شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۳۵

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۵۵  

عنوان باب :   الجزء الأول سيرته - عليه السّلام - في المال

معصوم :  

حدّثنا محمّد قال: حدّثنا الحسن قال[:حدّثنا إبراهيم قال... قال: حدّثنا محمّد بن الفضيل قال ]حدّثنا هارون بن عنترة عن زاذان قال: انطلقت مع قنبر الى عليّ عليه السّلام فقال: قم يا أمير المؤمنين فقد خبأت خبيئة قال: فما هو؟- قال: قم معى، فقام و انطلق الى بيته فإذا باسنة مملوءة جامات من ذهب و فضّة، فقال: يا أمير المؤمنين انّك لا تترك شيئا الاّ قسمته فادّخرت هذا لك، قال عليّ عليه السّلام: لقد أحببت أن تدخل بيتي نارا كثيرة ،فسلّ سيفه فضربها، فانتثرت من بين إناء مقطوع نصفه أو ثلثه .ثمّ قال: اقسموه بالحصص؛ ففعلوا، فجعل يقول: هذا جناي و خياره فيهإذ كلّ جان يده الى فيه يا بيضاء [غرّي غيري]، و يا صفراء غرّي غيري . قال: و في البيت مسال وابر، فقال: أقسموا هذا؛ فقالوا: لا حاجة لنا فيه، قال: و كان يأخذ من كلّ عامل ممّا يعمل، فقال :و الّذي نفسي بيده لتأخذنّ شرّه مع خيره .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۳۴

زاذان[40]گويد:با قنبر[41]به نزد على(عليه السّلام)رفتيم.قنبر گفت:يا امير المؤمنين برخيز كه براى شما گنجينه‌اى نهفته‌ام.على(عليه السّلام)گفت:چه گنجينه‌اى‌؟گفت:با من بياييد.على(عليه السّلام) برخاست و با او به خانه رفت.دو جوال پر از جامهاى زر و سيم بود.گفت:يا امير المؤمنين شما را عادت بر اين است كه هر چه هست به ميان مردم تقسيم مى‌كنيد و من اينها را براى شما اندوخته‌ام.على(عليه السّلام)گفت:اگر آتشى فراوان به خانۀ من مى‌افكندى خوشتر از اين مى‌داشتم.پس شمشير خود بر كشيد و بر آن جوالها زد.جامها به اطراف پراكنده شد در حالى كه از هر يك نيمى يا ثلثى بريده شده بود.پس فرمان داد كه آنها را تقسيم كنند و تقسيم كردند و على اين شعر را خواندن گرفت:
هذا جناى و خياره فيه#اذ كل جان يده الى فيه[42] اى سيم سپيد،ديگرى جز مرا بفريب و اى طلاى زرد ديگرى جز مرا بفريب.
در بيت المال چند سوزن بزرگ و كوچك بود.گفت:اينها را هم تقسيم كنيد.مردم گفتند ما را نيازى به آنها نيست-و رسم او چنان بود كه كارگزارانش هر چه مى‌فرستادند مى‌پذيرفت- على(عليه السّلام)گفت:سوگند به كسى كه جانم به دست اوست بايد بد و خوبش با هم بستانيد.

divider