شناسه حدیث :  ۴۸۱۵۰۱

  |  

نشانی :  صحيفة الإمام الرضا عليه السلام  ,  جلد۱  ,  صفحه۹۱  

عنوان باب :   باب الزيادات

معصوم :   امام رضا (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: بَيْنَمَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَخْطُبُ اَلنَّاسَ - وَ يَحُثُّهُمْ عَلَى اَلْجِهَادِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ شَابٌّ - فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ - أَخْبِرْنِي عَنْ فَضْلِ اَلْغُزَاةِ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ - فَقَالَ عَلِيٌّ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ كُنْتُ رَدِيفَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ - عَلَى نَاقَتِهِ اَلْعَضْبَاءِ وَ نَحْنُ قَافِلُونَ مِنْ غَزْوَةِ ذَاتِ اَلسَّلاَسِلِ - فَسَأَلْتُهُ عَمَّا سَأَلْتَنِي عَنْهُ - فَقَالَ إِنَّ اَلْغُزَاةَ إِذَا هَمُّوا بِالْغَزْوِ- كَتَبَ اَللَّهُ لَهُمْ بَرَاءَةً مِنَ اَلنَّارِ - فَإِذَا تَجَهَّزُوا لِغَزْوِهِمْ بَاهَى اَللَّهُ بِهِمُ اَلْمَلاَئِكَةَ - فَإِذَا وَدَّعَهُمْ أَهْلُوهُمْ بَكَتْ عَلَيْهِمُ اَلْحِيطَانُ وَ اَلْبُيُوتُ - وَ يَخْرُجُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ كَمَا تَخْرُجُ اَلْحَيَّةُ مِنْ سِلْخِهَا - وَ يُوَكِّلُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِمْ بِكُلِّ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَرْبَعِينَ مَلَكاً - يَحْفَظُونَهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ - وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ - وَ لاَ يَعْمَلُ حَسَنَةً إِلاَّ ضُعِّفَتْ لَهُ - وَ يُكْتَبُ لَهُ كُلَّ يَوْمٍ عِبَادَةُ أَلْفِ رَجُلٍ - يَعْبُدُ اَللَّهَ أَلْفَ سَنَةٍ كُلُّ سَنَةٍ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ سِتُّونَ يَوْماً - اَلْيَوْمُ مِثْلُ عُمُرِ اَلدُّنْيَا- فَإِذَا صَارُوا بِحَضْرَةِ عَدُوِّهِمِ - اِنْقَطَعَ عِلْمُ أَهْلِ اَلدُّنْيَا عَنْ ثَوَابِ اَللَّهِ إِيَّاهُمْ - فَإِذَا بَرَزُوا لِعَدُوِّهِمْ وَ أُشْرِعَتِ اَلْأَسِنَّةُ وَ فُوِّقَتِ اَلسِّهَامُ - وَ تَقَدَّمَ اَلرِّجْلُ إِلَى اَلرِّجْلِ - حَفَّتْهُمُ اَلْمَلاَئِكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا - وَ يَدْعُونَ اَللَّهَ تَعَالَى لَهُمْ بِالنَّصْرِ وَ اَلتَّثْبِيتِ - وَ نَادَى منادي[مُنَادٍ] اَلْجَنَّةُ تَحْتَ ظِلاَلِ اَلسُّيُوفِ - فَتَكُونُ اَلضَّرْبَةُ وَ اَلطَّعْنَةُ عَلَى اَلشَّهِيدِ - أَهْوَنَ مِنْ شُرْبِ اَلْمَاءِ اَلْبَارِدِ فِي اَلْيَوْمِ اَلصَّائِفِ - فَإِذَا أُزِيلَ اَلشَّهِيدُ عَنْ فَرَسِهِ بِطَعْنَةٍ أَوْ بِضَرْبَةٍ - لَمْ يَصِلْ إِلَى اَلْأَرْضِ - حَتَّى يَبْعَثَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ زَوْجَتَهُ مِنَ اَلْحُورِ اَلْعِينِ - فَتُبَشِّرَهُ بِمَا أَعَدَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنَ اَلْكَرَامَةِ - فَإِذَا وَصَلَ إِلَى اَلْأَرْضِ تَقُولُ لَهُ - مَرْحَباً بِالرُّوحِ اَلطَّيِّبَةِ اَلَّتِي أُخْرِجَتْ مِنَ اَلْبَدَنِ اَلطَّيِّبِ - أَبْشِرْ فَإِنَّ لَكَ مَا لاَ عَيْنٌ رَأَتْ - وَ لاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لاَ خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ - وَ يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَا خَلِيفَتُهُ فِي أَهْلِهِ - وَ مَنْ أَرْضَاهُمْ فَقَدْ أَرْضَانِي - وَ مَنْ أَسْخَطَهُمْ فَقَدْ أَسْخَطَنِي - وَ يَجْعَلُ اَللَّهُ رُوحَهُ فِي حَوَاصِلِ طَيْرٍ خُضْرٍ تَسْرَحُ فِي اَلْجَنَّةِ - حَيْثُ تَشَاءُ تَأْكُلُ مِنْ ثِمَارِهَا - وَ تَأْوِي إِلَى قَنَادِيلَ مِنْ ذَهَبٍ مُعَلَّقَةٍ بِالْعَرْشِ - وَ يُعْطَى اَلرَّجُلُ مِنْهُمْ سَبْعِينَ غُرْفَةً مِنْ غُرَفِ اَلْفِرْدَوْسِ - سُلُوكُ كُلِّ غُرْفَةٍ مَا بَيْنَ صَنْعَاءَ وَ اَلشَّامِ - يَمْلَأُ نُورُهَا مَا بَيْنَ اَلْخَافِقَيْنِ - فِي كُلِّ غُرْفَةٍ سَبْعُونَ بَاباً - عَلَى كُلِّ بَابٍ سُتُورٌ مُسْبَلَةٌ- فِي كُلِّ غُرْفَةٍ سَبْعُونَ خَيْمَةً - فِي كُلِّ خَيْمَةٍ سَبْعُونَ سَرِيراً مِنْ ذَهَبٍ - قَوَائِمُهَا اَلدُّرُّ وَ اَلزَّبَرْجَدُ مَرْصُوصَةً بِقُضْبَانِ اَلزُّمُرُّدِ - عَلَى كُلِّ سَرِيرٍ أَرْبَعُونَ فِرَاشاً عَلَى كُلِّ فِرَاشٍ زَوْجَةٌ- مِنَ اَلْحُورِ اَلْعِينِ« عُرُباً أَتْرٰاباً » فَقَالَ اَلشَّبَابُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْعَرِبَةِ مَا هِيَ - قَالَ هِيَ اَلزَّوْجَةُ اَلرَّضِيَّةُ اَلْمَرْضِيَّةُ اَلشَّهِيَّةُ - لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ وَصِيفٍ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ وَصِيفَةٍ - صُفْرُ اَلْحُلِيِّ بِيضُ اَلْوُجُوهِ - عَلَيْهِمْ تِيجَانُ اَللُّؤْلُؤِ عَلَى رِقَابِهِمُ اَلْمَنَادِيلُ - بِأَيْدِيهِمُ اَلْأَكْوِبَةُ وَ اَلْأَبَارِيقُ - وَ إِذَا كَانَ يَخْرُجُ مِنْ قَبْرِهِ شَاهِراً سَيْفَهُ - تَشْخَبُ أَوْدَاجُهُ دَماً - اَللَّوْنُ لَوْنُ اَلدَّمِ وَ اَلرَّائِحَةُ رَائِحَةُ اَلْمِسْكِ - يَحْضُرُ فِي عَرْصَةِ اَلْقِيَامَةِ - فَوَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ - لَوْ كَانَ اَلْأَنْبِيَاءُ عَلَى طَرِيقِهِمْ - لَتَرَجَّلُوا لَهُمْ مِمَّا يَرَوْنَ مِنْ بَهَائِهِمْ - حَتَّى يَأْتُوا عَلَى مَوَائِدَ مِنَ اَلْجَوْهَرِ فَيَقْعُدُونَ عَلَيْهَا - وَ يُشَفَّعُ اَلرَّجُلُ مِنْهُمْ فِي سَبْعِينَ أَلْفاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ - وَ جِيرَتِهِ حَتَّى إِنَّ اَلْجَارَيْنِ يَتَخَاصَمَانِ - أَيُّهُمَا أَقْرَبُ جِوَاراً فَيَقْعُدُونَ مَعِي وَ مَعَ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ - عَلَى مَائِدَةِ اَلْخُلْدِ فَيَنْظُرُونَ إِلَى اَللَّهِ تَعَالَى - فِي كُلِّ يَوْمٍ بُكْرَةً وَ عَشِيّاً .
زبان ترجمه:

