شناسه حدیث :  ۴۴۱۲۹۷

  |  

نشانی :  کلیات حدیث قدسی  ,  جلد۱  ,  صفحه۵۸۳  

عنوان باب :   الباب الثالث عشر فيما جاء من الأحاديث القدسيّة في النصّ على الإمامة من طريق العامّة

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حديث قدسی

وَ قَالَ: أَنْبَأَنِي مُهَذِّبُ اَلْأَئِمَّةِ أَبُو اَلْمُظَفَّرِ عَبْدُ اَلْمَلِكِ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْهَمْدَانِيُّ أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْمُقْرِئُ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ اَلشَّاهِدُ حَدَّثَنِي هِلاَلُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ حَدَّثَنِي أَبُو اَلْحُسَيْنِ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلْحُلْوَانِيُّ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ اَلْمُقْرِئُ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ حَمَّادٍ اَلْخَشَّابُ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ اَلْمَدِينِيِّ حَدَّثَنِي وَكِيعُ بْنُ اَلْجَرَّاحِ حَدَّثَنِي سُلَيْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ حَدَّثَنِي جَابِرٌ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَى اَلسَّمَاءِ رَأَيْتُ عَلَى بَابِ اَلْجَنَّةِ مَكْتُوباً: لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ ، عَلِيٌّ حَبِيبُ اَللَّهِ، اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ صَفْوَةُ اَللَّهِ، فَاطِمَةُ أَمَةُ اَللَّهِ، عَلَى مُبْغِضِهِمْ لَعْنَةُ اَللَّهِ.
زبان ترجمه:

کلیات حدیث قدسی ;  ج ۱  ص ۵۸۵

باز هم خوارزمى از ابو المظفر عبد الملك بن على بن محمد همدانى از محمد بن حسين بن على مقرى از محمد بن محمد بن احمد بن شاهد از هلال ابن محمد بن جعفر از ابو الحسن على بن احمد حلوانى از محمد بن اسحاق مقرى از على بن حماد خشاب از على بن مدينى از وكيع بن جراح از سليمان بن مهران از جابر از مجاهد از ابن عباس از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود: من وقتى كه در شب معراج به آسمانها صعود كردم، ديدم بر در بهشت نوشته شده: (لا اله الا الله محمد رسول الله، على حبيب الله، الحسن و الحسين صفوة الله، فاطمة أمة الله، على مبغضهم لعنة الله). مؤلف مى‌گويد: شك نيست آنچه كه بر در بهشت نوشته شده، كلام خداوند است و به اجازۀ او نوشته شده است. بعد هم كلمۀ (على حبيب الله) شك نيست كه بر در بهشت نوشته شده، با اين كه خداوند قبلا عالم بوده كه على عليه السلام بعد از وفات پيامبر ادعاى امامت و خلافت مى‌كند و مردم با وى بيعت نمى‌نمايند اگر اين ادعاى امام دروغ باشد، چگونه خداوند او را حبيب خود مى‌داند؟ پس همين كلمات به طور وضوح دلالت بر صحت ادعاى حضرت على عليه السلام دارد و بطلان ادعاى ديگران را ثابت مى‌كند. و همچنين است سخن در بارۀ موافقت امام حسن و امام حسين عليهما السلام در ادعاى امامت با على عليه السلام بعد از على و جنگ حسن با معاويه و جنگ حسين با فرزند او (يزيد). اگر ادعاى اينها بر خلاف واقع بود، چگونه خداوند آنها را برگزيدگان خود معرفى مى‌كرد؟ پس برگزيده بودن آنها دلالت بر صحت امامت آنان دارد و ادعاى دشمنان را باطل مى‌كند. حتى در آخر حديث، خداوند دشمنى با آنان را حرام كرده است و همين جمله اقتضا مى‌كند كه تصديق ادعاى آنان بر مردم واجب است. مع هذا خداوند بر همه چيز دانا و عالم است.

divider