شناسه حدیث :  ۷۵۰۴۴

  |  

نشانی :  وقعة الطف  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۹۸  

عنوان باب :   [حوادث ليلة عاشوراء] [موقف الأصحاب]

معصوم :   امام حسین (علیه السلام)

[وَ]: قَامَ إِلَيْهِ مُسْلِمُ بْنُ عَوْسَجَةَ اَلْأَسَدِيُّ فَقَالَ: أَ نَحْنُ نُخَلِّي عَنْكَ وَ لَمَّا نُعْذَرْ إِلَى اَللَّهِ فِي أَدَاءِ حَقِّكَ! أَمَا وَ اَللَّهِ حَتَّى أَكْسِرَ فِي صُدُورِهِمْ رُمْحِي، وَ أَضْرِبَهُمْ بِسَيْفِي مَا ثَبَتَ قَائِمُهُ فِي يَدِي، وَ لاَ أُفَارِقُكَ، وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ مَعِي سِلاَحٌ أُقَاتِلُهُمْ بِهِ لَقَذَفْتُهُمْ بِالْحِجَارَةِ دُونَكَ حَتَّى أَمُوتَ مَعَكَ! وَ قَالَ سَعِيدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَنَفِيُّ: وَ اَللَّهِ لاَ نُخَلِّيكَ حَتَّى يَعْلَمَ اَللَّهُ أَنَّا حَفِظْنَا غَيْبَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ [وَ آلِهِ] وَ سَلَّمَ فِيكَ، وَ اَللَّهِ لَوْ عَلِمْتُ أَنِّي أُقْتَلُ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُحْرَقُ حَيّاً ثُمَّ أُذْرَى، يُفْعَلُ ذَلِكَ بِي سَبْعِينَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُكَ حَتَّى أَلْقَى حِمَامِي دُونَكَ، فَكَيْفَ لاَ أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ إِنَّمَا هِيَ قَتْلَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ هِيَ اَلْكَرَامَةُ اَلَّتِي لاَ اِنْقِضَاءَ لَهَا اَبَداً. وَ قَالَ زُهَيْرُ بْنُ اَلْقَيْنِ: وَ اَللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي قُتِلْتُ ثُمَّ نُشِرْتُ ثُمَّ قُتِلْتُ، حَتَّى أُقْتَلَ كَذَا أَلْفَ قَتْلَةٍ، وَ أَنَّ اَللَّهَ يَدْفَعُ بِذَلِكَ اَلْقَتْلَ عَنْ نَفْسِكَ وَ عَنْ أَنْفُسِ هَؤُلاَءِ اَلْفِتْيَةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ! وَ تَكَلَّمَ جَمَاعَةُ أَصْحَابِهِ فَقَالُوا: وَ اَللَّهِ لاَ نُفَارِقُكَ، وَ لَكِنْ أَنْفُسُنَا لَكَ اَلْفِدَاءُ، نَقِيكَ بِنُحُورِنَا وَ جِبَاهِنَا وَ أَيْدِينَا، فَإِذَا نَحْنُ قُتِلْنَا كُنَّا وَفَيْنَا وَ قَضَيْنَا مَا عَلَيْنَا. وَ تَكَلَّمَ جَمَاعَةُ أَصْحَابِهِ فِي وَجْهٍ وَاحِدٍ بِكَلاَمٍ يُشْبِهُ بَعْضُهُ بَعْضاً .
زبان ترجمه:

مقتل أبي مخنف ;  ج ۱  ص ۱۳۹

مسلم بن عوسجه أسدى برخاست و گفت: اگر ما شما را رها كنيم در مورد اداء حق شما چه عذرى پيش خدا بياوريم‌؟ قسم بخدا! اگر نيزه‌ام در سينه‌شان بشكند و با شمشيرم آن قدر آنها را بزنم كه دستۀ شمشير از دستم رها شود، از شما جدا نخواهم شد. اگر سلاحى با من نباشد تا با آن با آنها بجنگم پيش روى شما به سويشان سنگ پرتاب خواهم كرد تا با شما بميرم! سعيد بن عبد الله حنفى گفت: قسم بخدا، تو را رها نخواهم كرد تا خدا بداند كه ما در زمان غيبت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از شما محافظت كرده‌ايم، و الله اگر بدانم كشته مى‌شويم سپس زنده گرديده [زنده] زنده سوزانده مى‌شوم و سپس تكه تكه مى‌گردم و اين عمل هفتاد بار با من انجام مى‌شود از شما جدا نمى‌شوم تا در كنار شما با مرگم خدا را ملاقات كنم، چگونه چنين نكنم در حالى كه اين كشته شدن بيش از يك بار نيست ولى بزرگى و كرامتى را به دنبال دارد كه هرگز از بين نخواهد رفت! زهير بن قين گفت: و الله دوست داشتم كشته مى‌شدم، سپس دوباره زنده شده بعد كشته مى‌شدم، تا جائى كه هزار بار اينچنين كشته مى‌شدم، تا خداوند بدين وسيله، كشته شدن را از شما و جوانان أهل بيت شما دور مى‌گردانيد! [آنگاه] جمعى از يارانش سخن گفتند، آنها گفتند: بخدا قسم از شما جدا نمى‌شويم، جانهايمان به فدايت، با گلوها و پيشانيها و دستهايمان شما را حفظ‍‌ مى‌كنيم، اگر كشته شويم [به عهدمان] وفا كرده‌ايم و [تكليفى كه بر گردن داشته‌ايم] اداء نموده‌ايم. سپس جمعى ديگر از ياران سخنانى گفتند كه برخى از آنها با برخى ديگر شباهت داشت.

divider