شناسه حدیث :  ۷۵۵۰۲

  |  

نشانی :  إعلام الوری بأعلام الهدی  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۲۷  

عنوان باب :   الجزء الأول الركن الثالث في ذكر الأئمّة من أبناء أمير المؤمنين عليه السلام من الحسن بن عليّ الوصيّ إلى الحسين بن عليّ الزكيّ، و تاريخ مواليدهم و مواضع قبورهم، و دلائل إمامتهم، و أزمان خلافتهم، و مدد أعمارهم، و عدد أولادهم، و طرف من أخبارهم. الباب الثاني في ذكر السبط الشهيد أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن أبي طالب عليهما السلام سيّد شباب أهل الجنّة الفصل الثالث في ذكر بعض خصائصه و مناقبه و فضائله صلوات اللّه عليه

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امام حسین (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

و فِي مُسْنَدِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ: عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ قَالَ: «حَدَّثَتْنِي أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ قَالَتْ: لَمَّا كَانَ بَعْدَ حَوْلِ مِنْ مَوْلِدِ اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وُلِدَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَجَاءَ اَلنَّبِيُّ عليه و آله السلام فقال: يا أَسْمَاءُ هَاتِي اِبْنِي، فَدَفَعْتُهُ إِلَيْهِ فِي خِرْقَةٍ بَيْضَاءَ فَأَذَّنَ فِي اذنه اليمنى، و أقام فِي اَلْيُسْرَى، و وَضَعَهُ فِي حَجْرِهِ و بَكَى. قَالَتْ أَسْمَاءُ: فِدَاكَ أَبِي و امّي ممّ بكاؤك؟ قَالَ: مِنِ اِبْنِي هَذَا. قُلْتُ: إِنَّهُ وُلِدَ اَلسَّاعَةَ! قَالَ: يَا أَسْمَاءُ تَقْتُلُهُ اَلْفِئَةُ اَلْبَاغِيَةُ مِنْ بَعْدِي، لاَ أَنَالَهُمُ اَللَّهُ شَفَاعَتِي، ثُمَّ قَالَ: يَا أَسْمَاءُ، لاَ تُخْبِرِي فَاطِمَةَ فإنّها حَدِيثُ عَهْدٍ بِوِلاَدَتِهِ، ثُمَّ قَالَ لِعَلِيٍّ: أَيَّ شَيْءٍ سَمَّيْتَ اِبْنِي هَذَا؟ قَالَ: مَا كُنْتُ لِأَسْبِقَكَ بِاسْمِهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ، و قَدْ كُنْتُ احبّ أن اسمّيه حربا. فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ: مَا كُنْتُ لِأَسْبِقَ بِاسْمِهِ رَبِّي. فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: اَلْجَبَّارُ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ و يَقُولُ: سَمِّهِ بِاسْمِ اِبْنِ هارون. فقال: و مَا اِسْمُ اِبْنِ هَارُونَ؟ قال: شبير. قال: لساني عربيّ. قال: سمّه الحسين. فَسَمَّاهُ اَلْحُسَيْنَ، ثُمَّ عَقَّ عَنْهُ يَوْمَ سَابِعِهِ بِكَبْشَيْنِ أَمْلَحَيْنِ، و حَلَقَ رَأْسَهُ و تَصَدَّقَ بِوَزْنِ شَعْرِهِ وَرِقاً، و طلى رَأْسَهُ بِالْخَلُوقِ و قَالَ: اَلدَّمُ فِعْلُ اَلْجَاهِلِيَّةِ، و أَعْطَى اَلْقَابِلَةَ فَخِذَ كَبْشٍ» .
زبان ترجمه:

زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ;  ج ۱  ص ۳۱۲

3-در مسند حضرت رضا عليه السّلام از حضرت سجاد و او از اسماء بنت عميس روايت كرده كه وى گفت: پس از اينكه حسن عليه السّلام متولد شد حسين بدنيا آمد، روزى حضرت رسول آمدند و به من فرمودند فرزندم را نزد من بياور، من حسين را خدمت آن جناب بردم، پيغمبر در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپ اقامه فرمود، و پس از آن در دامن خود نهادند و گريه كردند اسماء گفت پدر و مادرم فدايت شوند علت گريه شما چيست‌؟ گفت من از جريان اين فرزندم بگريه افتادم، گفتم: او هم اكنون متولد شده و ناراحتى ندارد، فرمودند: اى اسماء او را گروه ستمكاران خواهند كشت، و خداوند آنان را از شفاعت من محروم خواهد كرد، پس از اين فرمودند: اى اسماء فاطمه را از اين جريان مطلع نكن.4-پيغمبر به على فرمودند ميل دارى نام پسرم را چه بگذارى‌؟ فرمود: من در اين مورد از شما جلو نميروم و ليكن دوست داشتم او را به «حرب» نام‌گذارى كنم، پيغمبر فرمود: من هم قبل از اينكه خداوند در اين مورد دستورى ندهد پيش قدم نخواهم شد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و فرمود: پروردگارت سلامت ميرساند و مى‌فرمايد او را بنام فرزند هارون نام‌گذارى كن، گفتم: نام فرزند هارون چه بوده‌؟ گفت:«شبير» گفت: زبانم عربى است، جبرئيل گفت: او را «حسين» نام بگذار پيغمبر همين نام را براى وى برگزيد و پس از اين دو گوسفند از براى او عقيقه كرد و سرش را تراشيد و بوزن موى او صدقه داد، و با بوى خوشى سرش را شست و فرمود: شستن با خون از رسوم دوران جاهليت است، و يك ران گوسفند را هم به قابله مرحمت كردند

divider