شناسه حدیث :  ۴۵۰۰۸۳

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۲  ,  صفحه۴۹۸  

عنوان باب :   الجزء الثاني غارة سفيان بن عوف الغامدي على الأنبار و لقيه أشرس بن حسان البكري و سعيد بن قيس

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

عن عبّاد بن عبد اللّٰه الأسديّ قال: كنت جالسا يوم الجمعة و عليّ عليه السّلام - يخطب على منبر من آجر و ابن صوحان جالس فجاء الأشعث فجعل يتخطّى النّاس فقال: يا أمير المؤمنين غلبتنا هذه الحمراء على وجهك فغضب. فقال ابن صوحان: ليبيّن اليوم من أمر العرب ما كان يخفى؛ فقال عليّ عليه السّلام: من يعذرني من هؤلاء الضّياطرة يقيل أحدهم يتقلّب على حشاياه ،و يهجّر قوم لذكر اللّٰه؟! فيأمرني أن أطردهم فأكون من الظّالمين؟ و الّذي فلق الحبّة و برأ النّسمة لقد سمعت محمّدا صلّى اللّٰه عليه و آله يقول: ليضربنّكم و اللّٰه على الدّين عودا كما ضربتموهم عليه بدءا.
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۱۸۶

عباد بن عبد اللّه اسدى گويد:روز آدينه‌اى در مسجد نشسته بودم و على(عليه السّلام)بر منبرى ساخته از آجر سخن مى‌راند و صعصعة بن صوحان هم در آنجا بود.اشعث به مسجد آمد پاى بر سر مردم مى‌نهاد و پيش مى‌رفت.پس گفت:يا امير المؤمنين اين موالى سرخ روى بر ما غلبه يافته‌اند و تو خود مى‌بينى.على(عليه السّلام)از اين سخن خشمگين شد و ابن صوحان گفت:امروز معلوم خواهد شد كه عرب را چه پايه و منزلت است.على(عليه السّلام)گفت:چه كسى مرا از كيفر دادن به اين مردم ستبراندام كه تا نيمروز بر بستر خود مى‌غلتند معذور مى‌دارد در حالى كه قومى براى شب‌زنده‌دارى از بستر خود پهلو تهى مى‌كنند؟مرا مى‌گويى كه آنان را طرد كنم و از ستمكاران گردم.سوگند به كسى كه دانه را رويانيد و جانداران را بيافريد كه از محمد(صلّى الله عليه و آله) شنيدم كه مى‌گفت:به خدا قسم آنان شما[عربها]را خواهند زد تا به دين بازگرديد همچنان كه شما ايشان را در آغاز مى‌زديد تا به دين درآيند.

divider