شناسه حدیث :  ۴۵۰۰۴۱

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۴۱  

عنوان باب :   الجزء الأول خبر بنى ناجية

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قال :و كتب عليّ عليه السّلام الى زياد بن خصفة: أما بعد فقد كنت أمرتك أن تنزل دير أبي موسى حتّى يأتيك أمري و ذلك أنّي لم أكن علمت أين توجّه القوم و قد بلغني أنّهم أخذوا نحو قرية من قرى السّواد يقال لها نفّر فاتّبع آثارهم و سل عنهم فانّهم قد قتلوا رجلا مسلما من أهل - السّواد مصلّيا فإذا أنت لحقتهم فارددهم اليّ، فان أبوا فناجزهم و استعن باللّٰه عليهم فانّهم قد فارقوا الحقّ، و سفكوا الدّم الحرام، و أخافوا السّبيل، و السّلام. قال عبد اللّٰه بن وأل: فأخذت الكتاب منه و خرجت من عنده و أنا يومئذ شابّ حدث فمضيت به غير بعيد فرجعت اليه فقلت: يا أمير المؤمنين ألا أمضي مع زياد بن خصفة الى عدوّك إذا دفعت اليه الكتاب؟- فقال: يا ابن أخى افعل، فو اللّٰه انّي لأرجو أن تكون من أعواني على الحقّ و أنصاري على القوم الظّالمين. فقلت: يا أمير المؤمنين أنا و اللّٰه كذلك و من أولئك، و أنا و اللّٰه حيث تحبّ. قال ابن وأل: فو اللّٰه ما أحبّ أنّ لي بمقالة عليّ عليه السّلام حمر النّعم .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۱۲۴

على(عليه السّلام)به زياد بن خصفه نوشت:
اما بعد،به تو فرمان داده بودم كه در دير ابو موسى درنگ كنى تا فرمان من به تو رسد ولى من هنوز ندانسته‌ام كه آن قوم به كدام سوى رفته‌اند.گويند به سوى قريه‌اى از قراء سواد[227]موسوم به نفّر رفته‌اند،از پى آنها برو و سراغشان را از هر كس بگير.آنان مردى مسلمان از مردم سواد را كه نماز مى‌خوانده كشته‌اند.اگر آنان را يافتى به نزد من بازگردان و اگر سر برتافتند با آن جنگ كن و براى پيروزى بر ايشان از خداوند يارى بخواه كه اين قوم از حق جدا شده‌اند و خونى حرام ريخته‌اند و در جاده‌ها هراس انگيخته‌اند.و السلام.
عبد اللّه بن وأل گويد:نامه را گرفتم و از نزد او بيرون آمدم و من در آن روزها جوانى نو خاسته بودم.اندكى رفتم و بازگرديدم و گفتم:يا امير المؤمنين آيا زمانى كه نامه را به زياد بن خصفه دادم اجازت مى‌دهى كه با او به جنگ دشمنت بروم‌؟گفت:اى پسر برادرم چنان كن.به خدا سوگند اميد آن دارم كه تو از ياران من باشى براى پيروزى حق و از ياوران من براى سركوب ستمكاران.گفتم:اى امير المؤمنين به خدا سوگند كه من چنين خواهم بود و در زمره آنان، آن گونه كه تو دوست داشته باشى.ابن وأل مى‌گويد:به خدا سوگند دوست نداشتم لذت سخن گفتن با على(عليه السّلام)را با يك جهان ثروت معاوضه كنم.

divider