شناسه حدیث :  ۴۴۱۲۷۱

  |  

نشانی :  کلیات حدیث قدسی  ,  جلد۱  ,  صفحه۵۴۳  

عنوان باب :   الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسيّة في شأن أمير المؤمنين و الأئمّة من ولده عليهم السلام و في النصّ عليهم، و في معنى الإمامة

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، حضرت زهرا (سلام الله عليها) ، حديث قدسی

وَ قَالَ: أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ مِنْهُمُ وَالِدِي أَبُو اَلْقَاسِمِ اَلْفَقِيهُ وَ أَبُو اَلْيَقْظَانِ عَمَّارُ اِبْنُ يَاسِرٍ وَ وَلَدُهُ أَبُو اَلْقَاسِمِ سَعْدُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ اَلشَّيْخِ اَلزَّاهِدِ إِبْرَاهِيمِ بْنِ نَصْرٍ اَلْجُرْجَانِيِّ عَنِ اَلسَّيِّدِ اَلصَّالِحِ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ اَلْعَلَوِيِّ اَلْمَرْعَشِيِّ اَلطَّبَرِيِّ وَ كَتَبْتُهُ مِنْ كِتَابِهِ بِخَطِّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ اَلْخَلِيلِ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ حَدَّثَنَا شَرِيكٌ عَنْ لَيْثِ اِبْنِ أَبِي سُلَيْمٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: لَمَّا فَتَحَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَبِيرَ قَدِمَ عَلَيْهِ جَعْفَرٌ مِنَ اَلْحَبَشَةِ وَ مَعَهُ جَارِيَةٌ فَأَهْدَاهَا إِلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَدَخَلَتْ فَاطِمَةُ فَإِذَا رَأْسُ عَلِيٍّ فِي حَجْرِ اَلْجَارِيَةِ فَلَحِقَهَا مِنَ اَلْغَيْرَةِ مَا يَلْحَقُ اَلْمَرْأَةَ عَلَى زَوْجِهَا، فَمَضَتْ إِلَى اَلنَّبِيِّ تَشْكُو عَلِيّاً ، فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ ، اَللَّهُ يَقْرَأُ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ لَكَ: هَذِهِ فَاطِمَةُ أَتَتْكَ تَشْكُو عَلِيّاً فَلاَ تَقْبَلْ مِنْهَا. فَلَمَّا دَخَلَتْ فَاطِمَةُ قَالَ لَهَا اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : اِرْجِعِي إِلَى بَعْلِكِ فَقُولِي لَهُ: رَغِمَ أَنْفِي لِرِضَاكَ، فَرَجَعَتْ فَقَالَتْ لَهُ ذَلِكَ فَقَالَ: يَا فَاطِمَةُ ، شَكَوْتِينِي إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَا حَيَاءَاهُ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، أُشْهِدُكَ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ هَذِهِ اَلْجَارِيَةَ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اَللَّهِ فِي مَرْضَاتِكِ، وَ كَانَ مَعَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ فَقَالَ: وَ هَذِهِ اَلْخَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ صَدَقَةٌ عَلَى فُقَرَاءِ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ فِي مَرْضَاتِكِ. قَالَ: فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ ، اَللَّهُ يَقْرَأُ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ لَكَ: بَشِّرْ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنِّي قَدْ وَهَبْتُ لَهُ اَلْجَنَّةَ بِحَذَافِيرِهَا بِعِتْقِهِ اَلْجَارِيَةَ فِي مَرَضَاتِ فَاطِمَةَ ، فَإِذَا كَانَ يَقِفُ عَلَى بَابِ اَلْجَنَّةِ فَيَدْخُلُ اَلْجَنَّةَ مَنْ يَشَاءُ بِرَحْمَتِي وَ يَمْنَعُ مِنْهَا مَنْ يَشَاءُ بِغَضَبِي، وَ قَدْ وَهَبْتُ لَهُ اَلنَّارَ بِحَذَافِيرِهَا بِصَدَقَتِهِ اَلْخَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ عَلَى اَلْفُقَرَاءِ فِي مَرَضَاتِ فَاطِمَةَ ، فَإِذَا كَانَ يَقِفُ عَلَى بَابِ اَلنَّارِ فَيُدْخِلُ اَلنَّارَ مَنْ يَشَاءُ بِغَضَبِي وَ يَمْنَعُ مَنْ يَشَاءُ مِنْهَا بِرَحْمَتِي. فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : بَخْ بَخْ وَ مَنْ مِثْلُكَ يَا عَلِيُّ وَ أَنْتَ قَسِيمُ اَلْجَنَّةِ وَ اَلنَّارِ .
وَ رَوَاهُ اِبْنُ بَابَوَيْهِ فِي كِتَابِ اَلْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَرَفَةَ عَنْ وَكِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْرَائِيلَ عَنْ أَبِي صَالِحٍ عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مُهَاجِرَيْنِ فِي بِلاَدِ اَلْحَبَشَةِ ... ثُمَّ ذَكَرَ نَحْوَهُ.
زبان ترجمه:

