شناسه حدیث :  ۴۴۹۸۶۹

  |  

نشانی :  اللهوف علی قتلی الطفوف  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۷۳  

عنوان باب :   المسلك الثالث في الأمور المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه

معصوم :   امام حسین (علیه السلام)

وَ رَأَيْتُ فِي تَذْيِيلِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلنَّجَّارِ شَيْخِ اَلْمُحَدِّثِينَ بِبَغْدَادَ فِي تَرْجَمَةِ عَلِيِّ▀ بْنِ نَصْرٍ الشبوكي بِإِسْنَادِهِ زِيَادَةً فِي هَذَا اَلْحَدِيثِ مَا هَذَا لَفْظُهُ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ حَمَلُوا بِرَأْسِهِ جَلَسُوا يَشْرَبُونَ وَ يَجِيءُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِالرَّأْسِ فَخَرَجَتْ يَدٌ وَ كَتَبَتْ بِقَلَمِ اَلْحَدِيدِ عَلَى اَلْحَائِطِ - أَ تَرْجُو أُمَّةٌ قَتَلَتْ حُسَيْناًشَفَاعَةَ جَدِّهِ قَالَ فَلَمَّا سَمِعُوا بِذَلِكَ تَرَكُوا اَلرَّأْسَ وَ هُزِمُوا .
زبان ترجمه:

آهی سوزان بر مزار شهیدان ;  ج ۱  ص ۱۷۳

و در تذييل محمّد بن نجّار كه شيخ المحدّثين بغداد بود ديدم كه در ترجمۀ علىّ‌ بن نصر شبوكى اين حديث را با زيادتى نقل كرده است، اينك حديث: راوى گفت: چون حسين بن على كشته شد و سرش را بهمراه برداشتند نشستند و بميخوارگى پرداختند و سر را دست بدست ميدادند كه ديدند دستى از آستين بر آمد و با قلمى آهنين شعرى بر ديوار نوشت بدين مضمون. بروز حشر ندانم كه قاتلان حسين#چگونه چشم شفاعت بجدّ او دارند

divider

الهوف / ترجمه میرابوطالبی ;  ج ۱  ص ۱۸۳

در پاورقى محمّد بن النجّار شيخ المحدثين بغداد در شرح حال على بن نصر شبوكى زيادتى ديدم كه به اسنادش در اين حديث آورده: چون سر حسين عليه السّلام را مى‌بردند، به ميگسارى نشستند و يكى سر را آورد كه ناگاه، دستى نمايان شد و با قلم آهنين بر ديوار نوشت: أ ترجو أمّة قتلت حسينا#شفاعة جدّه يوم الحساب قوم چون اين را شنيدند سر را گذاشتند و به هزيمت رفتند.

divider

غم نامه کربلا ;  ج ۱  ص ۱۹۱

ناگاه ديدند دستى در ديوارى كه در آنجا بود،ظاهر شد،و با قلم آهنين اين شعر را روى ديوار نوشت: أ ترجو امّة قتلت حسينا#شفاعة جدّه يوم الحساب «آيا آن جماعتى كه حسين عليه السّلام را كشتند اميد به شفاعت جدّش در روز قيامت دارند؟» وقتى كه اين حادثه عجيب را ديدند(ترسيدند و)سر را گذاشته و فرار كردند

divider