شناسه حدیث :  ۴۵۰۰۴۲

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۴۸  

عنوان باب :   الجزء الأول خبر بنى ناجية

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قال: فلمّا أتيته بكتابه قرأه على النّاس فقام اليه معقل بن قيس فقال: أصلحك اللّٰه يا أمير المؤمنين انّما كان ينبغي أن يكون مكان كلّ رجل من هؤلاء الّذين بعثتهم في طلبهم عشرة من المسلمين فإذا لحقوهم استأصلوا شأفتهم و قطعوا دابرهم فأمّا أن يلقاهم أعدادهم فلعمري ليصبرنّ لهم فانّهم قوم عرب، و العدّة تصبر للعدّة و تنتصف منها فيقاتلون كلّ القتال. فقال له عليّ عليه السّلام: تجهّز يا معقل اليهم، و ندب معه ألفين من أهل الكوفة فيهم يزيد بن المغفّل و كتب الى عبد اللّٰه بن العبّاس بالبصرة: أمّا بعد فابعث رجلا من قبلك صليبا شجاعا معروفا بالصّلاح في ألفي رجل من أهل البصرة فليتّبع معقل بن قيس فإذا خرج من أرض البصرة فهو أمير أصحابه حتّى يلقى معقلا، فإذا لقيه فمعقل أمير الفريقين فليسمع منه و ليطعه و لا يخالفه، و مر زياد ابن خصفة فليقبل إلينا، فنعم المرء زياد و نعم القبيل قبيله [و السّلام ].
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۱۲۷

چون نامه به على(عليه السّلام)رسيد و آن را براى مردم خواند.معقل بن قيس[229]رياحى بر خاست و گفت:يا امير المؤمنين،خداوند كار تو را به صلاح آورد،مى‌بايست به جاى هر نفر كه فرستاده‌اى ده نفر از مسلمانان مى‌فرستادى تا چون به آنان مى‌رسيدند مهلتشان نمى‌دادند و رشتۀ حياتشان مى‌بريدند و اما اگر آنان با گروهى همچند خود روياروى شوند مقاومت خواهند كرد كه اينان عرب‌اند و از لشكرى همچند خود روى برنتابند و سخت پايدارى كنند و از دل و جان بجنگند.على(عليه السّلام)گفت:اى معقل،تو خود بسيج نبردشان كن و دو هزار تن از سپاه كوفه همراه ببر و يزيد بن مغفّل[230]هم در آن ميان باشد.آن‌گاه به عبد اللّه بن عباس هم كه در بصره بود،نامه نوشت:
اما بعد،مردى دلير و سختكوش و معروف به صلاح و سداد،از سوى خود بفرست با دو هزار تن از سپاهيان بصره و بگو كه از پى معقل بن قيس برود.چون از بصره بيرون شدند او سردار اين لشكر باشد و چون به معقل رسيدند،معقل فرمانده هر دو گروه خواهد بود و بايد گوش به سخن او دارد و از او اطاعت كند و با او مخالفت نكند و زياد بن خصفه را بگوى به نزد ما بيايد.زياد مردى نيك است و گروه او گروهى نيك.و السلام.

divider