کلیات حدیث قدسی ;  ج ۱  ص ۵۴۵

باز هم شيخ محمد طبرى از جماعتى كه به او خبر داده بودند كه يكى از آنها پدرش ابو القاسم فقيه و ابو يقظان عمار بن ياسر و فرزند او ابو القاسم سعد ابن عمار بود از شيخ زاهد ابراهيم بن نصر جرجانى از سيد صالح محمد بن حمزه علوى مرعشى طبرى از محمد بن حسن از محمد بن جعفر از حمزه بن اسماعيل از احمد بن خليل از احمد بن عبد الحميد از شريك از ليث بن ابو سليم از مجاهد از ابن عباس، نقل كرده كه گفت: وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خيبر را فتح كرد، جعفر از حبشه آمد و با خود كنيزى آورده بود كه او را به على عليه السلام بخشيد. روزى فاطمه عليها السلام داخل خانه شد، ديد على سرش را به دامن آن كنيز گذارده است. غيرت زنانه بر فاطمه عليها السلام غلبه كرد، با حال عصبانيت رفت پيش حضرت رسول صلى الله عليه و آله تا شكايت على را بكند. همان موقع جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد، خداوند بر تو سلام مى‌رساند و مى‌فرمايد: فاطمه آمده از على شكايت كند از فاطمه شكايتش را قبول مكن. وقتى كه فاطمه عليها السلام داخل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: به نزد شوهرت برگرد و به او بگو با اين كه من نمى‌خواهم تو را راضى كند (يعنى من شكايت فاطمه را وارد نمى‌دانم). پس فاطمه عليها السلام برگشت جريان را به على عليه السلام گفت، و على عليه السلام فرمود: واى بر من، تو شكايت مرا به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بردى، من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شرم مى‌كنم. و تو را اى فاطمه، شاهد مى‌گيرم كه به خاطر رضايت تو اين كنيز را آزاد مى‌كنم. و در نزد على عليه السلام پانصد درهم بود فرمود: اين پول را براى رضاى تو به فقراى مهاجر و انصار صدقه مى‌دهم.راوى مى‌گويد: بعد از اين كار على عليه السلام جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد، خداوند بر تو سلام مى‌رساند و مى‌فرمايد: به على بن ابى طالب مژده بده كه من در مقابل اين كارش كه كنيز را به خاطر رضايت فاطمه آزاد كرد، همه بهشت را به وى بخشيدم. بعد حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: وقتى كه روز قيامت مى‌شود، على دم در بهشت مى‌ايستد و به دستور خداوند هر كه را كه مى‌خواهد وارد بهشت مى‌كند و هر كه را دشمن مى‌دارد مانع مى‌شود. خداوند مى‌فرمايد: اى مردم، من اين بهشت را به خاطر آزاد كردن كنيز به على دادم و جهنم را هم به خاطر دادن پانصد درهم صدقه به فقرا به وى بخشيدم، چون با اين كار رضايت فاطمه را جلب كرد. پس وقتى كه روز قيامت مى‌شود، على دم در جهنم مى‌ايستد و هر كه را خواست وارد آن مى‌كند و هر كه را هم خواست مانع از دخول او مى‌شود. اينها رحمت من بر على مى‌باشد. بعد رسول خدا صلى الله عليه و آله رو به على عليه السلام كرده فرمود: مبارك باد بر تو اين عنايت خداوند، چه كسى مى‌تواند مانند تو باشد؟ در حالى كه تو قسمت‌كننده بهشت و جهنم مى‌باشى. ابن بابويه در كتاب علل، اين حديث را از پدرش از سعد از حسن بن غرفه از وكيع از محمد بن اسرائيل از ابو صالح از ابو ذر، نقل كرده كه گفت: من و جعفر فرزند ابو طالب در حبشه بوديم... بعد هم بقيه اين حديث را با همان مضمون نقل كرده است.

divider