شناسه حدیث :  ۹۸۲۳۶

  |  

نشانی :  من لا يحضره الفقيه  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۳۰  

عنوان باب :   الجزء الأول [ابواب الطهارة ] بَابُ غُسْلِ يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ وَ دُخُولِ اَلْحَمَّامِ وَ آدَابِهِ وَ مَا جَاءَ فِي اَلتَّنْظِيفِ وَ اَلزِّينَةِ تَقْلِيمُ اَلْأَظْفَارِ وَ أَخْذُ اَلشَّارِبِ وَ اَلْمَشْطُ

معصوم :   امام صادق (علیه السلام)

وَ قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : «تَقْبِضُ بِيَدِكَ عَلَى لِحْيَتِكَ وَ تَجُزُّ مَا فَضَلَ» .
زبان شرح:

لوامع صاحبقرانی ; ج ۲  ص ۱۰۱

و بسند كالصحيح از آن حضرت صلوات اللّٰه عليه منقولست كه فرمودند كه بدست خود ريش خود را مىگيرى و زيادتى را مىچينى و ظاهر قبضه آنست كه از ابتداى ريش از اطراف بايد گرفت و چون عامه را مطلوب افتاده است زيادتى از انتهاى استخوانهاى لحيين كه دندانها بر آنهاست مىگيرند و كاش به آن نيز اكتفا مىكردند. و در حديث كالصحيح از سدير صيرفى منقولست كه حضرت امام محمد باقر را ديدم كه از دو طرف محاسن مىگرفتند و محاسن را فربه مىكردند به آن كه از زير آن نمىگرفتند. و منافى اين نيست حديث حسن زيات كه من آن حضرت را صلوات اللّٰه عليه ديدم كه سبك مىكردند محاسن مبارك خود را زيرا كه حمل مىكنيم سبكى را بر گرفتن زياده از قبضه از اطراف. و اما شارب پس ظاهر دو حديث نبوى صلى اللّٰه عليه و آله كه از پيش گذشت آنست كه كل موى لب بالا با سبيلها گرفته شود. و در حديث كالصحيح از عبد اللّٰه بن عثمان منقولست كه من ديدم كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّٰه عليه شارب را تمام مىگرفتند تا محل روييدن مو. و در حديث سكونى از حضرت سيد المرسلين صلى اللّٰه عليه و آله مرويست كه سنت آنست كه شارب را بگيرند تا لب بالا تمام ظاهر شود و به محل روييدن مو برسد. و از اين حديث ظاهر مىشود كه آب خور را بايد گرفت و بس و در لغت شارب را بر آبخور اطلاق مىكنند و بر پشت لب بالا اطلاق مىكنند و بر مجموع اينها با سبيلها اطلاق مىكنند پس آن چه معلوم است استحباب آن چيدن آبخور است و زيادتى را اگر كوتاه كنند ضرر ندارد. و اما كوتاه كردن ريش پس اگر قدرى بماند كه اطلاق ريش بر آن كنند بىدغدغه نامشروع نكرده است و ليكن ترك سنت كرده است چون سنت قبضه است و ظاهرا زيادتى بدتر از كمى باشد و از دو خبر نبوى صلى اللّٰه عليه و آله ظاهر مىشود كه چيدن ريش بعنوان مورچهاى يا تراشيدن آن بد باشد و احتمال حرمت و كراهت هر دو دارد اگر چه ظاهر اكثر علما حرمتست چون امر را از براى وجوب مىدانند. و شهيد رحمه اللّٰه ذكر كرده است حرمت تراشيدن ريش را بىخلاف. و كلينى رضى اللّٰه عنه از حضرت امير المؤمنين صلوات اللّٰه عليه روايت كرده است كه جماعتى بودند كه ريش را مىتراشيدند و شاربها را پيچ مىدادند پس حق سبحانه و تعالى ايشان را مسخ كرد به مارماهى و كلينى حكم به صحت حديث كرده است پس از اين حديث ظاهر شد كه سبيل را نيز شارب مىگويند و احتياط‍ در دين ترك هر دو است و اللّٰه تعالى يعلم.

divider