شناسه حدیث :  ۴۴۹۸۶۴

  |  

نشانی :  اللهوف علی قتلی الطفوف  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۳۹  

عنوان باب :   المسلك الثاني في وصف حال القتال و ما يقرب من تلك الحال

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حضرت زهرا (سلام الله عليها)

وَ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: إِذَا كَانَ جَاءَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلاَمُ فِي لُمَةٍ مِنْ نِسَائِهَا فَيُقَالُ لَهَا اُدْخُلِي اَلْجَنَّةَ فَتَقُولُ لاَ أَدْخُلُ حَتَّى أَعْلَمَ مَا صُنِعَ بِوَلَدِي مِنْ بَعْدِي فَيُقَالُ لَهَا اُنْظُرِي فِي قَلْبِ فَتَنْظُرُ إِلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَائِماً لَيْسَ عَلَيْهِ رَأْسٌ فَتَصْرُخُ صَرْخَةً فَأَصْرُخُ لِصُرَاخِهَا وَ تَصْرُخُ اَلْمَلاَئِكَةُ لِصُرَاخِهَا- وَ فِي رِوَايَةٍ- وَ تُنَادِي وَا وَلَدَاهْ وَا ثَمَرَةَ فُؤَادَاهْ قَالَ فَيَغْضَبُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهَا عِنْدَ ذَلِكَ فَيَأْمُرُ نَاراً يُقَالُ لَهَا هَبْ هَبْ قَدْ أُوقِدَ عَلَيْهَا أَلْفَ عَامٍ حَتَّى اِسْوَدَّتْ - ▀ لاَ يَدْخُلُهَا رَوْحٌ أَبَداً وَ لاَ يَخْرُجُ مِنْهَا غَمٌّ أَبَداً فَيُقَالُ اِلْتَقِطِي قَتَلَةَ اَلْحُسَيْنِ فَتَلْقُطُهُمْ فَإِذَا صَارُوا فِي حَوْصَلَتِهَا صَهَلَتْ وَ صَهَلُوا بِهَا وَ شَهَقَتْ وَ شَهَقُوا بِهَا وَ زَفَرَتْ وَ زَفَرُوا بِهَا فَيَنْطِقُونَ بِأَلْسِنَةٍ ذَلْقَةٍ نَاطِقَةٍ يَا رَبَّنَا بِمَ أَوْجَبْتَ لَنَا اَلنَّارَ قَبْلَ عَبَدَةِ اَلْأَوْثَانِ فَيَأْتِيهِمُ اَلْجَوَابُ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّ مَنْ عَلِمَ لَيْسَ كَمَنْ لاَ يَعْلَمُ رَوَى هَذَيْنِ اَلْخَبَرَيْنِ اِبْنُ بَابَوَيْهِ فِي كِتَابِ عِقَابِ اَلْأَعْمَالِ : .
زبان ترجمه:

آهی سوزان بر مزار شهیدان ;  ج ۱  ص ۱۳۹

و از رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم روايت است كه فرمود: چون روز قيامت شود فاطمه بهمراه جمعى از زنانش مى‌آيد باو گفته مى‌شود كه داخل بهشت بشود گويد: داخل نشوم تا بدانم پس از من با فرزندم چه كردند؟ باو گفته مى‌شود به وسط‍‌ صحراى محشر نگاه كن چون نگاه كند حسين را مى‌بيند كه بى‌سر ايستاده است آن چنان فرياد بر آرد كه من بفرياد او فرياد كشم و فرشتگان بفريادش فرياد برآرند.و در روايتى است: كه صدا ميزند اى واى پسرم، اى واى ميوۀ دلم فرمود: پس در اين وقت خداى عزّ و جلّ‌ غضب كند و آتشى را كه نامش هبهب است و هزار سال افروخته شده است تا آنكه سياه گشته و هرگز نسيمى بدان راه نيافته و غم و اندوه از آن بيرون نشده دستور فرمايد كه كشنده‌گان حسين را در كام خود فرو گير پس آتش آنان را بكام گيرد و چون همگى در دل آتش قرار گيرند شيهه‌اى بكشد كه آنان نيز شيهه بكشند و فريادى بزند كه آنان نيز فرياد زنند و بر افروزد و آنان نيز برافروزند پس با زبان‌هاى گويا عرض كنند پروردگار ما براى چه ما را پيش از بت پرستان در آتش افكندى‌؟ پس از جانب خداى عزّ و جلّ‌ پاسخ بر آنان رسد: آن كس كه ميداند مانند آن كس كه نميداند نيست اين دو خبر را ابن بابويه در كتاب عقاب الاعمال روايت كرده است

