شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۹۵

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۸۳  

عنوان باب :   الجزء الأول كلام من كلامه عليه السلام خطبة لأمير المؤمنين على - عليه السّلام:

معصوم :  

و عن الأصبغ بن نباتة : أنّ رجلا سأل عليّا - عليه السّلام - عن الرّوح قال: ليس هو جبرئيل؟ قال عليّ - عليه السّلام-: جبرئيل من الملائكة، و الرّوح غير جبرئيل، و كان الرّجل شاكّا فكبر ذلك عليه فقال: لقد قلت عظيما، ما أحد من النّاس يزعم أنّ الرّوح غير جبرئيل، قال عليّ - عليه السّلام-: أنت ضالّ تروى عن أهل الضّلال، يقول اللّٰه لنبيّه:« أَتىٰ أَمْرُ اَللّٰهِ فَلاٰ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالىٰ عَمّٰا يُشْرِكُونَ `يُنَزِّلُ اَلْمَلاٰئِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلىٰ مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ » فالرّوح غير الملائكة، و قال:« لَيْلَةُ اَلْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ `تَنَزَّلُ اَلْمَلاٰئِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ » و قال:« يَوْمَ يَقُومُ اَلرُّوحُ وَ اَلْمَلاٰئِكَةُ صَفًّا » و قال لآدم و جبرئيل يومئذ مع الملائكة:« إِنِّي خٰالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ »« فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِينَ » فسجد جبرئيل مع الملائكة للرّوح. و قال لمريم: « فَأَرْسَلْنٰا إِلَيْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِيًّا »، و قال لمحمّد - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-: « نَزَلَ بِهِ اَلرُّوحُ اَلْأَمِينُ `عَلىٰ قَلْبِكَ »[ثم قال ]« لِتَكُونَ مِنَ اَلْمُنْذِرِينَ `بِلِسٰانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ `وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ اَلْأَوَّلِينَ » و الزّبر الذّكر و الأوّلين رسول اللّٰه - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم - منهم، فالرّوح واحدة و الصّور شتّى. قال سعد :فلم يفهم الشّاكّ ما قاله أمير المؤمنين - عليه السّلام - غير أنّه قال: الرّوح غير جبرئيل. فسأله عن ليلة القدر فقال: انّى أراك تذكر ليلة القدر [و ]تنزّل الملائكة و الرّوح فيها؟ قال له عليّ عليه السّلام: قد رفرشت نزول الملائكة بمشفرة فان عمى عليك شرحه فسأعطيك ظاهرا منه تكون أعلم أهل بلادك بمعنى ليلة القدر، ليلة القدر، ليلة القدر، قال: قد أنعمت عليّ إذا بنعمة. قال له عليّ - عليه السّلام-: انّ اللّٰه فرد يحبّ الوتر، و فرد اصطفى الوتر، فأجرى جميع الأشياء على سبعة، فقال عزّ و جلّ:« [خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ ] »و قال:« خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً ، »و قال: جهنم« لَهٰا سَبْعَةُ أَبْوٰابٍ »و قال:« سَبْعَ سُنْبُلاٰتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يٰابِسٰاتٍ »و قال:« سَبْعَ بَقَرٰاتٍ سِمٰانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجٰافٌ » و قال:« حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنٰابِلَ ، »و قال:« سَبْعاً مِنَ اَلْمَثٰانِي وَ اَلْقُرْآنَ اَلْعَظِيمَ، » فأبلغ حديثي أصحابك لعلّ اللّٰه يكون قد جعل فيهم نجيبا إذا هو سمع حديثنا نفر قلبه الى مودّتنا، و يعلم فضل علمنا، و ما نضرب من الأمثال الّتي لا يعلمها الاّ العالمون بفضلنا . قال السّائل: بيّنها في أيّ ليلة أقصدها؟- قال: اطلبها في السّبع الأواخر و اللّٰه لئن عرفت آخر السّبعة لقد عرفت أوّلهنّ، و لئن عرفت أوّلهنّ لقد أصبت ليلة القدر، قال: ما أفقه ما تقول، قال: انّ اللّٰه طبع على قلوب قوم، فقال: ان تدعهم الى الهدى فلن يهتدوا إذا أبدا فأمّا إذ أبيت و أبى عليك أن تفهم فانظر، فإذا مضت ليلة ثلاث و عشرين من شهر رمضان فاطلبها في أربع و عشرين و هي ليلة السّابع و معرفة السّبعة فانّ من فاز بالسّبعة كمّل الدّين كلّه، و هي الرّحمة للعباد و العذاب عليهم، و هم الأبواب الّتي قال تعالى:« لِكُلِّ بٰابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ » يهلك عند كلّ باب جزء و عند الولاية كلّ باب .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۶۴

