شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۸۱

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۲۵  

عنوان باب :   الجزء الأول في عماله عليه السّلام و أموره

معصوم :  

حدّثنا محمّد، قال: حدّثنا الحسن، قال: حدّثنا إبراهيم، قال: و أخبرني يحيى بن صالح الحريريّ، قال: أخبرنا أبو العبّاس الوليد بن عمرو و كان ثقة عن عبد الرّحمن بن سليمان عن جعفر بن محمّد بن عليّ عليهم السّلام قال: بعث عليّ - عليه السّلام - مصدّقا من الكوفة الى باديتها، فقال: عليك يا عبد اللّٰه بتقوى اللّٰه، و لا تؤثرنّ دنياك على آخرتك، و كن حافظا لما ائتمنتك عليه ،راعيا لحقّ اللّٰه حتّى تأتى نادي بني فلان ،فإذا قدمت عليهم فانزل بفنائهم من غير أن تخالط أبنيتهم ثمّ امض اليهم بسكينة و وقار حتّى تقوم بينهم فتسلّم عليهم [و لا تخدج بالتّحيّة لهم ]فتقول: يا عباد اللّٰه أرسلني إليكم وليّ اللّٰه لآخذ منكم حقّ اللّٰه [فهل للّٰه في أموالكم من حقّ] فتؤدّوه الى وليّه؟ فان قال قائل منهم: لا، فلا تراجعه، و ان أنعم لك منعم فانطلق معه من غير أن تخيفه، و لا تعده الاّ خيرا حتّى تأتي ماله فلا تدخله الاّ باذنه، فانّ أكثره له، و قل له: يا عبد اللّٰه أ تأذن لي في دخول ذلك؟- فان أنعم [فلا تدخله ]دخول المسلّط عليه فيه و لا عنيف به، و اصدع المال صدعين فخيّره أيّ الصّدعين شاء، فأيّهما اختار فلا تتعرّض له و اصدع الباقي صدعين ،فلا تزال حتّى يبقى حقّ اللّٰه في ماله فأقبضه، فانّ استقالك فأقله ثمّ أخلطها ثمّ اصنع مثل الّذي صنعت حتّى تأخذ حقّ اللّٰه في ماله، فإذا قبضته فلا توكل به الاّ ناصحا مسلما مشفقا أمينا حافظا غير معنف بشيء منها ثمّ احدر ما اجتمع عندك من كلّ ناد إلينا نضعه حيث أمر اللّٰه به، فإذا انحدر بها رسولك فأوعز اليه أن لا يحولنّ بين ناقة و فصيلها و لا يفرّقن بينهما، و لا يمصر لبنها فيضرّ ذلك بفصيلها، و لا يجهدنّها ركوبا و ليعدل بينهنّ في ذلك، و ليوردها كلّ ماء يمرّ به و لا يعدل بهنّ [عن] نبت الأرض الى جوادّ الطّرق في السّاعات الّتي تريح و تعنق ،و ليرفق بهنّ جهده حتّى يأتيننا باذن اللّٰه سمانا غير متعبات و لا مجهدات، فيقسمن على كتاب اللّٰه و سنّة نبيّه، فانّ ذلك أعظم لأجرك و أقرب لرشدك فينظر اللّٰه اليها و إليك و الى جهدك و نصيحتك لمن بعثك و بعثت في حاجته، و انّ رسول اللّٰه - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم - قال: ما نظر اللّٰه الى وليّ يجهد نفسه لإمامه بالطّاعة و النّصيحة الاّ كان معنا في الرّفيق الأعلى .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۴۸

جعفر بن محمد بن على(عليه السّلام)گويد:على(عليه السّلام)كسى را براى جمع‌آورى زكات به باديه فرستاد و او را گفت:
زنهار،اى بندۀ خدا،از خدا بترس و دنيايت را بر آخرتت ترجيح منه.از آنچه تو را امين آن گردانيده‌ام نيك نگهبانى كن و حق خدا را رعايت نماى تا به محل«بنى فلان»رسى بر آستانۀ ايشان فرود آى و به خانه‌هايشان داخل مشو،سپس با آرامش و وقار به نزد آنان رو،چون به ميانشان رسيدى بر آنان سلام كن و چون درود گويى درودى به كمال گوى.آنگاه بگوى كه اى بندگان خدا،ولىّ‌ خدا مرا نزد شما فرستاده تا حق خدا را از شما بستانم.آيا در اموال شما چيزى از حق خدا هست كه آن را به ولى او ادا كنيد؟اگر يكى از آنان گفت:نه،از او مطالبه مكن و اگر كسى گفت:آرى،همراه او برو بدون آنكه بترسانيش و او را وعده‌هاى نيكو ده تا بر سر اموالش رسد.و نبايد كه بى‌اذن او در آن دخالت كنى زيرا بيشتر آن مال از آن اوست.و بگو:اى بندۀ خدا،مرا اجازت مى‌دهى كه در اين اموال دخالت كنم‌؟اگر گفت:بلى.دخالت كن،اما نه بسان كسى كه بر آن مال چيره شده و نه به عنف و شدت.پس آن مال به دو بخش كن و از او بخواه كه هر بخش را كه مى‌خواهد اختيار كند.مبادا در آنچه اختيار كرده بر او اعتراض كنى.باقى را نيز دو بخش كن و پيوسته چنين كنى تا آنچه حق خدا از مال اوست باقى بماند و تو آن را برگير.اگر نپذيرفت و خواست كه بار ديگر تقسيم كنى،قبول كن و همه را مخلوط‍‌ كن و آنچه به پايان رسانيده بودى از سر گير.تا حق خدا را از مال او جدا كنى.سپس آن مال به دست مردى نيكخواه و مسلمان و مشفق و امين بسپار كه به ذره‌اى از آن تجاوز نورزد.آنگاه هر چه از هر جاى گرد آورده‌اى براى ما بفرست تا در جايى كه خدا فرمان داده صرفش كنيم.
به رسولى كه از طرف تو آن مال را براى ما مى‌آورد،سفارش كن كه ميان ماده شتر و كرّه‌اش حايل نشود و آنها را از هم جدا نكند و همۀ شير مادر را ندوشد آن سان كه به كرّه زيان برسد.و آن قدر بر يكى از شتران سوار نشود كه خسته‌اش كند،بايد ميان آنها عدالت ورزد و به هر آب كه مى‌گذرد آبشان دهد و در ساعاتى كه بايد بيارامند آنها را از علفزارها به ميان جاده‌ها نكشاند و با آنها به مدارا رفتار كند تا نزد ما آيند-به اذن خدا-فربه،نه خسته و كوفته.تا ما آنها را به روش كتاب خدا و سنت پيامبرش تقسيم كنيم.اين كار اجر تو را بزرگتر گرداند و رستگارى تو را نزديكتر دارد.
خداوند در آن شتران و در تو نظر مى‌كند و كوشش و نيكخواهى تو را در حق كسى كه تو را فرستاده و تو براى بر آوردن نياز او رفته‌اى مى‌نگرد.رسول اللّه(صلّى الله عليه و آله)گفت:«خداوند هيچ دوستدارى را كه خويشتن را به فرمانبردارى و نيكخواهى در راه اوامر امامش به رنج مى‌اندازد نبيند،مگر آنكه در جهان برين با ما همنشينش مى‌گرداند.»

divider