شناسه حدیث :  ۴۴۹۸۴۴

  |  

نشانی :  اللهوف علی قتلی الطفوف  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۴  

عنوان باب :   المسلك الأول في الأمور المتقدمة على القتال

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، امام حسین (علیه السلام)

قَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ فِي اَلطَّبَقَاتِ أَنْبَأَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ بَكْرِ بْنِ حَبِيبٍ اَلسَّهْمِيُّ قَالَ أَنْبَأَنَا حَاتِمُ بْنُ صَنْعَةَ فالَتْ أُمُّ اَلْفَضْلِ زَوْجَةُ اَلْعَبَّاسِ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ: رَأَيْتُ فِي مَنَامِي قَبْلَ مَوْلِدِهِ كَأَنَّ قِطْعَةً مِنْ لَحْمِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قُطِعَتْ فَوُضِعَتْ فِي حَجْرِي فَفَسَّرْتُ ذَلِكَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ [يَا أُمَّ اَلْفَضْلِ رَأَيْتِ خَيْراً] إِنْ صَدَقَتْ رُؤْيَاكِ فَإِنَّ فَاطِمَةَ سَتَلِدُ غُلاَماً وَ أَدْفَعُهُ إِلَيْكِ لِتُرْضِعِيهِ قَالَتْ فَجَرَى اَلْأَمْرُ عَلَى ذَلِكَ فَجِئْتُ بِهِ▀ يَوْماً إِلَيْهِ فَوَضَعْتُهُ فِي حَجْرِهِ فَبَيْنَمَا هُوَ يُقَبِّلُهُ فَبَالَ فَقَطَرَتْ مِنْ بَوْلِهِ قَطْرَةٌ عَلَى ثَوْبِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَرَصْتُهُ فَبَكَى فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَالْمُغْضَبِ مَهْلاً يَا أُمَّ اَلْفَضْلِ فَهَذَا ثَوْبِي يُغْسَلُ وَ قَدْ أَوْجَعْتِ اِبْنِي قَالَتْ فَتَرَكْتُهُ فِي حَجْرِهِ وَ قُمْتُ لِآتِيَهُ بِمَاءٍ فَجِئْتُ فَوَجَدْتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَبْكِي فَقُلْتُ مِمَّ بُكَاؤُكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي فَأَخْبَرَنِي أَنَّ أُمَّتِي تَقْتُلُ وَلَدِي هَذَا لاَ أَنَالَهُمُ اَللَّهُ شَفَاعَتِي .
زبان ترجمه:

آهی سوزان بر مزار شهیدان ;  ج ۱  ص ۱۴

ابن عباس در طبقات گويد: عبد اللّٰه بن بكر بن حبيب سهمى ما را خبر داد و گفت: حاتم بن صنعة بما خبر داد: كه امّ‌ الفضل همسر عبّاس رضوان اللّٰه عليه گفت: پيش از آنكه حسين عليه السّلام متولد شود بخواب ديدم گوئى پاره‌اى از گوشت رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله بريده شده و بدامن من گذاشته شد، خواب خود را براى رسول خدا شرح دادم، فرمود: اى امّ‌ الفضل اگر خوابت راست باشد خواب خوبى ديده‌اى: زيرا فاطمه عليها السّلام بهمين زودى پسرى خواهد آورد و من آن نوزاد را بتو خواهم سپرد تا شيرش بدهى، امّ‌ الفضل گويد: همين طور هم شد. روزى حسين را بنزد پيغمبر آورده و در دامن آن حضرت نهاده بودم در آن ميان كه رسول خدا حسينش را مى‌بوسيد حسين عليه السّلام ادرار كرد و قطرۀ‌اى از بول او بلباس پيغمبر رسيد من او را با دو انگشت شكنجيدم بگريه افتاد پيغمبر با قيافه‌اى خشم آلود بمن فرمود: آرام اى امّ‌ الفضل اين جامۀ من قابل شستشو است فرزند مرا آزردى امّ‌ الفضل گويد: حسين عليه السّلام را در آغوش آن حضرت بجاى گذاشته و برخاستم كه آب براى شستن جامه‌اش بياورم چون بازگشتم ديدم حضرت گريان است عرض كردم: يا رسول اللّٰه چرا گريه ميكنيد؟ فرمود: جبرئيل بنزد من آمد و خبر داد كه امّت من همين فرزندم را خواهند كشت خداوند شفاعت مرا بروز قيامت نصيب آنان نفرمايد.