divider

الهوف / ترجمه میرابوطالبی ;  ج ۱  ص ۱۶۴

از پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله است كه فرمود: در روز قيامت فاطمه عليها السّلام در ميان جمعى از زنان مى‌آيد. خطاب آيد: در بهشت داخل شو. گويد: به بهشت نمى‌روم تا بدانم بعد از من با فرزندانم چه كرده‌اند. خطاب رسد: در قلب قيامت نظرى كن، نظر به حسين عليه السّلام افكند و مى‌بيند كه ايستاده و سر در بدن ندارد، فاطمه فريادى بر آورد، و بانگ من براى فريادش بلند شود، فرشتگان نيز به فرياد آيند. در روايت ديگر: فاطمه عليها السّلام ندا مى‌كند: واى پسرم! واى ميوۀ دلم. گويد: اين گاه خدا به خشم آيد، آتشى را به نام هبهب فرمان دهد، آتشى كه هزار سال بر آن دميده شده تا آن كه سياه گرديده، هرگز راحتى در آن راه نيافته و غمى از آن خارج نشود. فرمان رسد: كشندگان حسين عليه السّلام را فرو گير، آتش آنان را فرو مى‌گيرد و چون در جوف آن قرار گرفتند، بانگى بر آورد سخت، و بانگ سخت آنان نيز برآيد و زفير آتش و آنان به گوش رسد. قتلۀ حسين عليه السّلام با زبانهاى تيز و رسا و گويا مى‌گويند: چرا پيش از بت پرستان آتش را بر ما واجب فرمودى‌؟پاسخ گويد: آن كس كه مى‌داند با آن كه نمى‌داند همانند نيست. اين دو روايت را ابن بابويه در كتاب عقاب الاعمال آورد.

divider

غم نامه کربلا ;  ج ۱  ص ۱۶۲

و از پيامبر اكرم صلى اللّٰه عليه و آله و سلم نقل شده فرمود:«هنگامى كه روز قيامت بر پا گردد،فاطمه عليها السّلام در ميان جماعتى از بانوان وابستگانش وارد محشر گردد،از سوى خدا فرمان آيد كه وارد بهشت شو،فاطمه عليها السّلام سوگند به مى‌گويد:«به بهشت نروم تا اينكه بدانم پس از من با فرزندم حسين عليه السّلام چه كردند؟» خطاب رسد به قلب قيامت نظر كن،او به آن سو بنگرد حسين عليه السّلام را با پيكر بى‌سر ببيند كه بر پا ايستاده،پس شيونى كشد،و من از شيون او شيون كنم،و همۀ كرّوبيان از ناله و افغان ما بخروشند. و طبق روايت ديگر:فاطمه عليها السّلام فرياد مى‌زند:«اى واى فرزندم!اى واى ميوۀ دلم.» خداوند خشمگين شود،و آتشى را كه نامش«هبهب»است و آن را هزار سال افروخته‌اند تا اينكه سياه گشته،و هيچ گونه نسيمى به آن راه نيافته،و اندوهى از آن خارج نشده است،فرمان دهد كه قاتلين حسين عليه السّلام را بربايد،و آن آتش شراره‌اى كشد،و همه را در كام خود گيرد،آن آتش شيهه زند و بخروشد،آنان نيز شيهه زنند و بخروشند، آتش برافروزد،آنان نيز برافروزند،آنگاه آنها با زبانهاى گوناگون مى‌گويند:«خدايا!از چه جهت ما را قبل از بت‌پرستان بر آتش افكندى‌؟»خداوند متعال در پاسخ آنها مى‌فرمايد: «انّ‌ من علم ليس كمن لا يعلم. آن كه مى‌داند با آن كس كه نمى‌داند يكسان نيست.» [يعنى فضولى موقوف،به شما مربوط‍‌ نيست]

divider