورهزار به اعتبار ناهمواريست پس اگر آن را بكوبند تا هموار شود كراهت نداشته باشد. چنانكه در حديث صحيح منقولست از ابو بصير و در حديث صحيح از حلبى كه سؤال كرديم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه از نماز در شورهزار چرا آن را مكروه مىدانيد حضرت فرمودند كه از آن جهت كه پيشانى در آنجا خوب قرار نمىگيرد پس گفتم اگر زمين هموارى باشد در آنجا نماز مىتوان كردن حضرت فرمودند كه باكى نيست. و در حديث موثق كالصحيح از سماعه منقولست كه از آن حضرت سؤال كردم از نماز در شورهزار فرمودند كه باكى نيست و حمل كردهاند بر آن كه هموار باشد هم چنين است برف چنانكه در حديث حسن از داود صرمى منقولست كه سؤال كردم از حضرت امام على نقى صلوات اللّٰه عليه و عرض نمودم كه از جهت خريدن چرم به جانب همدان و امثال آن مىروم و بسيار است كه برف عالم را گرفته است و جائى نيست كه نماز كنم حضرت فرمودند كه اگر جائى به همرسد در برف نماز مكن و اگر بهم نرسد بكوب بر فرا و هموار كن و بر آنجا نماز كن و قريب باين است حديث كالصحيح ديگر از آن حضرت صلوات اللّٰه عليه. و در حديث صحيح از محمد بن مسلم منقولست كه سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه از نماز كردن در مواضع شتر در كنار آب حضرت فرمودند كه اگر خوف داشته باشى بر متاعت بروب و آب بريز و نماز كن و باكى نيست در نماز كردن در پاگاههاى گوسفندان. و در موثق كالصحيح از سماعه منقولست كه از آن حضرت سؤال كردم از نماز در خوابگاه شتر در كنار آب و در پاگاههاى گاو و گوسفند حضرت فرمودند كه اگر آب بريزى و خشك شود باكى نيست و اما در پاگاههاى اسبان و استران و خران نماز مكن.

divider