شناسه حدیث :  ۷۵۲۳۳

  |  

نشانی :  إعلام الوری بأعلام الهدی  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۷۷  

عنوان باب :   الجزء الأول الركن الأول من الكتاب في ذكر النبيّ المصطفى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و نسبه، و مولده، و مبعثه، و مدّة حياته، و وقت وفاته، و بيان أسمائه و صفاته، و دلائل نبوّته و معجزاته، و ذكر أولاده و أزواجه و أعمامه و أخواله، و معرفة بعض غزواته و أحواله. الباب الرابع في ذكر مغازي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنفسه و سراياه و نبذ من أخباره إلى أن فارق دنياه على سبيل الإجمال و الاختصار [غزوة أحد]

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «اِنْهَزَمَ اَلنَّاسُ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ فَغَضِبَ غَضَباً شَدِيداً، و كَانَ إِذَا غَضِبَ اِنْحَدَرَ مِنْ وَجْهِهِ و جَبْهَتِهِ مِثْلُ اَللُّؤْلُؤِ مِنَ اَلْعَرَقِ، فَنَظَرَ فَإِذَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِلَى جَنْبِهِ، فَقَالَ: مَا لَكَ لَمْ تَلْحَقْ بِبَنِي أَبِيكَ؟ فَقَالَ عَلَيَّ: يَا رَسُولَ اَللَّهِ أكفر بعد ايمان! إنّ لي بك اسوة، فَقَالَ: أَمَّا لاَ فَاكْفِنِي هؤلاء. فَحَمَلَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَضَرَبَ أَوَّلَ مَنْ لَقِيَ مِنْهُمْ، فَقَالَ جَبْرَئِيلُ: إِنَّ هَذِهِ لَهِيَ اَلْمُوَاسَاةُ يَا مُحَمَّدُ. قَالَ: إِنَّهُ مِنِّي و أَنَا مِنْهُ. قَالَ: جَبْرَئِيلُ و أنا منكما» . و ثاب إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ و سلّم جماعة من أصحابه، و اصيب مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ سَبْعُونَ رَجُلاً، مِنْهُمْ أَرْبَعَةٌ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ: حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ، و عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَحْشٍ، و مُصْعَبُ بْنُ عُمَيْرٍ، و شَمَّاسُ بْنُ عُثْمَانَ ابن الرشيد، و اَلْبَاقُونَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ .
زبان ترجمه:

زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ;  ج ۱  ص ۱۱۸

حضرت صادق عليه السّلام فرمود: مردم در روز احد از حضرت رسول صلى اللّٰه عليه و آله دور شدند و آن جناب را در ميدان جنگ تنها گذاشتند، پيغمبر از اين جريان فوق العاده خشمگين شد، و حضرت هنگامى كه غضب ميكرد عرق از چهره‌هاى مباركش جارى ميشد. در اين هنگام كه حضرت رسول صلى اللّٰه عليه و آله در ميدان جنگ تنها مانده بودند، و تمام اصحاب و ياران او فرار كرده بودند؛ ناگهان متوجه شدند كه على بن ابى طالب عليه السّلام در پهلوى وى ايستاده، پيغمبر فرمود: يا على! چرا مانند خويشاوندان پدرى خود از ميدان فرار نكردى‌؟! علي عليه السّلام عرض كرد: يا رسول اللّٰه! آيا پس از اسلام كفر را اختيار كنم من به شما اقتداء كرده و از شما جدا نخواهم شد. حضرت فرمود: اينك مرا از دشمنان محافظت كن، على عليه السّلام بطرف مشركين حمله كرد و يكى از آنها را از پا در آورد، در اين هنگام جبرئيل گفت: يا محمّد مواساة اين است، حضرت رسول فرمود: او از من است و من از او، جبرئيل گفت: من هم از شما هستم. پس از مدتى جماعتى از اصحاب پيغمبر كه از ميدان فرار كرده بودند بطرف او برگشتند، در جنگ احد هفتاد نفر از ياران پيغمبر به شهادت رسيدند، از اين عده چهار نفر از مهاجرين بودند مانند: حمزة بن عبد المطلب، عبد اللّٰه بن جحش، مصعب بن عمير، و شماس بن عثمان بن شريد، و بقيه از انصار بشمار ميرفتند.

divider