شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۴۶

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۷۴  

عنوان باب :   الجزء الأول سيرته - عليه السّلام - في المال

معصوم :  

حدّثنا محمّد قال: حدّثنا الحسن قال: حدّثنا إبراهيم، قال: حدّثنى محمّد بن عبد اللّٰه بن عثمان قال: حدّثني عليّ بن [أبي] سيف عن أبي حباب عن ربيعة و عمارة : انّ طائفة من أصحاب عليّ - عليه السّلام - مشوا اليه فقالوا: يا أمير المؤمنين أعط هذه الأموال و فضّل هؤلاء الاشراف من العرب و قريش على الموالي و العجم و من تخاف خلافه من النّاس و فراره. قال: و انّما قالوا له ذلك؛ للّذي كان معاوية يصنع من أتاه، فقال لهم عليّ - عليه السّلام-: أ تأمروني أن أطلب النّصر بالجور؟! و اللّٰه لا أفعل ما طلعت شمس و ما لاح في السّماء نجم، و اللّٰه لو كان مالهم لي لواسيت بينهم فكيف و انّما هي أموالهم. قال: ثمّ أزم طويلا ساكتا ثمّ قال: من كان له مال فإيّاه و الفساد؛ فإنّ إعطاء المال في غير حقّه تبذير و إسراف، و هو ذكر لصاحبه في النّاس و يضعه عند اللّٰه ،و لم يضع رجل ماله في غير حقّه و عند غير أهله الاّ حرمه اللّٰه شكرهم و كان لغيره ودّهم، فان بقي معهم من يودّهم و يظهر لهم الشّكر فانّما هو ملق و كذب، و إنّما ينوى أن ينال من صاحبه مثل الّذي كان يأتى إليه من قبل؛ فإن زلّت بصاحبه النّعل فاحتاج إلى معونته و مكافأته فشرّ خليل و ألأم خدين، و من صنع المعروف فيما آتاه اللّٰه فليصل به القرابة و ليحسن فيه الضّيافة، و ليفكّ به العاني و ليعن به الغارم و ابن السّبيل و الفقراء و المهاجرين، و ليصبر نفسه على النّوائب و الخطوب ،فانّ الفوز بهذه الخصال شرف مكارم الدّنيا و درك فضائل الآخرة .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۳۸

ربيعه[54]و عماره[55]گويند:جمعى از ياران على(عليه السّلام)نزد او رفتند و گفتند:يا امير المؤمنين، اين اموال به مردم ده و در تقسيم اين اشراف عرب و قريش را بر موالى و عجم برترى نه و نيز به كسانى كه بيم آن است كه به خلاف تو برخيزند و از نزد تو بگريزند مالى بذل كن.اينان اين سخن از آن روى مى‌گفتند كه معاويه به هر كه نزد او مى‌رفت چيزى عطا مى‌كرد.
على(عليه السّلام)ايشان را گفت:آيا به من مى‌گوييد كه پيروزى را به پايمردى ستم فرا چنگ آرم‌؟به خدا سوگند،تا اين خورشيد مى‌دمد و اخترى بر آسمان مى‌درخشد چنين نكنم كه مى‌گوييد. و اللّه اگر كه آن مال نه از بيت المال،كه از آن من مى‌بود بازهم ميانشان مواسات مى‌ورزيدم، پس چگونه چنين نكنم در حالى كه مال متعلق به آنهاست‌؟
سپس چندى خاموش ماند،آنگاه سر بر آورد و گفت:هر كه را مالى در دست است بايد كه از فساد بر حذر باشد،زيرا بذل مال به كسى كه حق او نيست تبذير و اسراف است.كه اين كار اگر چه بخشنده را در ميان مردم پرآوازه مى‌كند،در نزد خداى تعالى پست مى‌گرداند.هر كس مال خود نه به جاى خود صرف كند يا نزد نااهل نهد خداوند او را از سپاس آنان محروم گرداند و دوستى‌شان نصيب ديگر كسان كند و اگر در ميان آنها كسى باقى ماند كه بازهم به او اظهار دوستى كند و سپاسش گويد به يقين چاپلوس و دروغزن است كه خود را به او نزديك مى‌كند تا بازهم از داراييش بهره جويد،زيرا اگر دوستش مسكين شود و به يارى او نيازش افتد و خواهد كه بخششهاى او جبران كند،در اين حال بدترين دوست خود را در مقابل خود خواهد ديد.
هر كس مالى را كه خدايش عطا كرده بخواهد انفاق كند،بايد به درد خويشاوندان رسد يا ضيافتى نيكو دهد يا اسيرى را از اسارتش برهاند يا وامدارى را يارى كند يا در راه مانده و فقير و مهاجرى را مدد رساند.و خود در برابر نوائب دهر و حوادث روزگار پايدارى ورزد و دستيابى به اين خصال دستيابى به مكارم دنيا و درك فضايل آخرت است.

divider