شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۴۵

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۷۰  

عنوان باب :   الجزء الأول سيرته - عليه السّلام - في المال

معصوم :   امیرالمؤمنین (علیه السلام)

حدّثنا محمّد قال: حدّثنا الحسن قال: حدّثنا إبراهيم قال: و حدّثنى عبد اللّٰه بن محمّد بن عثمان الثّقفيّ قال: حدّثنا عليّ بن محمّد بن أبي سيف عن فضيل بن الجعد . عن مولى الأشتر قال: شكا عليّ - عليه السّلام - الى الأشتر فرار النّاس الى معاوية فقال الأشتر: يا أمير - المؤمنين انّا قاتلنا أهل البصرة بأهل البصرة و أهل الكوفة؛ و الرّأى واحد و قد اختلفوا بعد، و تعادوا و ضعفت النّيّة و قلّ العدل، و أنت تأخذهم بالعدل و تعمل فيهم بالحقّ و تنصف الوضيع من الشّريف [و ليس للشّريف] عندك فضل منزلة على الوضيع، فضجّت طائفة ممّن معك على الحقّ إذ عمّوا به، و اغتمّوا من العدل إذ صاروا فيه، و صارت صنائع معاوية عند أهل الغنى و الشّرف؛ فتاقت أنفس النّاس إلى الدّنيا و قلّ من النّاس من ليس للدّنيا بصاحب، و أكثرهم من يجتوى الحقّ و يستمرى الباطل و يؤثر الدّنيا، فإن تبذل المال يا أمير المؤمنين تمل إليك أعناق النّاس و تصف نصيحتهم و تستخلص ودّهم، صنع اللّٰه لك يا أمير المؤمنين و كبت عدوّك و فضّ جمعهم و أوهن كيدهم و شتّت أمورهم انّه بما يعملون خبير فأجابه عليّ - عليه السّلام - فحمد اللّٰه و أثنى عليه و قال: أما ما ذكرت من عملنا و سيرتنا بالعدل؛ فانّ اللّٰه يقول:« مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسٰاءَ فَعَلَيْهٰا وَ مٰا رَبُّكَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ »، و أنا من أن أكون مقصّرا فيما ذكرت أخوف. و أما ما ذكرت من أنّ الحقّ ثقل عليهم ففارقونا لذلك؛ فقد علم اللّٰه أنّهم لم يفارقونا من جور، و لم يدعوا [إذ فارقونا ]إلى عدل، و لم يلتمسوا إلاّ دنيا زائلة عنهم كأن قد فارقوها،« وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ »: أ للدّنيا أرادوا، أم للّه عملوا؟! و أما ما ذكرت من بذل الأموال و اصطناع الرّجال فإنّا لا يسعنا أن نؤتى امرأ من الفيء أكثر من حقّه و قد قال اللّٰه و قوله الحقّ:« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ مَعَ اَلصّٰابِرِينَ »؛ و بعث محمّدا - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم - وحده فكثّره بعد القلّة و أعزّ فئته بعد الذّلة، و إن يرد اللّٰه أن يولّينا هذا الأمر يذلّل لنا صعبه و يسهّل لنا حزنه ،و أنا قابل من رأيك ما كان للّٰه رضى، و أنت من آمن أصحابى و أوثقهم في نفسي و أنصحهم و أرآهم عندي .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۳۷

غلام مالك اشتر گويد:على(عليه السّلام)از اينكه مردم از نزد او مى‌گريزند و به معاويه مى‌گرايند نزد مالك اشتر شكوه كرد.مالك اشتر گفت:يا امير المؤمنين ما با مردم بصره به نيروى مردم بصره و مردم كوفه پيكار كرديم.در آن زمان مردم همه يك رأى داشتند و سپس ميانشان اختلاف افتاد و دشمنى آغاز كردند و ايمانشان به سستى گراييد و شمارشان روى به كاهش نهاد.زيرا تو آنان را به عدالت بازخواست مى‌كنى و به حق عمل مى‌نمايى و حق فرومايه از صاحب سرمايه مى‌ستانى و آن صاحب سرمايه را بر آن فرومايه برترى نمى‌دهى.چون با همه به حق و عدالت رفتار كرده‌اى طايفه‌اى از آنان كه با تو بودند،اين شيوه برنتافتند و از اينكه پنجۀ عدالت تو گريبانشان را مى‌گرفت غمگين شدند.اما بخششهاى معاويه همه به مالداران و اشراف است. نفوس مردم به دنيا مشتاق است و در ميان مردم دوستداران دنيا اندك نيست.بيشترين مردم حق را ناخوش دارند و باطل در كامشان شيرين آيد و دنيا را بر هر چيز برترى دهند.
اگر تو نيز دست به بذل مال گشايى،مردم در برابر تو سر فرود آرند و از روى صدق و صفا خير خواه تو شوند و خالصانه دوستى ورزند.يا امير المؤمنين خدايت خير دهاد و دشمنت را سرنگون كناد و جمعشان بپراكناد و كيدشان سست و پيوندشان گسسته گرداناد كه او به آنچه مى‌كنند آگاه است.
على(عليه السّلام)در پاسخ او پس از حمد و ثناى پروردگار گفت:اما آنچه در سيرت دادگرى ما گفتى،خداى تعالى مى‌گويد«هر كس كارى نيك كند سودش به خود او مى‌رسد و هر كه كارى بد كند زيانش به خود او رسد و پروردگار تو در حق بندگان ستم نمى‌كند[52]»و ترس من بيشتر از اين است كه با اين همه بازهم در امر عدالت قصور ورزيده باشم.
اما در اينكه گفتى كه جمعى نتوانستند حق را برتابند و از ما جدا شدند،خدا مى‌داند كه آنان اگر از ما جدا شده‌اند به سبب جور ما نبوده و اگر رفته‌اند نه براى دست يافتن به عدالت بوده است.بلكه ايشان چيزى جز دنيا نمى‌طلبيدند.چنان مى‌نمودند كه از دنيا دورى مى‌كنند و حال آنكه به مال دنيا دست نيافته بودند.در روز رستاخيز از ايشان خواهند پرسيد كه آيا قصدشان دنيا بوده يا براى خدا عمل مى‌كرده‌اند.
اما در مورد بذل اموال و دلجويى از مردان به مال،ما نمى‌توانيم به هيچ كس بيش از آنچه حق اوست از بيت المال چيزى دهيم.خداى تعالى فرمايد:«چه بسا گروهى اندك بر گروهى بسيار-به فرمان خدا-غلبه كند و خدا با صابران است[53].»
خدا،محمد(صلّى الله عليه و آله)را مبعوث داشت و او تنها يك تن بود.از آن پس بر شمار ياران او در افزود و يارانش را بعد از ذلت عزت بخشيد.اگر خداوند بخواهد كه ما اين مهمّ‌ بر عهده داشته باشيم ما را بر كارهاى صعب چيره گرداند و ناهمواريهاى راه هموار سازد.من از رأى تو آنچه خشنودى خدا را در بر داشته باشد مى‌پذيرم.تو يكى از باايمانترين ياران من هستى و اعتماد من بر تو بيش از همه است تو در نزد من نيكخواه‌ترين ياران منى و انديشه و رأيت از همه به صواب نزديكتر است.

divider