شناسه حدیث :  ۹۸۶۱۸

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۳۶  

عنوان باب :   الجزء الأول أَبْوَابُ اَلصَّلاَةِ وَ حُدُودِهَا بَابُ فَضْلِ اَلْمَسَاجِدِ وَ حُرْمَتِهَا وَ ثَوَابِ مَنْ صَلَّى فِيهَا

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

وَ سُئِلَ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : عَنِ اَلطِّينِ فِيهِ اَلتِّبْنُ يُطَيَّنُ بِهِ اَلْمَسْجِدُ أَوِ اَلْبَيْتُ اَلَّذِي يُصَلَّى فِيهِ فَقَالَ «لاَ بَأْسَ» .
زبان شرح:

روضة المتقین ; ج ۲  ص ۱۰۲

«و سئل أبو الحسن الأول عليه السلام عن الطين فيه التبن» الظاهر أن السؤال لأجل السجود باعتبار أن التبن تأكله الأنعام، فقال: لا بأس لأنه ليس مأكولا للإنسان

divider

لوامع صاحبقرانی ; ج ۳  ص ۲۵۶

و منقولست كه سؤال كردند از حضرت امام موسى كاظم صلوات اللّٰه از گلى كه كاه در او كنند و مسجد را كاه گل كنند يا خانه را كه در آن نماز كنند زمينش را كاه گل بمالند آيا خوبست و سجده مىتوان كرد با آن كه كاه ماكول است حضرت فرمودند كه باكى نيست كاه ماكول حيواناتست و مىبايد كه ماكول انسان نباشد و ممكن است كه على بن جعفر (عليه السّلام) شنيده باشد كه تيمّم از كاهگل نمىتوان كرد به خاطرش رسيده باشد كه سجده كردن نيز مثل تيمّم كردنست حضرت فرموده باشند كه باكى نيست و هر دو از يك باب نيستند در جميع چيزها و ديگر از آن حضرت صلوات اللّٰه سؤال كردند از منزلى كه در آنجا گچ مىپزند بفضله آدمى چنانكه متعارف عراق عربست بالفعل نيز كه گچ خام را پهن مىكنند و عذره خشك را بر بالاى آن مىريزند و آتش در آن مىزنند گچ پخته مىشود و دغدغه از دو وجه است يكى آن كه ممكن است كه عذره تر باشد و گچ نجس شود دويم آن كه آيا به سوختن پاك مىشود و استحاله از مطهرات هست يا نه و در اينجا دو استحاله است يكى استحاله عذره به خاكستر و دوم استحاله گچ خام كه پخته مىشود آيا باين پاك مىشود و مسجد را باين گچ گچكارى مىتوان كرد يا نه حضرت در جواب فرمودند كه باكى نيست يعنى استحاله به خاكستر از مطهراتست و گچ لازم نيست كه نجس شود چون اغلب آنست كه عذره خشك را بر روى گچ مىكنند و اگر سؤال ازين باشد كه زمين مسجد را گچكارى مىكنند آيا سجده بر آن مىتوان كرد چنانكه چنين سؤالى خواهد آمد در اين صورت جواب اينست كه مثل اين استحاله بر تقديرى كه مطهر باشد مانع از سجده نيست زيرا كه به سبب اين استحاله از اسم ارض بيرون نمىرود و سجده بر ارض جايز است پس بنا بر اين سجده بر آجر و امثال آن توان كرد و ليكن باين حديث استدلال بر جواز سجده نمىتوان كرد چون سخن سجده مذكور نيست. در اين خبر ديگر پرسيدند كه هر گاه يورتى مدتى بيت الخلا باشد آيا آن خانه را مسجد مىتوان كرد حضرت صلوات اللّٰه عليه فرمودند كه هر گاه پاكيزه سازند آن خانه را از نجاسات و اصلاح كنند كه خاكى در آن خانه بريزند بواسطه زيادتى تطهير يا بوريايى بر آن بيندازند باكى نيست و توهم مىشود كه چون زمين نجس شده است مشكل است كه خاكهاى آن زمين را آن قدر توان بر داشتن كه هيچ خاك نجس نماند از جهت رفع اين توهم خاك بر بالاى آن ريختن خوبست و دور نيست كه اين خاك مطهّر باشد چنانكه ظاهر احاديث صحيحه است از حضرات صادقين صلوات اللّٰه عليهم فرمودند كه زمين بعضى از آن بعضى ديگر را مطهّر است و ظاهرش آنست كه خاك پاكى كه بر خاك نجس اندازد پاك مىشود و صريح اين احاديث نيز دلالت بر آن مىكند مثل صحيحه حلبى كه خواهد آمد بلفظ‍ تطهير و صحيحه عبد اللّٰه بن سنان كه حضرت (صلّى اللّه عليه و آله) فرمودند كه هر گاه خواهى بيت الخلا را مسجد كنى آن مقدار خاك بر او بريز كه نجاسات مخفى شود پس بتحقيق كه آن را مطهّر است إن شاء اللّٰه. و در حديث كالصحيح مسعده كه آن حضرت صلوات اللّٰه عليه فرمودند كه هر گاه آن قدر خاك بريزند كه نجاسات را به پوشاند و بوى آن زايل شود باكى نيست كه مسجد بسازند زيرا كه خاك تطهير آن مىدهد و سنت بر اين جارى شده است. و در حديث كالصحيح ديگر از آن حضرت صلوات اللّٰه عليه وارد شده است در اين سؤال كه هر گاه آن مقدار خاك بريزند كه به پوشاند نجاسات را پس آن أشد تطهيرا است. و در حديث كالصحيح ديگر از آن حضرت صلوات اللّٰه عليه منقولست كه باكى نيست كه بيت الخلا را مسجد كنند و اگر اين خاك مطهر نباشد نيز ضرر ندارد بنا بر آن كه الحال علم نداريم كه از خاك نجس چيزى مانده است يا آن كه هر گاه مسجد كنند بعد از آن نمىبايد آن را نجس كردن آن چه پيشتر نجس شده باشد ضرر ندارد چنانكه شيخ تسترى طاب ثراه مىفرمودند و ظاهر احاديث بسيار اينست كه همين كافى است كه خاك نجس را بحسب ظن خود بر دارد و اين دقتها وسواس است و اگر راه وسواس باز شود گوشت نمىتوان خورد زيرا كه چربى گوشت در دكان قصاب بىدغدغه نجس مىشود و چربى بمنزله آب مضافست كه قابل تطهير نيست مثل روغن و قطع نظر از چربى گوشت دستى كه بر آن مىمالند كه ازاله نجاست آن كند دست چرب مىشود و تا چربى دارد نه چربى قابل تطهير است و نه دست به اعتبار حايل بودن چربى از رسيدن آب بدست و هم چنين در جميع چيزها هر گاه دقت كنند پاك در عالم بهم نمىرسد و در شريعت سمحه سهله اين دقّتها را نديدهايم در جائى كه حضرات ائمه معصومين صلوات اللّٰه عليهم كرده باشند بلكه مدار بر توسعه است چنانكه گذشت و خواهد آمد و اين حديث از جمله احاديث على بن جعفر است و همين سؤالات در كتاب قرب الاسناد هست از على بن جعفر كه از برادرش موسى بن جعفر سلام اللّٰه عليهما كرده است پس بنا بر اين صحيح بوده باشد چون سند صدوق بكتاب عليّ بن جعفر صحيح است.

divider