شناسه حدیث :  ۷۵۴۹۸

  |  

نشانی :  إعلام الوری بأعلام الهدی  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۲۲  

عنوان باب :   الجزء الأول الركن الثالث في ذكر الأئمّة من أبناء أمير المؤمنين عليه السلام من الحسن بن عليّ الوصيّ إلى الحسين بن عليّ الزكيّ، و تاريخ مواليدهم و مواضع قبورهم، و دلائل إمامتهم، و أزمان خلافتهم، و مدد أعمارهم، و عدد أولادهم، و طرف من أخبارهم. الباب الثاني في ذكر السبط الشهيد أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن أبي طالب عليهما السلام سيّد شباب أهل الجنّة الفصل الثاني في ذكر الدلائل على إمامته و أنه المنصوص عليه من جهة أبيه و أخيه

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امام حسن مجتبی (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

و رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ، عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: «لَمَّا حَضَرَتِ اَلْحَسَنَ اَلْوَفَاةُ قَالَ: يَا قَنْبَرُ اُنْظُرْ هَلْ ترى من وَرَاءَ بَابِكَ مُؤْمِناً مِنْ غَيْرِ آلِ مُحَمَّدٍ ؟ فَقَالَ: اَللَّهُ و رَسُولُهُ و اِبْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ، قَالَ: اِمْضِ فَادْعُ لِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ . قَالَ: فَأَتَيْتُهُ، فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ: هَلْ حَدَثَ إِلاَّ خَيْرٌ؟ قُلْتُ: أَجِبْ أبا محمد . فَعَجَّلَ عَلَى شِسْعِ نَعْلِهِ فَلَمْ يُسَوِّهِ، فَخَرَجَ مَعِي يَعْدُو، فَلَمَّا قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ سَلَّمَ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : اِجْلِسْ فَلَيْسَ مثلك يغيب عن سماع كلام يحيى بِهِ اَلْأَمْوَاتُ و يَمُوتُ بِهِ اَلْأَحْيَاءُ، كُونُوا أَوْعِيَةَ اَلْعِلْمِ و مَصَابِيحَ اَلدُّجَى، فَإِنَّ ضَوْءَ اَلنَّهَارِ بَعْضُهُ أَضْوَأُ مِنْ بَعْضٍ، أ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ و جَلَّ جَعَلَ وُلْدَ إِبْرَاهِيمَ أَئِمَّةً و فَضَّلَ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ و آتَى دَاوُدَ زَبُوراً ، و قَدْ عَلِمْتَ بِمَا استأثر [به] مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ و سلّم. يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ، إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ اَلْحَسَدَ، و إِنَّمَا وَصَفَ اَللَّهُ تَعَالَى بِهِ اَلْكَافِرِينَ فَقَالَ: كُفّٰاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَيَّنَ لَهُمُ اَلْحَقُّ و لَمْ يَجْعَلِ اَللَّهُ لِلشَّيْطَانِ عَلَيْكَ سلطانا. يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ، أ لاَ اخبرك بِمَا سَمِعْتُ مِنْ أَبِيكَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِيكَ؟ قال: بلى. قال: سمعت أباك يقول يوم البصرة : مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَبَرَّنِي فِي اَلدُّنْيَا و اَلْآخِرَةِ فَلْيَبَرَّ مُحَمَّداً وَلَدِي. يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ، لَوْ شِئْتُ أَنْ اخبرك و أنت نطفة في ظهر أبيك لأخبرتك. يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ، أ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ بَعْدَ وَفَاةِ نَفْسِي و مُفَارَقَةِ رُوحِي جِسْمِي إِمَامٌ مِنْ بَعْدِي، و عِنْدَ اَللَّهِ فِي اَلْكِتَابِ وراثة من النبيّ أَضَافَهَا اَللَّهُ لَهُ فِي وراثة أبيه و امّه، عَلِمَ اَللَّهُ أَنَّكُمْ خِيَرَةُ خَلْقِهِ فَاصْطَفَى مِنْكُمْ مُحَمَّداً و اِخْتَارَ مُحَمَّدٌ عَلِيّاً و اِخْتَارَنِي عَلِيٌّ لِلْإِمَامَةِ و اِخْتَرْتُ أَنَا اَلْحُسَيْنَ . فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ : أَنْتَ إِمَامِي و سَيِّدِي أَلاَ و إِنَّ فِي رَأْسِي كَلاَماً لاَ تَنْزِفُهُ اَلدِّلاَءُ، و لاَ تُغَيِّرُهُ نَغْمَةُ اَلرِّيَاحِ، كَالْكِتَابِ اَلْمُعْجَمِ فِي اَلرَّقِّ اَلْمُنَمْنَمِ أَهُمُّ بِإِبْدَائِهِ فَأَجِدُنِي سُبِقْتُ إِلَيْهِ سَبْقَ اَلْكِتَابِ اَلْمُنْزَلِ و مَا جَاءَتْ بِهِ اَلرُّسُلُ، و إِنَّهُ لَكَلاَمٌ يَكِلُّ بِهِ لِسَانُ اَلنَّاطِقِ و يَدُ اَلْكَاتِبِ، حَتَّى لاَ يَجِدَ قَلَماً، و يُؤْتَوْا بِالْقِرْطَاسِ حُمَماً و لاَ يَبْلُغُ فَضْلَكَ، و كَذَلِكَ يَجْزِي اَللَّهُ اَلْمُحْسِنِينَ و لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ، اَلْحُسَيْنُ أَعْلَمُنَا عِلْماً، و أَثْقَلُنَا حِلْماً، و أَقْرَبُنَا مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ رَحِماً، كَانَ إماما قَبْلَ أَنْ يُخْلَقَ، و قَرَأَ اَلْوَحْيَ قَبْلَ أَنْ يَنْطِقَ، و لَوْ عَلِمَ اَللَّهُ أَنَّ أَحَداً خَيْراً مِنَّا ما اصطفى مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ و سلّم، فَلَمَّا اِخْتَارَ مُحَمَّداً اِخْتَارَ محمد عَلِيّاً إِمَاماً و اِخْتَارَكَ عَلِيٌّ بَعْدِهِ و اِخْتَرْتَ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بعدك، سلّمنا و رَضِينَا بِمَنْ هُوَ اَلرِّضَى و بِمَنْ نَسْلَمُ بِهِ مِنَ اَلْمُشْكِلاَتِ» .
زبان ترجمه:

زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ;  ج ۱  ص ۳۰۹

2-مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام روايت ميكند كه آن جناب فرمود هنگامى كه حضرت امام حسن را مرگ نزديك شد به قنبر فرمود: ببين پشت در غير از آل محمد مؤمنى ديگر هست، قنبر گفت: خدا و رسول و فرزند رسول به اين موضوع داناتر هستند، فرمود: اكنون برويد و محمد بن على را نزد من حاضر كنيد، قنبر گويد: من رفتم و سفارش را به محمد گفتم، وى اظهار داشت مگر خبر تازه‌اى پيش آمده‌؟! قنبر گويد: گفتم هر چه زودتر در نزد ابو محمد حاضر گرديد، وى با عجله هر چه بيشترى خود را خدمت حضرت امام حسن عليه السّلام رسانيد، و پس از سلام در مقابل آن جناب ايستاد، حضرت فرمود اكنون بنشين، سزاوار نيست امثال شما در هنگام استماع كلماتى كه مردگان بوسيلۀ آن زنده ميشوند، و زندگان از شنيدن آن ميميرند غائب باشيد. حضرت مجتبى عليه السّلام فرمود: وجود خود را هم چون ظرفى قرار دهيد كه علم و دانش در آن جاى گيرد، و مانند شعله‌هاى فروزان شب‌هاى تاريك و ظلمانى را روشن كنيد، روشنائى روز با يك ديگر فرق دارند و بعضى ساعات از ساعات ديگر روشنتر هستند، آيا شما نمى‌بينيد خداوند فرزندان ابراهيم را بر يك ديگر فضيلت داده، و بر داود زبور مرحمت كرده و محمد را از ميان آنان برسالت برگزيده است. اى محمّد اكنون بدان من ميترسم گرفتار حسد گردى و خداوند فرموده:«كسانى كه حق از براى آنان روشن شد و ليكن از روى حسد روى حق سرپوش گذاشتند» و خداوند شيطان را بر تو مسلط‍‌ نساخته است، اى محمد اينك بشنو سخنى را كه از پدرت شنيده‌ام و اين سخن را در بارۀ تو فرموده است. من از پدرت شنيدم آنگاه كه در بصره بوديم ميفرمود: هر كس ميل دارد در دنيا و آخرت به من نيكى كند بفرزندم محمّد نيكى نمايد و او را خوشحال كند، اى محمّد اگر بخواهم از حال تو اطلاع دهم در وقتى كه در پشت پدرت نطفه بودى اطلاع ميدهم اى محمّد آيا نميدانى كه حسين بن على پس از وفات من امام است و در نزد خداوند وارث پيغمبر است و اين ارث را از پدر و مادرش اخذ كرده است. خداوند دانا است كه شما بهترين مردم هستيد و از ميان شما محمد را برسالت برگزيد، و محمد هم علي را اختيار كرد و علي هم مرا براى امامت برگزيد و من هم حسين را براى شما اختيار كردم. محمّد بن على گفت: تو امام و پيشوا و سيد من هستى، من در عقيده خود ثابت و پابرجا هستم و هيچ وقت گرفتار وساوس شيطان نيستم، ايمان من چنان محكم و استوار است كه بادهاى سخت او را از بين نميبرد و مانند نقوش بر صفحه كاغذ ترسيم شده است حسين عليه السّلام داناترين ما است از جهت علم و دانش، و سنگين‌ترين ما است از نظر حلم و بردبارى، و از همۀ ما به حضرت رسول صلّى اللّٰه عليه و آله نزديكتر است، وى امام و پيشواى ما بود قبل از اينكه آفريده شود، و ناطق وحى بود پيش از اينكه به سخن گفتن آيد و اگر خداوند ميدانست كسى از غير ما داناتر هست محمّد را برسالت اختيار نميكرد، محمّد على را اختيار نمود و على شما را برگزيد و تو هم حسين را انتخاب كردى ما به اين انتخاب رضايت داريم و تسليم گفتۀ شما هستم.

divider