شناسه حدیث :  ۷۵۱۳۸

  |  

نشانی :  إعلام الوری بأعلام الهدی  ,  جلد۱  ,  صفحه۷۸  

عنوان باب :   الجزء الأول الركن الأول من الكتاب في ذكر النبيّ المصطفى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و نسبه، و مولده، و مبعثه، و مدّة حياته، و وقت وفاته، و بيان أسمائه و صفاته، و دلائل نبوّته و معجزاته، و ذكر أولاده و أزواجه و أعمامه و أخواله، و معرفة بعض غزواته و أحواله. الباب الثاني في ذكر آياته الباهرات و معجزاته الخارقة للعادات فصل [آياته و معجزاته (صلّى اللّه عليه و آله) بعد المبعث] فصل في ذكر بيان بعض معجزات النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

و أَنَّهُ عَلَيْهِ و آله اَلسَّلاَمُ لَمَّا أَوَى إِلَى غَارٍ بِقُرْبِ مَكَّةَ يَعْتَوِرُهُ اَلنُّزَّالُ و يَأْوِي إِلَيْهِ اَلرِّعَاءُ متوجهه إِلَى اَلْهِجْرَةِ، فَخَرَجَ اَلْقَوْمُ فِي طَلَبِهِ، فَعَمَّى اَللَّهُ أَثَرَهُ و هُوَ نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ، و صَدَّهُمْ عَنْهُ و أَخَذَ بِأَبْصَارِهِمْ دُونَهُ و هُمْ دُهَاةُ اَلْعَرَبِ، و بَعَثَ سُبْحَانَهُ اَلْعَنْكَبُوتَ فَنَسَجَتْ فِي وَجْهِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عليه و آله و سلّم فَسَتَرَتْهُ، و آيَسَهُمْ ذَلِكَ مِنَ اَلطَّلَبِ فِيهِ. و فِي ذَلِكَ يَقُولُ اَلسَّيِّدُ اَلْحِمْيَرِيُّ فِي قَصِيدَتِهِ اَلْمَعْرُوفَةِ بِالْمُذَهَّبَةِ: حَتَّى إِذَا قَصَدُوا لِبَابِ مغارهألفوا عَلَيْهِ نَسِيجَ غَزْلِ اَلْعَنْكَبِ صَنَعَ اَلْإِلَهُ لَهُ فَقَالَ فَرِيقُهُمْمَا فِي اَلْمَغَارِ لِطَالِبٍ مِنْ مَطْلَبٍ مِيلُوا و صَدَّهُمُ اَلْمَلِيكُ و مَنْ يُرِدْعَنْهُ اَلدِّفَاعَ مَلِيكُهُ لا يعطب و بَعَثَ اَللَّهُ حَمَامَتَيْنِ وَحْشِيَّتَيْنِ فَوَقَعَتَا بِفَمِ اَلْغَارِ، فَأَقْبَلَ فِتْيَانُ قُرَيْشٍ مِنْ كُلِّ بَطْنٍ رَجُلٌ بِعِصِيِّهِمْ و هراواهم و سُيُوفِهِمْ، حَتَّى إِذَا كَانُوا مِنَ اَلنَّبِيِّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بقدر أربعين ذراعا، تعجّل رجل منهم لِيَنْظُرَ مَنْ فِي اَلْغَارِ، فَرَجَعَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالُوا لَهُ: مَا لَكَ لاَ تَنْظُرُ فِي اَلْغَارِ؟ فَقَالَ: رَأَيْتُ حمامتين بِفَمِ اَلْغَارِ فَعَلِمْتُ أَنْ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ، و سَمِعَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ و سلّم مَا قَالَ، فَدَعَا لَهُنَّ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ و سلّم و فرض جزاءهنّ فانحدرن في الحرم .
زبان ترجمه:

زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ;  ج ۱  ص ۳۲

حضرت خاتم النبيين صلى اللّٰه عليه و آله هنگامى كه در غار «ثور» در نزديكى مكه منزل كرده بود تصميم گرفت بطرف مدينه حركت كند، اين غار در مكانى قرار گرفته بود كه همواره محل عبور مرور كاروان و آمد و رفت چوپانان بود، مشركين مكه موقعى كه متوجه شدند كه حضرت از مكه رفته است او را تعقيب كردند، با اينكه پيغمبر در غار ثور نشسته بود و كفار قريش را كه دنبال او را داشتند ميديد، ليكن خداوند جلو چشم آنها پرده كشيد، و آنان قادر نبودند آن جناب را مشاهده بنمايند پروردگار عنكبوت را برانگيخت و دهان غار را پرده كشيد، و حضرت رسول صلى اللّٰه عليه و آله در پشت پردۀ عنكبوت از كيد و مكر و حيله و نيرنگ مشركين محفوظ‍‌ ماند، كفار مكه از دسترسى به پيغمبر مأيوس شدند و نوميد برگشتند. سيد اسماعيل حميرى شاعر معروف در اين باره گفته: حتى اذا قصدوا لباب مغارة#القوا عليه نسيج غزل العنكب صنع الاله له فقال فريقهم:#ما في المغار لطالب من مطلب ميلوا و صدّهم المليك و من يرد#عنه الدفاع مليكه لم يعطب در اين هنگام خداوند متعال دو كبوتر وحشى را به در غار رهنمائى فرمود، و اين دو كبوتر در اين مكان جا گرفتند، موقعى كه جوانان قريش از قبائل مختلف در حالى كه هر كدام شمشير و چوبى در دست داشتند نزديك غار رسيدند، و مقدار چهل ذرع بين آنان و حضرت رسول فاصله بود، مردى از ميان مشركين با عجله بطرف غار رفت تا آنجا را تحت نظر بگيرد اين مرد بلافاصله از طرف غار برگشت رفقايش پرسيدند چرا برگشتى‌؟ مى‌خواستى درون غار را هم نگاه كنى گفت: در غار كبوترها را ديدم و فهميدم كه در درون آن كسى نيست، حضرت رسول در اين وقت گفتگوهاى آنان را مى‌شنيد، و براى اين دو كبوتر دعاى خير فرمود، و براى آنها حقوقى معين كرد و اين كبوتران در حرم آزاد مى‌باشند و كسى حق تعرض به آنها را ندارد.

divider