شناسه حدیث :  ۴۵۰۰۰۷

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۰۸  

عنوان باب :   الجزء الأول ولاية قيس بن سعد بن عبادة الأنصاري (رحمه الله) مصر

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

عن سهل بن سعد قال: لمّا قتل عثمان و ولى عليّ بن أبى طالب - صلوات اللّٰه عليه - دعا قيس بن سعد فقال: سر الى مصر فقد ولّيتكها و اخرج إلى رحلك فاجمع فيه من ثقاتك من أحببت أن يصحبك حتّى تأتيها و معك جند فإنّ ذلك أرهب لعدوّك و أعزّ لوليّك فإذا أنت قدمتها إن شاء اللّٰه فأحسن إلى المحسن، و اشتدّ على المريب، و ارفق بالخاصّة و العامّة، فان الرّفق يمن. فقال له قيس بن سعد: رحمك اللّٰه يا أمير المؤمنين قد فهمت ما ذكرت، أمّا قولك: اخرج اليها بجند، فو اللّٰه إن لم أدخلها بجند آتيها به من المدينة لا أدخلها أبدا، فإذا أدع ذلك الجند لك فإن احتجت إليهم كانوا منك قريبا، و إن أردت بعثهم إلى وجه من وجوهك كانوا عدّة لك، و لكنّى أسير إليها بنفسي و أهل بيتي. و أمّا ما أوصيتني به من الرّفق و الإحسان، فإنّ اللّٰه تعالى هو المستعان على ذلك. قال: فخرج قيس بن سعد في سبع نفر من أصحابه حتّى دخل مصر فصعد - المنبر فأمر بكتاب معه فقرئ على النّاس، فيه: بسم اللّٰه الرّحمن الرّحيم من عبد اللّٰه عليّ أمير المؤمنين إلى من بلغه كتابي هذا من المسلمين، سلام عليكم فإنّي أحمد اللّٰه إليكم الّذي لا إله إلاّ هو. أمّا بعد فإنّ اللّٰه بحسن صنعه و تقديره و تدبيره اختار الإسلام دينا لنفسه و ملائكته و رسله، و بعث به الرّسل إلى عباده [و] خصّ من انتجب من خلقه فكان ممّا أكرم اللّٰه عزّ و جلّ به هذه الأمّة و خصّهم [به] من الفضيلة أن بعث محمّدا - صلى اللّٰه عليه و آله-[اليهم] فعلّمهم الكتاب و الحكمة و السّنّة و الفرائض، و أدّبهم لكيما يهتدوا، و جمعهم لكيما [لا] يتفرّقوا، و زكّاهم لكيما يتطهّروا، فلمّا قضى من ذلك ما عليه قبضه اللّٰه [إليه فعليه] صلوات اللّٰه و سلامه و رحمته و رضوانه إنّه حميد مجيد. ثمّ إنّ المسلمين من بعده استخلفوا امرأين منهم صالحين عملا بالكتاب و أحسنا السّيرة و لم يتعدّيا السّنّة ثمّ توفّاهما اللّٰه فرحمهما اللّٰه، ثمّ ولّى من. بعدهما وال أحدث أحداثا فوجدت الأمّة عليه مقالا، فقالوا، ثمّ نقموا عليه فغيّروا. ثمّ جاءوني فبايعوني، فأستهدى اللّٰه الهدى و أستعينه على التّقوى، ألا و إنّ لكم علينا العمل بكتاب اللّٰه و سنّة رسوله و القيام بحقّه و النّصح لكم بالغيب، و اللّٰه المستعان و« حَسْبُنَا اَللّٰهُ وَ نِعْمَ اَلْوَكِيلُ. »و قد بعثت إليكم قيس بن سعد [الأنصاريّ] أميرا فوازروه و أعينوه على الحقّ، و قد أمرته بالإحسان إلى محسنكم و الشّدّة على مريبكم و الرّفق بعوامّكم و خواصّكم، و هو ممّن أرضى هديه و أرجو صلاحه و نصيحته، نسأل اللّٰه لنا و لكم عملا زاكيا، و ثوابا جزيلا، و رحمة واسعة، و السّلام عليكم و رحمة اللّٰه و بركاته.
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۷۵

