شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۹۶

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۸۷  

عنوان باب :   الجزء الأول كلام من كلامه عليه السلام خطبة لأمير المؤمنين على - عليه السّلام:

معصوم :  

عن الأصبغ بن نباتة قال: كتب صاحب الرّوم الى معاوية يسأله عن عشر خصال فارتطم كما يرتطم الحمار في الطّين فبعث راكبا الى عليّ - عليه السّلام - و هو في الرّحبة فقال: السّلام عليك يا أمير المؤمنين قال عليّ - عليه السّلام - أما انّك لست من رعيّتي ؟- قال: أجل أنا رجل من أهل الشّام بعثني إليك معاوية لأسألك عن عشر خصال كتب اليه بها صاحب الرّوم فقال: ان أجبتني فيها حملت إليك الخراج و الاّ حملت اليّ أنت خراجك، فلم يحسن أن يجيبه فبعثني إليك أسألك. قال على - عليه السّلام-: و ما هي؟ قال: ما أوّل شيء اهتزّ على وجه الأرض؟ و أوّل شيء ضجّ على الأرض؟ و كم بين الحقّ و الباطل؟ و كم بين المشرق و المغرب؟ و كم بين الأرض و السّماء؟ و أين تأوى أرواح المسلمين؟ و أين تأوى أرواح المشركين؟ و هذه القوس ما هي؟ و هذه المجرّة ما هي؟ و الخنثى كيف يقسم لها الميراث؟ فقال له عليّ - عليه السّلام: أمّا أوّل شيء اهتزّ على الأرض فهي النّخلة، و مثلها مثل ابن آدم إذا قطع رأسه هلك و إذا قطعت رأس النخلة انّما هي جذع ملقى. و أوّل شيء ضجّ على الأرض واد باليمن و هو أوّل واد فار منه الماء. و بين الحقّ و الباطل أربع أصابع، بين أن تقول: رأت عيني، و سمعت ما لم يسمع .و بين السّماء و الأرض مدّ البصر، و دعوة المظلوم. و بين المشرق و المغرب يوم طراد للشمس .و تأوى أرواح المسلمين عينا في الجنّة تسمّى سلمى، و تأوى أرواح المشركين في جبّ في النّار تسمّى برهوت. و هذه القوس أمان الأرض كلّها من الغرق، إذا رأوا ذلك في السّماء. و أمّا هذه المجرّة فأبواب السّماء فتحها اللّٰه على قوم نوح ثمّ أغلقها فلم يفتحها. و أمّا الخنثى فانّه يبول، فان خرج بوله من ذكره فسنّته سنّة الرّجل، و ان خرج من غير ذلك فسنّته سنّة المرأة. فكتب بها معاوية الى صاحب الرّوم فحمل اليه خراجه، و قال: ما خرج هذا الاّ من كتب نبوّة، هذا فيما أنزل اللّٰه من الإنجيل على عيسى بن مريم عليه السّلام.
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۶۵

اصبغ نباته گويد:فرمانرواى روم به معاويه نامه نوشت و از او در باب ده مسأله سؤال كرد. معاويه درماند،آن سان كه خر در گل مى‌ماند.پس سوارى نزد على(عليه السّلام)فرستاد.على(عليه السّلام)در رحبه بود.آن مرد گفت:يا امير المؤمنين سلام بر تو.على(عليه السّلام)گفت:تو از مردم سرزمين من نيستى.آن مرد گفت:بلى،من مردى از مردم شام هستم.معاويه مرا نزد تو فرستاده تا پاسخ ده سؤال را كه فرمانرواى روم از او كرده است بداند.كه گفته است:اگر تو پاسخ دادى من به تو خراج مى‌دهم و اگر پاسخ ندادى تو بايد خراجت را براى من روانه دارى.معاويه پاسخ آن سؤالها نمى‌دانست و مرا به نزد تو فرستاده است تا از تو بپرسم.
على(عليه السّلام)گفت:آنها چيستند؟
آن مرد گفت:نخستين چيزى كه بر روى زمين جنبيد چه بود؟نخستين چيزى كه بر روى زمين زارى كرد چه بود؟فاصلۀ ميان حق و باطل چقدر است‌؟فاصله ميان مشرق و مغرب چيست‌؟فاصلۀ ميان زمين و آسمان چند است‌؟ارواح مسلمانان در كجا جاى گيرند؟ارواح مشركين در كجا جاى گيرند؟اين رنگين كمان چيست‌؟اين كهكشان چيست‌؟خنثى چگونه ارث مى‌برد؟
على(عليه السّلام)گفت:نخستين چيزى كه بر روى زمين جنبيد نخل بود و آن همانند فرزند آدم است كه اگر سرش را قطع كنند،مى‌ميرد.و چون سر نخل را ببرند تنۀ بيجانى از آن بر جاى ماند.و نخستين چيزى كه در روى زمين زارى كرد،دره‌اى بود در يمن و آن اولين دره‌اى است كه آب از آن جوشيد.ميان حق و باطل چهار انگشت است و آن همان است كه مى‌گويى چشمم ديد و گوشم شنيد.و فاصلۀ ميان آسمان و زمين همان قدر است كه نگاه گسترش مى‌يابد و دعاى مظلوم از زمين به آسمان مى‌رود و فاصلۀ ميان مشرق و مغرب يك روزه راه خورشيد است.ارواح مسلمانان در چشمه‌اى در بهشت به نام سلمى جاى گيرند و ارواح مشركين در چاهى در جهنم به نام برهوت.و اين كمان نشان امان يافتن مردم روى زمين است از غرق،هنگامى كه آن را در آسمان بنگرند.اما اين كهكشان درهاى آسمان است كه خدا براى قوم نوح گشود،سپس آنها را بست و ديگر نگشود.اما خنثى بايد بول كند اگر بول او از آلت مرديش بيرون آمد مرد است و احكام مردان دربارۀ او جارى مى‌شود و اگر از آلت زنانگيش بيرون آمد زن است و احكام زنان دربارۀ او جارى مى‌شود.
معاويه اين پاسخها براى فرمانرواى روم نوشت او هم خراج خود براى معاويه فرستاد و گفت:اين پاسخها از كتابهاى پيامبران بيرون آمده و در انجيل هم كه خدا بر عيسى بن مريم- (عليهما السّلام)نازل كرده است چنين است.

divider