شناسه حدیث :  ۴۴۹۸۵۲

  |  

نشانی :  اللهوف علی قتلی الطفوف  ,  جلد۱  ,  صفحه۶۱  

عنوان باب :   المسلك الأول في الأمور المتقدمة على القتال

معصوم :   امام حسین (علیه السلام) ، امام سجاد (علیه السلام)

وَ رَوَى أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ اَلطَّبَرِيُّ اَلْإِمَامِيُّ فِي كِتَابِ دَلاَئِلِ▀ اَلْإِمَامَةِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ سُفْيَانُ بْنُ وَكِيعٍ عَنْ أَبِيهِ وَكِيعٍ عَنِ اَلْأَعْمَشِ قَالَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْوَاقِدِيُّ وَ زُرَارَةُ بْنُ خُلَّجٍ : لَقِينَا اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى اَلْعِرَاقِ فَأَخْبَرْنَاهُ ضَعْفَ اَلنَّاسِ بِالْكُوفَةِ وَ أَنَّ قُلُوبَهُمْ مَعَهُ وَ سُيُوفَهُمْ عَلَيْهِ فَأَوْمَأَ بِيَدِهِ نَحْوَ اَلسَّمَاءِ فَفُتِحَتْ أَبْوَابُ اَلسَّمَاءِ وَ نَزَلَتِ اَلْمَلاَئِكَةُ عَدَداً لاَ يُحْصِيهِمْ إِلاَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ لَوْ لاَ تَقَارُبُ اَلْأَشْيَاءِ وَ هُبُوطُ اَلْأَجَلِ لَقَاتَلْتُهُمْ بِهَؤُلاَءِ وَ لَكِنْ أَعْلَمُ يَقِيناً أَنَّ هُنَاكَ مَصْرَعِي وَ مَصْرَعَ أَصْحَابِي لاَ يَنْجُو مِنْهُمْ إِلاَّ وَلَدِي عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ .
زبان ترجمه:

آهی سوزان بر مزار شهیدان ;  ج ۱  ص ۶۱

ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى امامى در كتاب دلايل الامامه روايت نموده: كه ابو محمّد سفيان بن وكيع از پدرش وكيع و او از اعمش روايت نموده كه گفت: ابو محمّد واقدى و زرارة بن خلج گفتند: ما حسين بن على را پيش از آنكه بسوى عراق حركت كند ملاقات كرديم و از ناپايدارى مردم كوفه آگاهش نموديم و او را گفتيم: كه دلهاى آنان با او است ولى شمشيرهايشان بر روى او، آن حضرت چون سخن ما را شنيد اشاره‌اى بجانب آسمان نمود، درهاى آسمان باز شد و آنقدر فرشته فرود آمد كه شماره‌شان را جز خداوند كس نداند و فرمود: اگر نه اين بود كه چيزهائى بهم نزديك شده و وقت مرگ فرا رسيده است بيارى اين فرشتگان با اين مردم ميجنگيدم ولى من بيقين ميدانم كه قتلگاه من و قتلگاه اصحاب من آن جا است و بجز فرزندم على كسى را نجات نيست.

divider

الهوف / ترجمه میرابوطالبی ;  ج ۱  ص ۱۱۰

ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى امامى در كتاب دلائل الامامة مى‌گويد: ابو محمّد سفيان بن وكيع از پدرش وكيع و او از اعمش آورده كه مى‌گفت: ابو محمّد واقدى و زراره بن خلج به من گفتند: سه روز قبل از حركت حسين عليه السّلام به سوى عراق وى را ملاقات نموديمو از ضعف كوفيان و اين كه قلوب مردم با او و شمشيرهايشان عليه اوست بدو گزارش داديم. امام حسين عليه السّلام با دست به سوى آسمان اشارت فرمود، ابواب آسمان مفتوح گرديده و فرشتگان بى‌شمارى كه عدد آن را جز خداى عزّ و جلّ‌ نشمارد فرود آمدند. امام عليه السّلام فرمود: اگر تقارب اشياء و حضور اجل نبود با آنان با اين نيرو مى‌جنگيدم ليكن به يقين مى‌دانم كه جايگاه شهادتم و اصحابم در آنجاست كه جز فرزندم على نجات نيابد.

divider

غم نامه کربلا ;  ج ۱  ص ۸۶

از اعمش روايت شده كه گفت:ابو محمّد واقدى و زرارة بن صالح خلخ گفتند:ما سه روز قبل از خروج امام حسين عليه السّلام از مكّه،به محضر امام عليه السّلام رسيديم و عرض كرديم:«مردم كوفه سست عنصر و ضعيف النّفس هستند،دلهايشان با امام عليه السّلام است ولى شمشيرهايشان به ضد امام عليه السّلام مى‌باشد.»[بنا بر اين به طرف كوفه نرويد] آن حضرت با دست خود به آسمان اشاره كرد،درهاى آسمان گشوده شدند،فرشتگان بسيارى كه شمارۀ آنها را جز خدا نمى‌داند نازل شدند،آنگاه امام حسين عليه السّلام به ما فرمود:«اگر نزديكى اشياء به همديگر(و تقدير خداوند به نزديك شدن به زمين كربلا)و به سرآمدن اجل‌ها نبود،با اين فرشتگان با دشمنان مى‌جنگيدم،ولى من به يقين مى‌دانم كه قتلگاه من و اصحابم آنجا(كربلا)است،هيچ كدام از يارانم باقى نمى‌مانند جز فرزندم على(امام سجّاد عليه السّلام).

divider