سهل بن سعد گويد كه چون عثمان كشته شد و على(عليه السّلام)به خلافت رسيد،قيس بن سعد را فراخواند و گفت:راهى مصر شو كه تو را امارت مصر داده‌ام.اكنون به خارج شهر برو و ياران مؤتمن خود و هر كس ديگر را كه خواهى با تو همراه شود گرد آور.پس همراه لشكرى به مصر برو كه اين كار دشمنت را بيشتر بترساند و فرمانرواييت را پيروزمندتر جلوه دهد.چون به مصر رسيدى-ان شاء اللّه-با نيكوكاران نيكى كن و بر آنكه در دل ترديدى دارد سخت بگير.با خواص خود و عوام مردم به مدارا رفتار كن كه مدارا كردن خجسته است.
قيس بن سعد على(عليه السّلام)را گفت:يا امير المؤمنين خدايت رحمت كناد آنچه گفتى دريافتم.
اما اينكه مى‌گويى با لشكرى به مصر روم به خدا سوگند با لشكرى كه از مدينه آورده‌ام به مصر نروم،بلكه آن لشكر را براى تو مى‌گذارم تا اگر تو را به آن نياز افتد در دسترس تو باشد و اگر خواهى آن را به سويى بفرستى بازهم در فرمان تو.من تنها با خانواده‌ام به مصر مى‌روم.اما در باب اينكه مرا به مدارا و احسان وصيت كردى،خداى تعالى يار و ياور من در اين مهمّ‌ است.
قيس بن سعد بن عباده با چند تن از يارانش از شهر بيرون آمد و برفت تا به مصر داخل شد و بر منبر فرا رفت و فرمان داد تا منشور امارت او بر مردم بخوانند.و آن چنين است: بسم اللّه الرحمن الرحيم از بندۀ خدا على امير المؤمنين به هر كس از مسلمانان كه اين فرمان من به او رسد.سلام بر شما.مى‌ستايم خداوندى يكتا را كه جز او خدايى نيست.اما بعد،خداى تعالى از روى نيكخواهى و حسن تقدير و تدبيرش اسلام را دين خود و فرشتگانش و رسولانش قرار داد.و براى تبليغ آن پيامبران را به ميان بندگان خويش فرستاد و بندگان برگزيدۀ خود را ويژۀ امر رسالت گردانيد.يكى از مواردى كه خداى عزّ و جلّ‌ مردم را بنواخت و فضيلت خويش ارزانى داشت اين بود كه محمد-صلى اللّه عليه و آله-را به سوى ايشان مبعوث داشت.محمد(صلّى الله عليه و آله)آنان را كتاب و حكمت و سنت و فرايض آموخت.و تا مگر هدايت شوند تأديب كرد و تا پراكنده نشوند،متحد ساخت و تا از آلايشها پاك گردند جسم و جانشان تزكيه نمود.چون اين وظايف به پايان برد،جانش بگرفت و به نزد خود برد.درود و سلام و بخشايش و خشنودى خدا نصيب او باد كه او ستوده و صاحب مجد و عظمت است.مسلمانان پس از او دو مرد را،جانشينى‌اش دادند.دو مرد صالح كه به كتاب خدا عمل مى‌كردند و سيرت نيكو داشتند.آن دو از سنت و آيين او تجاوز نكردند.خداوند آن دو را رحمت كناد.از پس آن دو حاكمى آمد كه بدعتها آورد و مردم به عيبجويى او زبان گشادند.نخست به زبان گفتند و سپس بر او خشم و كين آشكار كردند و او را بر افكندند و نزد من آمدند و با من بيعت كردند.من از خدا هدايت مى‌خواهم و مى‌خواهم كه مرا در پرهيزگارى يارى دهد.
وظيفۀ ما در برابر شما اين است كه به كتاب خدا و سنت رسول او عمل كنيم و حق او بگزاريم و نيكخواه شما باشيم.از خدا يارى مى‌خواهيم.خدا ما را بس است و بهترين كارساز است.
قيس بن سعد انصارى را به امارت به سوى شما فرستادم.پس ياريش كنيد و مددش رسانيد در كارهايى كه بر مقتضاى حق است.او را فرمان داده‌ام به نيكوكار شما نيكى كند و بر آنان كه در اين امر در ترديدند سخت بگيرد و با عوام و خواص به مدارا رفتار كند.قيس بن سعد از كسانى است كه من از ايمان او خشنودم و اميدم بر آن است كه اين مهم را صالح باشد و جز نيكى و خير نخواهد.از خداوند براى خود و براى شما عملى پسنديده و پاك و ثوابى فراوان و بخشايشى فراخ خواستارم.و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.

divider