شناسه حدیث :  ۴۵۰۱۴۱

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۲  ,  صفحه۶۳۶  

عنوان باب :   الجزء الثاني مسير بسر بن أبى أرطاة و غارته على المسلمين و أهل الذمة و اخذه الأموال و رجوعه الى الشام قدوم عبيد اللّٰه بن العباس و سعيد بن نمران على على عليه السّلام بالكوفة

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

و من حديث بعضهم أنّه قال: لو لم تكوني إلاّ أنت تهبّ أعاصيرك فقبّحك اللّٰه. ثمّ رجع إلى الحديث ثم قال: أيّها النّاس ألا إنّ بسرا قد اطّلع اليمن و هذا عبيد اللّٰه بن عبّاس و سعيد بن نمران قدما عليّ هاربين، و لا أرى هؤلاء القوم إلاّ ظاهرين عليكم لاجتماعهم على باطلهم و تفرّقكم عن حقّكم، و طاعتهم لإمامهم و معصيتكم لإمامكم، و بأدائهم الأمانة إلى صاحبهم و خيانتكم إيّاي، إنّي ولّيت فلانا فخان و غدر، و احتمل فيء المسلمين إلى معاوية ،و ولّيت فلانا فخان و غدر و فعل مثله، فصرت لا آتمنكم على علاقة سوط، و إن ندبتكم إلى عدوّكم في الصّيف قلتم: أمهلنا ينسلخ الحرّ عنّا، و إن ندبتكم في الشّتاء قلتم: أمهلنا ينسلخ القرّ عنّا، اللّٰهمّ إنّي قد مللتهم و ملّوني و سئمتهم و سئموني، فأبدلني بهم من هو خير لي منهم، و أبدلهم بي من هو شرّ لهم منّي، اللّٰهمّ مث قلوبهم ميث الملح في الماء، ثم نزل .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۲۳۰

بعضى گويند كه آن حضرت گفت:اى كوفه اگر جز تو كه طوفان حوادث در تو مى‌غرد نباشد،خدايت زشت روى گرداناد.سپس امير المؤمنين(عليه السّلام)به ماجراى بسر بن ابى ارطاة پرداخت و گفت:«اى مردم،بدانيد كه بسر بر يمن چيره شده و اين دو عبيد اللّه بن عباس و سعيد بن نمران‌اند كه گريخته و نزد من آمده‌اند.به يقين اين قوم بر شما غلبه خواهند يافت، زيرا آنان در يارى عقيدۀ باطل خويش دست اتحاد به هم داده‌اند و شما در عين حقانيت پراكنده شده‌ايد،آنها از پيشواى خود اطاعت كنند و شما از پيشواى خود فرمان نمى‌بريد،آنها امانتى را كه به حفظ‍‌ آن تعهد كرده‌اند به فرمانرواى خود نيك ادا كنند و شما در اداى آن به من خيانت مى‌كنيد.فلان را در فلان شهر امارت مى‌دهم ولى خيانت مى‌كند و غدر مى‌ورزد و خراج مسلمانان را مى‌ربايد و به نزد معاويه مى‌برد.ديگرى در جاى ديگر همين گونه خيانت مى‌كند. آنسان كه ديگر اعتماد نمى‌كنم كه بند بى‌ارزش تازيانه‌اى را هم به دست شما بسپارم.اگر در تابستان به پيكارتان مى‌خوانم،گوييد،بگذار تا گرما از سر ما برود و اگر در زمستان شما را به جنگ مى‌خوانم گوييد ما را مهلت ده تا سرما به پايان آيد.بار خدايا من از ايشان ملول شده‌ام و ايشان از من،من از ايشان خسته گشته‌ام و ايشان از من.مرا به جاى اينان يارانى ده بهتر از اينان و اينان را به جاى من فرمانروايى ده بدتر از من.خدايا دلهايشان بفرساى آنسان كه نمك در آب فرسايد.»سپس از منبر به زير آمد.

divider