شناسه حدیث :  ۴۵۰۰۰۵

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۰۳  

عنوان باب :   الجزء الأول كتاب على - عليه السّلام - الى معاوية [فأجابه على عليه السّلام]

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

فأجابه على عليه السّلام أمّا الّذي عيّرتنى به يا معاوية من كتابي و كثرة ذكر آبائي إبراهيم و إسماعيل و النّبيّين فانّه من أحبّ آباءه أكثر ذكرهم، فذكرهم حبّ اللّٰه و رسوله، و أنا اعيّرك ببغضهم، فانّ بغضهم بغض اللّٰه و رسوله، و اعيّرك بحبّك آباءك و كثرة ذكرهم، فانّ حبّهم كفر. و أمّا الّذي أنكرت من نسبي من إبراهيم و إسماعيل و قرابتي من محمّد صلى اللّٰه عليه و آله و فضلي و حقّى و ملكي و إمامتي فانّك لم تزل منكرا لذلك لم يؤمن به قلبك، ألا و انّما [نحن ]أهل البيت كذلك لا يحبّنا كافر و لا يبغضنا مؤمن. و الّذي أنكرت من قول اللّٰه عزّ و جل:« فَقَدْ آتَيْنٰا آلَ إِبْرٰاهِيمَ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ آتَيْنٰاهُمْ مُلْكاً عَظِيماً »فأنكرت أن يكون فينا فقد قال اللّٰه:« اَلنَّبِيُّ أَوْلىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْوٰاجُهُ أُمَّهٰاتُهُمْ وَ أُولُوا اَلْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتٰابِ اَللّٰهِ ، »و نحن أولى به. و الّذي أنكرت من امامة محمّد صلى اللّٰه عليه و آله زعمت أنّه كان رسولا و لم يكن اماما فانّ إنكارك على جميع النّبيّين الائمّة، و لكنّا نشهد أنّه كان رسولا نبيّا اماما - صلّى اللّٰه عليه و آله - و لسانك دليل على ما في قلبك و قال اللّٰه تعالى:« أَمْ حَسِبَ اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اَللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ `وَ لَوْ نَشٰاءُ لَأَرَيْنٰاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمٰاهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ اَلْقَوْلِ وَ اَللّٰهُ يَعْلَمُ أَعْمٰالَكُمْ » ألا و قد عرفناك قبل اليوم و عداوتك و حسدك و ما في قلبك من المرض الّذي أخرجه اللّٰه. و الّذي أنكرت من قرابتي و حقّى فانّ سهمنا و حقّنا في كتاب اللّٰه قسمه لنا مع نبيّنا فقال:« وَ اِعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبىٰ ، » و قال:« فَآتِ ذَا اَلْقُرْبىٰ حَقَّهُ »، أ و ليس وجدت سهمنا مع سهم اللّٰه و رسوله و سهمك مع الأبعدين لا سهم لك ان فارقته؟ فقد أثبت اللّٰه سهمنا و أسقط سهمك بفراقك. و أنكرت إمامتي و ملكي فهل تجد في كتاب اللّٰه قوله لآل إبراهيم: و اصطفاهم ، على العالمين، فهو فضّلنا على العالمين أو تزعم أنك لست من العالمين أو تزعم أنّا لسنا من آل إبراهيم؟ فان أنكرت ذلك لنا فقد أنكرت محمّدا صلى اللّٰه عليه و آله فهو منّا و نحن منه، فان استطعت أن تفرّق بيننا و بين إبراهيم - صلوات اللّٰه عليه - و إسماعيل و محمّد و آله في كتاب اللّٰه فافعل .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۷۱

على(عليه السّلام)در جواب او نوشت:
اما در آن مورد-اى معاويه-كه برنامۀ من عيب گرفتى كه بسيار از پدرانم ابراهيم و اسماعيل و ديگر پيامبران ياد كرده‌ام، هرآينه هر كس پدرانش را دوست داشته باشد،فراوان از آنان ياد كند.پس ياد كردن از آنها دوست داشتن خدا و رسول اوست و من بر تو عيب مى‌گيرم كينه‌توزى تو را نسبت به آنها،زيرا دشمن داشتن آنها،دشمن داشتن خدا و رسول اوست.و من دوست داشتن پدرانت را و بسيار ياد كردن تو را از آنان بر تو عيب مى‌گيرم زيرا دوست داشتن آنها دوست داشتن كفر است.
اما اينكه منكر آن هستى كه من نسب به ابراهيم و اسماعيل مى‌رسانم يا خويشاوندى مرا با محمد(صلّى الله عليه و آله)انكار مى‌كنى و فضل و حق مرا و فرمانروايى و امامت مرا منكر هستى،آرى،تو هميشه منكر آن بوده‌اى و هرگز دلت ايمان نياورده.بدان كه ما اهل بيت رسول اللّه(صلّى الله عليه و آله) هستيم.كافر ما را دوست ندارد و مؤمن كينۀ ما به دل نگيرد.همچنين امامت محمد(صلّى الله عليه و آله)را انكار كردى و پنداشته‌اى كه او رسول است و امام نيست. انكار اين امر سبب مى‌شود كه امامت همۀ پيامبران را انكار كنى ولى ما شهادت مى‌دهيم كه او رسول و امام بود صلى اللّه عليه و آله.زبان تو حكايت از دلت دارد و خداى تعالى گويد.«آيا آنان كه در دلشان مرضى است مى‌پندارند كه خدا كينه‌اى را كه در دل نهفته دارند،آشكار نخواهد كرد؟اگر بخواهيم،آنها را به تو مى‌نمايانيم تو آنها را به سيمايشان يا از شيوۀ سخنشان خواهى شناخت و خدا از اعمالتان آگاه است[152].»ما تو را پيش از اين شناخته‌ايم و به دشمنى و حسد تو آگاه بوده‌ايم و مى‌دانيم كه در دل چه بيمارى دارى كه خداوند آن را نمايان ساخته است.
اما در باب اينكه خويشاوندى من با رسول خدا و حق مرا انكار كردى، هرآينه سهم ما و حق ما در كتاب خداست و در تقسيم ما را همراه پيامبر آورده آنجا كه فرمايد:«و هرگاه چيزى به غنيمت گرفتيد،خمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان است[153].»و جاى ديگر:«پس به خويشاوند حقش را بده[154].»آيا نمى‌بينى كه سهم ما با سهم خدا و پيامبر او آمده است و سهم تو با بيگانگان و اگر از اسلام جدا شوى هيچ سهمى نخواهى داشت‌؟خدا سهم ما را مقرر داشته و سهم تو را به سبب دوريت حذف كرده است.
تو امامت و فرمانروايى مرا انكار مى‌كنى.آيا سخن خداى تعالى را در قرآن ديده‌اى كه در بارۀ خاندان ابراهيم گويد كه آنان را بر جهانيان برترى داده است[155].خداوند است كه ما را بر جهانيان فضيلت داد،آيا مى‌پندارى كه تو خود يكى از مردم جهان نيستى‌؟يا مى‌پندارى كه ما از خاندان ابراهيم نيستيم‌؟اگر اين را انكار كنى محمد(صلّى الله عليه و آله)را انكار كرده‌اى كه او از ماست و ما از اوييم.اگر توانى كه ميان ما و ابراهيم(عليه السّلام)و اسماعيل و محمد و آل محمد،در كتاب خدا جدايى افكنى پس چنان كن.

divider