شناسه حدیث :  ۷۵۱۱۴

  |  

نشانی :  إعلام الوری بأعلام الهدی  ,  جلد۱  ,  صفحه۵۲  

عنوان باب :   الجزء الأول الركن الأول من الكتاب في ذكر النبيّ المصطفى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و نسبه، و مولده، و مبعثه، و مدّة حياته، و وقت وفاته، و بيان أسمائه و صفاته، و دلائل نبوّته و معجزاته، و ذكر أولاده و أزواجه و أعمامه و أخواله، و معرفة بعض غزواته و أحواله. الباب الأول في ذكر نسبه و مولده و ذكر أسمائه و مدة حياته و وقت وفاته الفصل الثالث في ذكر مدة حياته صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

و روي عن بريدة قال: انتهى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إلى رسم قبر فجلس و جلس الناس حوله فجعل يحرّك رأسه كالمخاطب ثمّ بكى، فقيل: ما يبكيك يا رسول اللّه؟ قال: «هذا قبر آمنة بنت وهب استأذنت ربّي في أن أزور قبرها فأذن لي فأدركتني رقّتها فبكيت» فما رأيته ساعة أكثر باكيا من تلك الساعة .
زبان ترجمه:

زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام ;  ج ۱  ص ۸

از بريده نقل شده كه وى گفت: حضرت رسول صلى اللّٰه عليه و آله به قبرى رسيد و در آنجا نشست، و مردم هم با آن جناب نشسته، وى در اين هنگام سر خود را تكان داد، مثل اين كه با كسى سخن ميگفت، پس از اين گريه كرد، به آن حضرت عرض كردند: علت گريۀ شما چه بود؟ فرمود: اين قبر آمنه مادر من است، از خداوند اذن خواستم بزيارت قبر مادرم بروم، خداوند هم به من اذن مرحمت فرمود من از محبت‌هاى مادرم ياد كردم و لذا گريه نمودم، راوى گويد: من آن حضرت را مانند اين وقت گريان نديدم.

divider