divider

الهوف / ترجمه میرابوطالبی ;  ج ۱  ص ۸۲

امّ‌ الفضل همسر عباس (رضى اللّٰه عنهما) گويد : در خواب ديدم (قبل از تولّد حسين) كه گوئيا پاره‌اى از گوشت رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و آله بريده شد و در دامنم افتاد، خواب را به پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله گفتم، فرمود: رؤياى صادقه است و خواب خوبى است، بزودى فاطمه پسر بزايد و به تو خواهم داد تا دايه‌اش باشى.ام الفضل گويد: قصّه آنچنان شد كه پيامبر فرموده بود. روزى حسين عليه السّلام را نزد پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله بردم و در آغوشش گذاردم، در دامن او بول كرد، او را نشگون گرفتم او گريست، پيامبر فرمود: اى ام الفضل آرام باش، جامه‌ام را آب پاك مى‌كند، و تو بچه‌ام را به درد آوردى. او را در دامن پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله رها كردم، و برخاستم تا برايش آب آوردم، چون بازگشتم ديدم كه او صلوات اللّٰه عليه و آله مى‌گريد. گفتم: يا رسول اللّٰه گريه‌ات براى چيست‌؟ فرمود: جبرئيل عليه السّلام نزدم آمد و خبرم داد كه امّت من اين پسرم را خواهند كشت، خدا آنان را در قيامت به شفاعتم نرساند.

divider

غم نامه کربلا ;  ج ۱  ص ۴۱

امّ‌ الفضل همسر عبّاس عموى پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله و سلم گويد:قبل از ولادت امام حسين عليه السّلام در عالم خواب ديدم پاره‌اى از گوشت بدن پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله و سلم از بدن او جدا گرديد و بر روى دامن من نهاده شد،به حضور رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلم رفتم و خوابم را گفتم و تعبير آن را خواستم،فرمود:«اى امّ‌ الفضل خواب نيكى ديدى اگر از خوابهاى راست باشد به زودى از فاطمه عليهما السّلام پسرى متولّد مى‌شود،آن را به تو مى‌دهم تا شيرش بدهى.» امّ‌ الفضل مى‌گويد همان گونه كه پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله و سلم تعبير كرده بود، همان طور شد كه رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلم پس از تولّد حسين عليه السّلام،او را به من داد،و در آغوش گرفتم. امّ‌ الفضل مى‌گويد:روزى به محضر رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلم آمدم،حسين عليه السّلام در آغوشم بود،او را بر دامن رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلم نهادم،در اين ميان كه پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله و سلم او را مى‌بوسيد،او ادرار كرد،قطره‌اى از ادرارش به لباس رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلم رسيد،من(از روى ناراحتى)حسين عليه السّلام را وشگون گرفتم گريه كرد،رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلم در حال خشم به من فرمود: مهلا يا امّ‌ الفضل!فهذا ثوبى يغسل،و قد اوجعت ابنى. ،اى امّ‌ الفضل!آرام باش،اين لباس من قابل شستشو است،تو پسرم را آزردى!برخاستم و رفتم آب آوردم تا لباس پيامبر صلى اللّٰه عليه و آله و سلم را بشويم،وقتى به محضرش رسيدم ديدم گريه مى‌كند،گفتم:«اى رسول خدا!چرا گريه مى‌كنى‌؟»فرمود:«جبرئيل نزد من آمد و به من خبر داد كه امّتم اين پسرم را مى‌كشند،خداوند شفاعت مرا در روز قيامت به آنها نايل نكند.»

divider