شناسه حدیث :  ۴۵۰۰۶۴

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۲  ,  صفحه۴۵۱  

عنوان باب :   الجزء الثاني غارة النعمان بن بشير الأنصاري على عين التمر و مالك بن كعب الأرحبي

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

فبلغ الخبر عليّا عليه السّلام فصعد المنبر فحمد اللّٰه و أثنى عليه ثمّ قال : يا أهل الكوفة المنسر من مناسر أهل الشّام إذا أظلّ عليكم أغلقتم أبوابكم. و انجحرتم في بيوتكم انجحار الضّبّة في جحرها و الضّبع في وجارها، الذّليل و اللّٰه. من نصرتموه، و من رمى بكم رمى بأفوق ناصل ،أفّ لكم لقد لقيت منكم ترحا، و يحكم يوما أناجيكم و يوما أناديكم، فلا أجاب عند النّداء، و لا اخوان صدق عند اللّقاء، أنا و اللّٰه منيت بكم ،صمّ لا تسمعون، بكم لا تنطقون، عمى لا تبصرون، فالحمد للّٰه ربّ العالمين، و يحكم اخرجوا الى أخيكم مالك بن كعب فانّ النّعمان بن بشير قد نزل به في جمع من أهل الشّام ليس بالكثير فانهضوا الى إخوانكم لعلّ اللّٰه يقطع بكم من الظّالمين طرفا، ثمّ نزل. فلم يخرجوا، فأرسل الى وجوههم و كبرائهم فأمرهم أن ينهضوا و يحثّوا النّاس على المسير، فلم يصنعوا شيئا .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۱۷۱

خبر به على(عليه السّلام)رسيد بر منبر بر آمد و حمد و ثناى خداى به جاى آورد و سپس گفت:
«اى مردم كوفه،چون طلايه‌هاى لشكر شام نمودار شود درهاى خانه‌هايتان مى‌بنديد و خود در خانه‌هايتان مى‌خزيد،آن سان كه سوسمار به سوراخ خود مى‌خزد،و كفتار در كنامش پنهان مى‌شود.به خدا سوگند خوار و ذليل است آنكه شما به ياريش برخيزيد و آنكه خواهد كه شما را چون تير بر دشمن افكند چونان كسى است كه با تير بى‌سوفار مى‌جنگد.رنجه‌ام از شما كه از شما اندوه بسيار در دل دارم.واى بر شما،روزى شما را آهسته فراخواندم و روزى ندايتان در دادم هيچ كس به نداى من پاسخ نداد.آرى شما هرگز برادرانى در دوستى صادق، نبوده‌ايد.من-به خدا قسم-به دست شما گرفتار شده‌ام.كرانى هستيد كه نمى‌شنويد و لالانى كه سخن نمى‌گوييد و كورانى كه ديدن نتوانيد. سپاس خداى را پروردگار جهانيان.واى بر شما،به يارى برادرتان مالك بن كعب برخيزيد كه نعمان بن بشير با جمعى از مردم شام-كه چندان هم شمارشان افزون نيست-به جنگ او آمده است.برخيزيد و بسيج نبرد كنيد،شايد خدا به نيروى شما دست ستمكاران را ببرد.»
على(عليه السّلام)اين بگفت و از منبر فرود آمد.كسى از جاى نجنبيد،على(عليه السّلام)نزد سران و بزرگانشان كس فرستاد و فرمان داد كه از جاى برخيزند و مردم را به جنگ تحريض كنند.آنان نيز كارى نكردند.

divider