شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۹۰

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۶۱  

عنوان باب :   الجزء الأول كلام من كلامه عليه السلام خطبة لأمير المؤمنين على - عليه السّلام:

معصوم :  

و بحذف الاسناد عن إبراهيم بن محمّد من ولد عليّ -عليه السّلام - قال: كان عليّ - عليه السّلام - إذا نعت النّبيّ - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم - قال :لم يك بالطّويل الممغّط ،و لا بالقصير المتردّد ،و كان ربعة من القوم، و لم يك بالجعد القطط و لا السّبط كان جعدا رجلا ،و لم يك بالمطهّم و لا المكلثم ،و كان في وجهه تدوير، أبيض مشرب [حمرة]، أدعج العينين ،أهدب الأشفار ، جليل المشاش و الكتد ،أجرد ذا مسربة ،شثن الكفّين و القدمين ،إذا مشى تقلّع . كأنّما يمشى في صبب ،و إذا التفت التفت معا ،بين كتفيه خاتم النّبوّة و هو خاتم النّبيّين، أجود النّاس كفّا، و أجرأ النّاس صدرا، و أصدق النّاس لهجة، و أو في النّاس ذمّة، و ألينهم عريكة ،و أكرمهم عشرة . [من رآه بديهة هابه، و من خالطه معرفة أحبّه، يقول ناعته: لم أر قبله و لا بعده مثله ].
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۵۹

ابراهيم بن محمد از يكى از فرزندان على(عليه السّلام)روايت كند كه على(عليه السّلام)چون پيامبر (صلّى الله عليه و آله)را توصيف مى‌كرد مى‌گفت:
رسول اللّه نه زياده از معمول بلند بود و نه زياده از معمول كوتاه،بل ميانه بالا بود. مويش نه بسيار مجعد بود و نه بسيار صاف و بى‌شكن بل چين و شكنى اندك و دلپذير داشت.چهره‌اش نه لاغر بود و نه فربه بل چهره‌اى مدور داشت با رنگى سفيد به سرخى آميخته.چشمانش سياه و مژگانش برگشته بود.درشت استخوان بود و گشاده سينه. بدنش را موى اندك بود و تنها روى سينه‌اش مويى تنك داشت.دستها و پاهايش زمخت مى‌نمودند با انگشتانى مايل به ستبرى.چون راه مى‌رفت محكم و استوار مى‌رفت و چنان پاى از زمين بر مى‌كند كه گويى از بلندى به پستى مى‌آمد.چون مى‌خواست به كسى روى كند سر بر نمى‌گردانيد كه با تمام بدن به سوى او بر مى‌گشت.ميان شانه‌هايش مهر نبوت بود و او خاتم پيامبران بود.بخشنده‌ترين مردم بود. دليرترين آنها و راستگوترينشان.به عهد خود سخت پايبند بود،از همه مردم زبانش نرمتر بود و در معاشرت از همه بهتر.

divider