شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۵۳

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۸۶  

عنوان باب :   الجزء الأول سيرته عليه السّلام في نفسه

معصوم :  

حدّثنا محمّد، قال: حدّثنا الحسن، قال: حدّثنا إبراهيم، قال: و أخبرني أحمد بن معمّر قال: أخبرني عبد الرّحمن بن مغرا عن عمران بن مسلم عن سويد بن غفلة قال: دخلت على أمير المؤمنين - عليه السّلام - القصر فإذا بين يديه قعب [لبن] أجد ريحه من شدّة حموضته و في يده رغيف ترى قشار الشّعير على وجهه و هو يكسره و يستعين أحيانا بركبته و إذا جاريته [فضّة] قائمة [على رأسه] فقلت لها: يا فضّة أما تتّقون اللّٰه في هذا الشّيخ؟! لو نخلتم دقيقة، فقالت: انّا نكره أن يؤجر و نأثم؛ و قد أخذ علينا أن لا ننخل له دقيقا ما صحبناه، فقال عليّ - عليه السّلام - ما يقول؟- قالت: سله، فقلت له: ما قلت لها: لو ينخلون دقيقك، فبكى ثمّ قال . بأبي و أمّي من لم يشبع ثلاثا متوالية من خبز برّ حتّى فارق الدّنيا و لم ينخل دقيقة، قال: يعني رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۴۲

سويد بن غفله[62]گويد:بر امير المؤمنين(عليه السّلام)داخل شدم و او در كوفه در قصر امارت بود و در مقابلش كاسه‌اى شير كه بوى ترشيدگى آن به مشامم خورد.قرص نان جوينى در دست داشت كه هنوز خردك پوستهاى جو بر روى آن پيدا بود.على(عليه السّلام)از آن نان مى‌شكست و گاهگاهى براى شكستن از سر زانوى خود مدد مى‌گرفت.خادمه‌اش فضّه بالاى سرش ايستاده بود.او را گفتم:آيا از خدا نمى‌ترسيد كه براى اين پير مرد چنين طعامى مى‌آوريد.چه مى‌شد اقلا آرد را مى‌بيختيد.فضّه گفت:ما مى‌ترسيم كه مخالفتش كنيم و گناهكار شويم.از ما قول گرفته كه تا با او هستيم،آردش را غربال نكنيم.على(عليه السّلام)پرسيد:چه مى‌گويد؟فضّه گفت:خود از او بپرس.آنچه به فضّه گفته بودم به او گفتم كه:كاش بفرماييد آردتان را غربال كنند.على(عليه السّلام) گريست و گفت:پدر و مادرم فداى كسى[يعنى رسول اللّه]باد كه هرگز سه روز پى‌درپى خود را از نان گندم سير نكرد تا رخت از اين جهان بر بست و آرد خود را هرگز غربال نفرمود.

divider