شناسه حدیث :  ۹۵۲۳۴

  |  

نشانی :  تهذيب الأحکام  ,  جلد۸  ,  صفحه۳۰۶  

عنوان باب :   الجزء الثامن كِتَابُ اَلْأَيْمَانِ وَ اَلنُّذُورِ وَ اَلْكَفَّارَاتِ 5 - بَابُ اَلنُّذُورِ

معصوم :   امام کاظم (علیه السلام)

اَلْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: «كُلُّ مَنْ عَجَزَ عَنْ نَذْرٍ نَذَرَهُ فَكَفَّارَتُهُ كَفَّارَةُ يَمِينٍ» .
زبان ترجمه:

گزیده تهذیب ;  ج ۵  ص ۲۰

* *14 - ابو الحسن امام كاظم (ع) گفت: هر كس نذر كند و نتواند به نذر خود پابند بماند، بايد مانند كفارۀ سوگند، كفاره بپردازد.
شرح: اگر كسى بخواهد خارج از محدودۀ محرمات و واجبات الهى، شخصا حلالى را بر خود حرام كند و يا مستحبى را بر خود واجب نمايد، مى‌تواند با نام اللّه قسم بخورد. در نظر اللّه، سوگند تا آن حد قاطعيت دارد كه اگر كسى تخلف كند و آنچه را با قيد سوگند بر خود حرام كرده انجام دهد و آنچه را بر
خود واجب كرده است، ترك گويد، خشم خدا را موجب مى‌شود و تا كفاره نپردازد از خشم خدا دور نخواهد شد. كفارۀ قسم آن است كه ده مسكين را طعام بدهد و يا لباس بپوشاند و چه بهتر كه يك برده آزاد كند و الا سه روز پى‌درپى روزه بگيرد. علاوه بر قسم، در اثر شرط‍‌ و قرار با اللّه، انسان مى‌تواند حلالى را بر خود حرام كند و يا مستحبى را بر خود واجب سازد. اين شرط‍‌ و قرار خواه براى جلب منافع باشد كه بگويند:«اگر خداوند پسرى صالح به من عنايت كند به شكرانه صد دينار طلا تصدق مى‌كنم» و خواه براى رفع خطر باشد كه بگويند: «اگر خداوند پسرم را شفا بدهد به شكرانه صد دينار طلا تصدق مى‌كنم». به نام نذر خوانده مى‌شود. صورت اول را در سورۀ اعراف آيۀ 189 و صورت دوم را در سورۀ يونس آيۀ 22 ملاحظه مى‌كنيد و با آنكه مسئله نذر در آيات بسيارى مطرح شده است، براى تخلف آن كفاره‌اى بيان نشده است و اين اهل بيت رسول خدايند كه نذر و قسم را برابر مى‌دانند و كفارۀ نذر را بر كفارۀ قسم متفرع ساخته‌اند. گويا اهل بيت رسول كه صلوات خدا بر همۀ آنان باد، سنت رسول خدا را مأخذ فتواى خود قرار داده‌اند آنجا كه رسول خدا صلوات اللّه عليه كفارۀ جماع را در حال روزۀ ماه رمضان بر كفارۀ جماع در حال ظهار متفرع ساخته به آن مرد عرب فرمود: يك برده آزاد كند و الا بايد شصت روز روزه بگيرد وگرنه شصت مسكين بى‌نوا را غذا بدهد. به حديث 3614 و 3617 و شرح آن مراجعه شود.

divider