شناسه حدیث :  ۴۵۰۱۳۲

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۲  ,  صفحه۵۹۵  

عنوان باب :   الجزء الثاني مسير بسر بن أبى أرطاة و غارته على المسلمين و أهل الذمة و اخذه الأموال و رجوعه الى الشام

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

عن الكلبيّ : أنّ عليّا عليه السّلام قال ليزيد بن قيس الأرحبيّ: ألا ترى الى ما صنع قومك؟ فقال: إنّ ظنّي يا أمير المؤمنين بقومي لحسن في طاعتك فإن شئت خرجت إليهم فكفيتهم، و إن شئت فكتبت اليهم فتنظر ما يجيبونك، فكتب اليهم عليّ عليه السّلام: بسم اللّٰه الرّحمن الرّحيم ،من عبد اللّٰه عليّ أمير المؤمنين الي من شاقّ و غدر من أهل الجند و صنعاء، أمّا بعد فانّي أحمد إليكم اللّٰه الّذي لا إله الاّ هو الّذي لا يعقّب. له حكم و لا يردّ له قضاء و لا يردّ بأسه عن القوم المجرمين، و قد بلغني تحزّبكم و شقاقكم و إعراضكم عن دينكم و توثّبكم بعد الطّاعة و إعطاء البيعة و الألفة فسألت أهل الحجى و الدّين الخالص و الورع الصّادق و اللّب الرّاجح عن بدء مخرجكم و ما نويتم به و ما أحمشكم له فحدّثت عن ذلك بما لم أر لكم في شيء منه عذرا مبينا و لا مقالا جميلا، و لا حجّة ظاهرة، فإذا أتاكم رسولي فتفرّقوا و انصرفوا الى رحالكم أعف عنكم و اتّقوا اللّٰه و ارجعوا الى الطّاعة أصفح عن جاهلكم و أحفظ عن قاصيكم و أقوم فيكم بالقسط و أعمل فيكم بكتاب اللّٰه، و ان أبيتم و لم تفعلوا فاستعدّوا لقدوم جيش جمّ الفرسان عريض الأركان، يقصد لمن طغى و عصى فتطحنوا طحنا كطحن الرّحى، فمن أحسن فلنفسه « وَ مَنْ أَسٰاءَ فَعَلَيْهٰا وَ مٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ » ألا فلا يحمد حامد الاّ ربّه، و لا يلم لائم الاّ نفسه، و السّلام عليكم.
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۲۱۷

كلبى گويد:على(عليه السّلام)يزيد بن قيس ارحبى را گفت:نمى‌بينى كه قوم تو با ما چه كرده‌اند؟ يزيد گفت:من يا امير المؤمنين-به قوم خود گمان خوش دارم كه در طاعت تو هستند.اگر اجازت فرمايى من خود بروم و كارشان بسازم و اگر خواهى به ايشان نامه‌اى بنويس و بنگر كه چه پاسخ دهند.پس على(عليه السّلام)اين نامه به ايشان نوشت: بسم اللّه الرحمن الرحيم «از بنده خدا،على امير المؤمنين بر كسانى از مردم جند و صنعاء كه جدايى گزيده‌اند و غدر كرده‌اند.
امّا بعد،حمد مى‌كنم خداى يكتا را كه هيچ خدايى جز او نيست.خداوندى كه حكمش به تأخير نيفتد و قضايش بازنگردد و مجرمان از خشمش نرهند.خبر رسيد كه گروهى جدا از ديگران ساخته‌ايد و راه شقاق پيموده‌ايد و از دين خويش اعراض كرده‌ايد و پس از آنكه پيمان فرمانبردارى بسته‌ايد و دست به شورش زده‌ايد.از اهل خرد،و دينداران بى‌شائبه و پارسايان راست گفتار و راست كردار در باب آغاز شورش شما و آنچه در دل نهان كرده‌ايد و آنچه موجب عصيان شما گشته سخن پرسيدم،چيزهايى كه گفتند اعمال شورشگرانۀ شما را توجيه نمى‌كند و جايى براى عذرى آشكار و كلامى در خور و دليلى روشن باقى نمى‌گذارد.چون رسول من به نزد شما آمد در حال پراكنده شويد و به خانه‌هاى خود رويد،شما را عفو مى‌كنم.از خدا بترسيد و به اطاعت بازآييد تا بر جاهلانتان ببخشايم و دوران از ماجرا را نيكو نگه دارم و در ميان شما بساط‍‌ عدل بگسترم و به كتاب خدا عمل كنم.و اگر سر برتافتيد و نكرديد آنچه بايدتان كرد پس آمادۀ پيكار باشيد كه سواران جنگجوى من در لشكرى كشن بر سر شما خواهند آمد و اهل طغيان و عصيان را گوشمال خواهند داد و در زير سنگهاى آسياب جنگ خردشان خواهند كرد.هر كه نيكى كند به سود اوست و هر كه بدى كند بر زيان اوست.و پروردگار تو بر بندگان خود ستم روا ندارد.بدانيد كه هيچ ستاينده جز پروردگارش را نستايد و هيچ ملامتگر جز خود را ملامت نكند و السلام عليكم.»

divider