شناسه حدیث :  ۷۵۱۸۵

  |  

نشانی :  إعلام الوری بأعلام الهدی  ,  جلد۱  ,  صفحه۹۷  

عنوان باب :   الجزء الأول الركن الأول من الكتاب في ذكر النبيّ المصطفى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و نسبه، و مولده، و مبعثه، و مدّة حياته، و وقت وفاته، و بيان أسمائه و صفاته، و دلائل نبوّته و معجزاته، و ذكر أولاده و أزواجه و أعمامه و أخواله، و معرفة بعض غزواته و أحواله. الباب الثاني في ذكر آياته الباهرات و معجزاته الخارقة للعادات فصل [آياته و معجزاته (صلّى اللّه عليه و آله) بعد المبعث] فصل في ذكر بيان بعض معجزات النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

ابن موهب قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ فَدَخَلَ عَلَيْهِ مَرْوَانُ يُكَلِّمُهُ فِي حَاجَتِهِ فَقَالَ: اِقْضِ حَاجَتِي فَوَ اَللَّهِ إِنَّ مؤونتي لَعَظِيمَةٌ و إِنِّي أَبُو عَشَرَةٍ و عَمُّ عَشَرَةٍ و أَخُو عَشَرَةٍ. فَلَمَّا أَدْبَرَ مَرْوَانُ و اِبْنُ عَبَّاسٍ جَالِسٌ مَعَهُ عَلَى السرير فقال معاوية: اشهد بِاللَّهِ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ أ مَا تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ قال: «إِذَا بَلَغَ بَنُو اَلْحَكَمِ ثَلاَثِينَ رَجُلاً اِتَّخَذُوا مَالَ اَللَّهِ بَيْنَهُمْ دُوَلاً، و عِبَاد اللّه خولا، و دِينَ اَللَّهِ دَغَلاً، فَإِذَا بَلَغُوا تِسْعَةً و تِسْعِينَ و أَرْبَعَمِائَةٍ كَانَ هَلاَكُهُمْ أَسْرَعَ مِنْ لَوْكِ تمرة»؟ فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ: اَللَّهُمَّ نَعَمْ. و تَرَكَ مَرْوَانُ حَاجَةً لَهُ، فرد عَبْدُ اَلْمَلِكِ إِلَى مُعَاوِيَةَ فَكَلَّمَهُ، فَلَمَّا أَدْبَرَ عَبْدُ اَلْمَلِكِ قَالَ: أَنْشُدُكَ اَللَّهَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ أ مَا تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عليه و آله و سلّم ذَكَرَ هَذَا فَقَالَ: «أَبُو اَلْجَبَابِرَةِ اَلْأَرْبَعَةِ»؟ قَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ: اَللَّهُمَّ نَعَمْ .
زبان ترجمه:

زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ;  ج ۱  ص ۵۰

22-ابن مرحب گويد: نزد معاويه بودم كه مروان بر او داخل شد و با وى در مورد حاجت خود سخن ميگفت، مروان ضمن سخنانى كه با وى داشت اين بود كه: حاجت مرا روا كن و خواسته‌ام را انجام بده، زيرا كه من مخارج زيادى دارم، من پدر ده نفر و عموى ده نفر و برادر ده نفر هستم. هنگامى كه مروان از نزد معاويه بيرون شد ابن عباس پهلوى معاويه نشسته بود در اين موقع معاويه روى خود را بطرف ابن عباس كرد و گفت: اى پسر عباس شما را به خدا آيا نميدانى كه پيغمبر فرمود: هر گاه بنو حكم به چهل نفر برسند مال خدا را بين خود تقسيم كرده و بندگان او را عبد قرار داده و دين و مذهب را وسيلۀ مكر و فريب قرار خواهند داد، و هر گاه به چهار صد و نود و نه نفر رسيدند هلاكت آنان از خوردن يك دانه خرما سريع‌تر است. ابن عباس گفت: آرى به خدا قسم چنين است، در اين هنگام مروان از حاجت خود دست برداشت، پس از اين عبد الملك وارد شد و با معاويه بگفتگو پرداخت بعد از اينكه او نيز از نزد معاويه بيرون شد معاويه به ابن عباس گفت: آيا به خاطر دارى كه حضرت رسول صلى اللّٰه عليه و آله در بارۀ اين شخص فرمود: اين پدر چهار نفر جبار است‌؟ ابن عباس گفت: آرى به خدا چنين است.

divider