صحيفة الرضا علیه السلام / ترجمه حجازی ;  ج ۱  ص ۱۲۰

با اسناد نقل شده امام رضا(عليه السلام)فرمود كه حسين بن على(عليه السلام)فرموده: در حالى كه امير المؤمنين(عليه السلام)براى مردم خطبه مى‌خواند و آنها را به جهاد در راه خدا بر مى‌انگيخت جوانى از ميان مردم برخاست و گفت:اى على!مرا از فضيلت جهادكنندگان در راه خدا با خبر كن.پس على(عليه السلام)در پاسخ او فرمود: من و رسول خدا(صلى الله عليه و آله)در حالى كه ايشان بر ناقه‌ى عضباء خود سوار بود،در يك رديف قرار داشتيم،در حالى كه از غزوۀ ذات السلاسل بازمى‌گشتيم.پس من از آن حضرت آنچه را كه تو از من سؤال كردى پرسيدم،پيامبر(صلى الله عليه و آله)فرمود:هنگامى كه رزمندگان در راه خدا ارادۀ جنگ مى‌كنند،خداى دورى از آتش را براى ايشان مقرّر مى‌فرمايد.و هنگامى كه براى جهاد در راه خدا آماده مى‌شوند،خداى به وجود آنها به فرشتگان مباهات و افتخار مى‌كند.و زمانى كه با خانوادۀ خود وداع مى‌كنند،ديوارها و خانه‌ها برايشان مى‌گريد،و در اين حال از گناهان خود بيرون مى‌آيند،به مانند مارى كه از پوست خود بيرون مى‌شود.و خداى بر هر يك از اين مردان مجاهد چهل هزار فرشته مى‌گمارد تا او را از رو برو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ حفاظت و نگهدارى كنند.ايشان هيچ كار نيكى انجام نمى‌دهند مگر آنكه بيشتر از آن در نامۀ اعمالشان نوشته مى‌شود،و هر روز براى آنها عبادت هزار مرد كه هزار سال خدا را عبادت مى‌كنند،و هر سال عبادت آنها سيصد و شصت روز،بمانند روزهاى دنيا،نوشته مى‌شود.و زمانى كه با دشمن روبرو مى‌شوند،دانش اهل دنيا از ثوابى كه خدا به آنها مى‌دهد قاصر است.و به هنگام برخورد و رويارويى با دشمن كه نيزه‌ها به حركت در مى‌آيد،و تيرها پرتاپ مى‌شود و جنگاوران با يك ديگر مواجه مى‌شوند،فرشتگان مجاهدان راه خدا را با بالهاى خود مى‌پوشانند،و در اين حال از خداى براى آنها نصرت و استقامت مى‌طلبند.در اين هنگام منادى فرياد مى‌زند كه:بهشت در سايۀ شمشيرهاست،و فرود آمدن هر نيزه و ضربت شمشيرى بر پيكر شهيد آسان‌تر و دلنشين‌تر از نوشيدن آب سرد در روز تابستان است.و هنگامى كه شهيد بر اثر ضربت شمشير يا نيزه‌اى از اسب خود به زمين مى‌افتد،به زمين نمى‌رسد مگر اينكه خداى عز و جل حور العين را به همسرى او به سويش مى‌فرستد،و اين حور العين به آنچه خداى از كرامت خود براى شهيد آماده كرده است،او را مژده مى‌دهد.