شناسه حدیث :  ۴۴۹۹۲۷

  |  

نشانی :  الغارات  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۱  

عنوان باب :   الجزء الأول في استنفاره - عليه السّلام - الناس

معصوم :  

حدّثنا محمّد، قال: حدّثنا الحسن، قال: حدّثنا إبراهيم؛ قال: أخبرنا: إسماعيل بن أبان الأزديّ، قال: حدّثنا عمرو بن شمر الجعفيّ ،عن جابر عن رفيع، عن فرقد البجليّ قال: سمعت عليّا - عليه السّلام - يقول: ألا ترون يا معاشر أهل الكوفة و اللّٰه لقد ضربتكم بالدّرّة الّتي أعظ بها السّفهاء؛ فما أراكم تنتهون، و لقد ضربتكم بالسّياط الّتي أقيم بها الحدود؛ فما أراكم ترعوون، فما بقي الاّ سيفي، و انّى لأعلم الّذي يقوّمكم باذن اللّٰه و لكنّى لا أحبّ أن ألي تلك منكم. و العجب منكم و من أهل الشّام انّ أميرهم يعصى اللّٰه و هم يطيعونه، و انّ أميركم يطيع اللّٰه و أنتم تعصونه..! ان قلت لكم: انفروا الى عدوّكم قلتم: القرّ يمنعنا، أ فترون عدوّكم لا يجدون القرّ كما تجدونه؟ و لكنّكم أشبهتم قوما قال لهم رسول اللّٰه - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم-: انفروا في سبيل اللّٰه فقال كبراؤهم:« لاٰ تَنْفِرُوا فِي اَلْحَرِّ »[فقال اللّٰه لنبيّه]: « قُلْ نٰارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كٰانُوا يَفْقَهُونَ » ،و اللّٰه لو ضربت خيشوم المؤمن بسيفي هذا على أن يبغضني ما أبغضنى، و لو صببت الدّنيا بحذافيرها على الكافر ما أحبّنى؛ و ذلك أنّه قضى ما قضى على لسان النّبيّ الأمّي انّه لا يبغضك مؤمن و لا يحبّك كافر؛« وَ قَدْ خٰابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً »و افترى. يا معاشر أهل الكوفة و اللّٰه لتصبرنّ على قتال عدوّكم أو ليسلّطنّ اللّٰه عليكم قوما أنتم أولى بالحقّ منهم، فليعذبنّكم و ليعذّبنّهم اللّٰه بأيديكم أو بما شاء من عنده، أ فمن قتلة بالسّيف تحيدون الى موتة على الفراش؟! فاشهدوا أنّى سمعت رسول اللّٰه - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-[يقول:] موتة على الفراش أشدّ من ضربة ألف سيف. أخبرنى به جبرئيل، فهذا جبرئيل يخبر رسول اللّٰه - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم - بما تسمعون. قال عمرو: عن جابر عن رفيع عن فرقد: أنّه سمع هذا الكلام من عليّ - عليه السّلام - على المنبر .
زبان ترجمه:

الغارات / ترجمه آیتی ;  ج ۱  ص ۳۱

رفيع بن فرقد[29]گويد:شنيدم كه على عليه السلام مى‌گفت:اى مردم كوفه آيا ديده نمى‌گشاييد؟به خدا سوگند شما را به عصايى كه سفيهان را به آن تأديب مى‌كنند زدم و شما از اعمالتان دست بر نداشتيد:شما را به تازيانه‌اى كه گناهكاران را به آن حد مى‌زنم زدم به راه نيامديد.اكنون جز شمشيرم باقى نمانده است و من مى‌دانم كه شما را-به اذن خدا-چه كسى به راه مى‌آورد ولى دوست ندارم كه خود در حق شما چنان كنم.
در شگفتم از شما و از مردم شام.مردم شام اميرشان خدا را معصيت مى‌كند و آنان از او اطاعت مى‌كنند و امير شما خدا را اطاعت مى‌كند و شما فرمانش نمى‌بريد.اگر گويم كه به جنگ دشمنتان رويد،گوييد:سرما نمى‌گذارد.آيا نمى‌بينيد كه دشمن شما مانند شما نيست كه از سرما بترسد.شما همانند آن قوم هستيد كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم گفتشان: «در راه خدا به جهاد رويد»سرانشان گفتند:«نه،در هواى گرم به جنگ مرويد[30]»خداى تعالى به پيامبرش گفت بگو:«آتش جهنم گرمى‌اش سخت‌تر است،اگر مى‌فهميد[31]»به خدا سوگند اگر مؤمن را با اين شمشير بر بينى زنم تا مرا دشمن دارد،دشمن نخواهد داشت و اگر همۀ نعمت دنيا را به دامن كافر ريزم،دوستى من به دل راه نخواهد داد.و اين همان است كه بر زبان پيامبر امّى گذشت كه گفت:«مؤمن با تو دشمنى نكند و كافر با تو دوستى نورزد»آرى ستم‌پيشگان و دروغ‌پردازان نوميد شوند.اى مردم كوفه،به خدا سوگند اگر بر قتال دشمنتان پاى نفشريد قومى بر شما مسلط‍‌ شوند كه شما از آنان اولى‌تر به حق هستيد.پس گرفتار عذابتان خواهند كرد،خدا نيز آنان را به دست شما يا به هر وسيلۀ ديگر كه خواهد عذاب كند.آيا از كشته شدن به شمشير مى‌گريزيد تا در بستر راحت بميريد؟گواهى مى‌دهم كه من از رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مى‌گفت:«مردن بر بستر سخت‌تر است از ضربت هزار شمشير و مرا جبرئيل اين خبر داد.» آرى آنچه شنيديد خبرى بود كه جبرئيل به رسول اللّه داده است.
رفيع بن فرقد گويد كه خود اين سخن را،در منبر،از على(عليه السّلام)شنيده است.

divider