شناسه حدیث :  ۴۴۹۳۰۸

  |  

نشانی :  الصحیفة العلویّة  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۸۴  

عنوان باب :   [دعاؤه في الصّباح]

معصوم :  

دُعَاؤُهُ فِي اَلصَّبَاحِ: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لَمْ يُصْبِحْ بِي مَيِّتاً وَ لاَ سَقِيماً وَ لاَ مَضْرُوباً عَلَى عُرُوقِي بِسُوءٍ وَ لاَ مَأْخُوذاً بِأَسْوَءِ عَمَلِي وَ لاَ مَقْطُوعاً دَابِرِي وَ لاَ مُرْتَدّاً عَنْ دِينِى وَ لاَ مُنْكِراً لِرَبِّي وَ لاَ مُسْتَوْحِشاً مِنْ إِيمَانِي وَ لاَ مُلْتَبِساً عَقْلِي وَ لاَ مُعَذَّباً بِعَذَابِ اَلْأُمَمِ مِنْ قَبْلِي أَصْبَحْتُ عَبْداً مَمْلُوكاً ظَالِماً لِنَفْسِي لَكَ اَلْحُجَّةُ عَلَيَّ وَ لاَ حُجَّةَ لِي لاَ أَسْتَطِيعُ أَنْ آخُذَ إِلاَّ مَا أَعْطَيْتَنِي وَ لاَ أَتَّقِيَ إِلاَّ مَا وَقَيْتَنِي اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَفْتَقِرَ فِي غِنَاكَ أَوْ أُذَلَّ فِي عِزَّتِكَ أَوْ أَضِلَّ فِي هُدَاكَ أَوْ أُضَامَ فِي سُلْطَانِكَ أَوْ أُضْطَهَدَ وَ اَلْأَمْرُ لَكَ اَللَّهُمَّ اِجْعَلْ نَفْسِي أَوَّلَ كَرِيمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ كَرَائِمِي وَ أَوَّلَ وَدِيعَةٍ تَرْتَجِعُهَا مِنْ وَدَائِعِ نِعَمِكَ عِنْدِي اَللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ أَنْ نَذْهَبَ عَنْ قَوْلِكَ أَوْ نُفْتَتَنَ عَنْ دِينِكَ أَوْ تَتَابَعَ بِنَا أَهْوَاؤُنَا دُونَ اَلْهُدَى اَلَّذِي جَاءَ مِنْ عِنْدِكَ .
زبان ترجمه:

الصحیفة العلویة / ترجمه رسولی محلاتی ;  ج ۱  ص ۲۸۵

و نيز از دعاهاى آن حضرت عليه السّلام در بامداد ستايش خاصّ‌ خدائى است كه ببامداد نياورد مرا مرده و نه در حال بيمارى و نه در حالى كه رگهاى تنم دچار ناراحتى شده باشد، و نه گرفتار بدترين اعمالم باشم، و نه بريده دنبال (مقطوع النسل يا بى‌نام و نشان) و مرتد در دين، و نه منكر پروردگارم، و نه وحشت زده از ايمانم، و نه آنكه خرد و عقلم در اشتباه باشد ، و نه گرفتار عذاب ملتهاى گذشته هستم، بامداد كرده‌ام بنده‌اى مملوك ستمكار بر خويشتن، (خدايا) تو را بر من حجت و برهان تمام است، و من حجتى و برهانى (براى ستمى كه بر خود - كرده‌ام) ندارم، نميتوانم چيزى دريافت كنم جز آنچه را تو بمن عطا كنى، و نگهدارى از خود نتوانم جز آنچه تو مرا از آن نگهدارى، خدايا بتو پناه ميبرم از اينكه در سايۀ توانگرى تو بينوا و فقير گردم، يا در كنف عزت تو خوار گردم، يا در راه هدايت تو گمراه گردم، يا در حمايت سلطنت تو مورد ستم واقع شوم، يا مقهور گردم و (پايمال ستم خسان شوم) با اينكه كار بدست تو است. خدايا چنان كن كه نخستين دادۀ گرانمايه و نفيس خود را كه از من جدا ميكنى و اولين سپرده‌اى از سپرده‌هايت را كه از من بازستانى تنها همان جان من باشد ، خدايا بتو پناه ميبريم از اينكه از تحت گفتار (و فرمان) تو بيرون رويم، يا از دين تو منحرف شويم، يا هواهاى نفسانى ما را بدنبال خود كشد و از آن هدايتى كه از نزد تو آمده ما را باز دارد.

divider