پس هنگامى كه پيكر شهيد به زمين مى‌خورد،زمين به او مى‌گويد:اى روح پاك خوش آمدى،تو همان روح بزرگى كه از پيكرى پاك بيرون‌شده‌اى. شادمان باش،زيرا كه براى تو فراهم است،آنچه كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به قلب هيچ انسانى جلوه و گذر نكرده است و خداى عزّ و جلّ‌ مى‌فرمايد:من جانشين شهيد در ميان خانوادۀ او هستم.و هر كس خانوادۀ شهيد را خشنود كند، هر آينه مرا خشنود كرده است،و هر كس آنها را خشمگين كند، همانا مرا خشمگين كرده است.و خداى روح شهيد را بر بالهاى پرندۀ سبز رنگى قرار مى‌دهد،تا به هر سوى بهشت كه مى‌خواهد گردش كند.و از ميوه‌هاى بهشت بخورد،و در پرتو قنديلهاى طلايى كه به عرش آويزان است پناه گيرد.و به هر شهيدى هفتاد غرفه از غرفه‌هاى بهشت داده مى‌شود،فاصلۀ ميان هر غرفه به اندازۀ فاصلۀ ميان صنعاء و شام مى‌باشد.روشناى اين غرفه‌ها شرق و غرب عالم را روشن مى‌كند.و در هر غرفه‌اى هفتاد در وجود دارد و بر هر درى هفتاد لنگۀ در طلا مشاهده مى‌شود،و بر هر درى شصت پرده آويز است.و در هر يك از غرفه‌ها هفتاد خيمه و در هر خيمه هفتاد تخت از طلا وجود دارد،كه پايه‌هاى آنها از زبرجد و درّ است،و پايه‌هاى تختها با ميخهاى زمرّد استوار شده است.و بر هر تختى چهل فرش كه ضخامت هر كدام بيست متر مى‌باشد گسترده شده است،و بر هر يك از اين فرش‌ها همسرى از حور العين كه شوهر دوست و با يك ديگر همسالند نشسته است. پس از اين سخنان جوان پرسشگر گفت:يا امير المؤمنين! به من از زن شوهر دوست خبر بده. امير المؤمنين فرمود: او زن خندان و با كرشمه‌ايست،كه نسبت به شوهر شيفته است،و هفتاد هزار كنيز و هفتاد هزار غلام دارد.وى به طلا زينت شده و داراى چهره‌اى سپيد است.بر سر اين زنها تاجهايى از لؤلؤ، بر شانه‌هاى ايشان شنل‌ها و در دستهاى آنان جامها و كوزه‌هايى وجود دارد.هنگامى كه روز قيامت فرا برسد،شهيد با شمشير آخته از گور بيرون مى‌آيد،در حالى كه از رگهاى گردن او خون مى‌ريزد، رنگ به رنگ خون ولى بوى آن مانند رائحۀ مشك است،و با اين حال از عرصۀ قيامت مى‌گذرد.سوگند به آن كسى كه جانم در دست اوست،اگر انبياء بر سر راه شهيدان باشند،به احترام آنها از مركب پياده مى‌شوند، چرا كه مقام و ارزش شهيدان را در پيشگاه خدا مشاهده مى‌كنند. و هر يك از شهيدان در بارۀ هفتاد هزار نفر از خاندان و همسايگان خود شفاعت مى‌كند،تا آنجا كه همسايگان او بر سر همسايگى با وى با يك ديگر نزاع و دشمنى مى‌كنند.آنگاه شهيدان با من و با حضرت ابراهيم-عليه السلام-بر سفرۀ جاودانى بهشت مى‌نشينند، و هر بامداد و شامگاه رحمت خداى متعال را ديدار مى‌كنند.

divider