شناسه حدیث :  ۴۵۰۱۳۱

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۲  ,  صفحه۵۹۵  

عنوان باب :   الجزء الثاني مسير بسر بن أبى أرطاة و غارته على المسلمين و أهل الذمة و اخذه الأموال و رجوعه الى الشام

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

فلمّا وصل كتابهما ساء عليّا عليه السّلام و أغضبه فكتب اليهما: من عبد اللّٰه عليّ أمير المؤمنين الى عبيد اللّٰه بن العبّاس و سعيد بن نمران، سلام عليكما فإنّي أحمد اليكما اللّٰه الّذي لا إله الاّ هو؛ أمّا بعد فانّه أتاني كتابكما تذكران فيه خروج هذه الخارجة و تعظّمان من شأنها صغيرا، و تكثّران من عددها قليلا، و قد علمت أنّ نخب أفئدتكما و صغر أنفسكما و شتات رأيكما و سوء - تدبيركما هو الّذي أفسد عليكما من لم يكن عنكما نائما و جرّأ عليكما من كان عن لقائكما جبانا، فإذا قدم رسولي عليكما فامضيا الى القوم حتّى تقرءا عليهم كتابي اليهم و تدعواهم الى حظّهم و تقوى ربّهم، فان أجابوا حمدنا اللّٰه و قبلنا منهم ،و ان حاربوا استعنّا عليهم باللّٰه و نبذناهم على سواء، انّ اللّٰه لا يحبّ الخائنين و السّلام عليكما.
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۲۱۶

وقتى كه نامۀ آن دو رسيد،بر على(عليه السّلام)گران آمد و خشم گرفت و در پاسخشان نوشت: «از عبد اللّه(على)امير المؤمنين به عبيد اللّه بن عباس و سعيد بن نمران.سلام بر شما باد. خداى يكتا را كه خدايى جز او نيست حمد مى‌كنم.
اما بعد،نامۀ شما به من رسيد،از شورش اين شورشگران ياد كرده بوديد و در عين خردى بزرگشان جلوه داده بوديد و در عين اندك‌مايگى،پرشمار .دانستم كه بزدلى شما و حقارت شما و پراكندگى رأى شما و سوء تدبير شماست كه جماعتى را كه همواره مترصد شما بوده‌اند اينچنين بر شما شورانيده است و جماعتى را كه جرئت رويارويى با شما را نداشتند در برابرتان قرار داده است.چون رسول من بيايد بر سر آن قوم رويد و نامۀ من بر آنها بخوانيد و آنان را به چيزى كه خير آنهاست و ترس از پروردگارشان دعوت كنيد.پس اگر اجابت كردند خدا را سپاس مى‌گوييم و از آنها مى‌پذيريم و اگر سر پيكار داشتند،از خدا يارى مى‌جوييم و عادلانه پيكار مى‌كنيم،كه خداوند خائنان را دوست ندارد.و السلام عليكما.»

divider