اصبغ بن نباته[107]گويد:مردى از على(عليه السّلام)پرسيد:كه«روح»چيست‌؟آيا جبرئيل نيست‌؟ على(عليه السّلام)گفت:جبرئيل از ملائكه است و روح غير از جبرئيل است.آن مرد در ترديد بود و گفت:سخنى شگفت گفتى،هيچ يك از مردم نپندارد كه روح غير از جبرئيل باشد.على(عليه السّلام) گفتش:تو مردى گمراهى و از گمراهان نقل سخن مى‌كنى خداى تعالى به پيامبرش مى‌گويد: «فرمان خدا در رسيد به شتابش مخواهيد.او منزه است و از هر چه شريك او مى‌سازيد برتر. فرشتگان را همراه روح-كه فرمان اوست-بر هر يك از بندگانش كه بخواهد فرو مى‌فرستد[108]» پس روح غير از ملائكه است.و نيز گويد:«شب قدر بهتر از هزار ماه است.در آن شب ملائكه و روح به فرمان پروردگارشان فرود مى‌آيند[109].»و گفت:«روزى كه روح و ملائكه در يك صف مى‌ايستند[110].»و نيز دربارۀ آدم گفت:«من بشرى از گل مى‌آفرينم،چون تمامش كردم و در آن از روح خود دميدم همه سجده‌اش كنيد[111].»اين خطاب به ملائكه بود و جبرئيل نيز از ملائكه بود.پس جبرئيل با ملائكه براى روح سجده كردند و دربارۀ مريم گفت:«ما روح خود را نزدش فرستاديم و چون انسانى تمام بر او نمودار شد[112].»و در حق محمد(صلّى الله عليه و آله) گفت:«آن را روح الامين نازل كرده است بر دل تو.-سپس گفت-تا از بيم‌دهندگان باشى.به زبان عربى روشن.و آن در نوشته‌هاى پيشينيان نيز هست[113].»«زبر»به معنى«ذكر»يعنى كتاب است.«اولين»رسول اللّه(صلّى الله عليه و آله)هم از ايشان است.پس روح يكى است و صورتها گوناگون.سعد[114]گويد:آن مرد كه در ترديد افتاده بود سخن امير المؤمنين در نيافت جز اينكه گفت: روح غير از جبرئيل است.
پس على(عليه السّلام)را از ليلة القدر پرسيد و گفت:مى‌بينم كه از ليلة القدر ياد كردى و فرود آمدن ملائكه و روح در آن شب‌؟
على(عليه السّلام)گفت:آرى به نزول ملائكه تنها اشارتى كردم،اگر هنوز هم در نيافته‌اى ظاهر مطلب را براى تو خواهم گفت،تا تو داناترين مردم بلاد خود به معنى ليلة القدر باشى.
آن مرد گفت:اگر چنين كنى مرا نعمتى فراوان بخشيده باشى.
على(عليه السّلام)گفت:خدا يكتاست و طاق را دوست دارد.خدا يكتاست و طاق را برگزيده است.و اين قاعدۀ هفت بر همۀ اشياء جارى ساخت:خداى عزّ و جلّ‌ فرمود:«هفت آسمان بيافريد و همانند آنها زمين[115]»و گفت:«هفت آسمان طبقه طبقه بيافريد[116]»و گفت:«جهنم را هفت در است[117].»و گفت:«هفت سنبلۀ سبز و هفت سنبلۀ خشك[118]»و گفت:«هفت گاو فربه كه هفت گاو لاغر آنها را خورد[119].»و گفت«دانه‌اى كه هفت خوشه رويانيد[120]»و گفت:«سبع المثانى و قرآن بزرگ[121]»پس سخن من به يارانت برسان شايد خداوند در ميان آنها نجيبى قرار دهد كه سخن ما بشنود و دلش به محبت ما گرايد و برترى علم ما بداند و ما مثلها مى‌زنيم كه معنى آنها را جز كسانى كه به بركت ما علم آموخته‌اند در نمى‌يابند.پرسنده گفت:بيان كن كه من شب قدر را در كدام شب سراغ گيرم‌؟گفت:در هفتهاى آخرى.به خدا سوگند اگر آخرين هفت را بشناسى اولين هفت را هم شناخته‌اى و اگر اولين آنها را شناخته باشى ليلة القدر را دريافته‌اى.آن مرد گفت:نفهميدم كه چه مى‌گويى.گفت: خدا بر دلهاى قومى مهر نهاده است و در حق آنان گفته است كه«اگر آنها را به هدايت فراخوانى هرگز هدايت نمى‌شوند[122]»و اما اگر فهم سخن بر تو دشوار است؛پس بنگر:چون بيست و سه شب از ماه رمضان رفت تو ليلة القدر را در شب بيست و چهارم بطلب.و آن هفتمين شب است و شناخت هفت كه هر كه به هفت دست يابد،همۀ دين را كامل كرده است و آنها براى بندگان رحمت‌اند و بر آنها عذاب.و آنها در رهايى هستند كه خداى تعالى گويد:«براى هر در از ايشان جزئى قسمت شده است[123]»در هر در جزئى هلاك مى‌شوند و در نزد ولايت همۀ درهاست.

divider