شناسه حدیث :  ۴۴۰۹۵۱

  |  

نشانی :  کلیات حدیث قدسی  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۷۷  

عنوان باب :   الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام

معصوم :   مضمر ، حديث قدسی

أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ فِي عُدَّةِ اَلدَّاعِي قَالَ: إِنَّ فِيمَا أَوْحَى اَللَّهُ إِلَى دَاوُدَ : مَنِ اِنْقَطَعَ إِلَيَّ كَفَيْتُهُ، وَ مَنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ، وَ مَنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ، وَ إِنَّمَا أُؤَخِّرُ دَعْوَتَهُ وَ هِيَ مُعَلَّقَةٌ، وَ قَدِ اِسْتَجَبْتُهَا لَهُ حَتَّى يَتِمَّ قَضَائِي، فَإِذَا تَمَّ قَضَائِي أَنْفَذْتُ مَا سَأَلَ، قُلْ لِلْمَظْلُومِ: إِنَّمَا أُؤَخِّرُ دَعْوَتَكَ وَ قَدِ اِسْتَجَبْتُهَا عَلَى مَنْ ظَلَمَكَ لِضُرُوبٍ كَثِيرَةٍ غَابَتْ عَنْكَ وَ أَنَا أَحْكَمُ اَلْحَاكِمِينَ، إِمَّا أَنْ تَكُونَ ظَلَمْتَ أَحَداً فَدَعَا عَلَيْكَ فَتَكُونُ هَذِهِ بِهَذِهِ لاَ لَكَ وَ لاَ عَلَيْكَ، وَ إِمَّا أَنْ تَكُونَ لَكَ دَرَجَةٌ فِي اَلْجَنَّةِ لاَ تَبْلُغُهَا عِنْدِي إِلاَّ بِظُلْمِهِ لَكَ، لِأَنِّي لَمْ أَخْتَبِرْ عِبَادِي فِي أَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ، وَ رُبَّمَا أَمْرَضْتُ اَلْعَبْدَ فَقَلَّتْ صَلاَتُهُ وَ خِدْمَتُهُ، وَ لَصَوْتُهُ إِذَا دَعَانِي فِي كُرْبَتِهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ صَلَوَاتِ اَلْمُصَلِّينَ، وَ رُبَّمَا صَلَّى اَلْعَبْدُ فَأَضْرِبُ بِهَا وَجْهَهُ، وَ أَحْجُبُ عَنِّي صَوْتَهُ، أَ تَدْرِي مَنْ ذَلِكَ؟ يَا دَاوُدُ ، ذَاكَ اَلَّذِي يُكْثِرُ اَلاِلْتِفَاتَ إِلَى حُرَمِ اَلْمُؤْمِنِينَ بِعَيْنِ اَلْفِسْقِ، وَ ذَاكَ اَلَّذِي يُحَدِّثُ نَفْسَهُ أَنْ لَوْ وَلِيَ لَضَرَبَ فِيهِ اَلرِّقَابَ ظُلْماً. يَا دَاوُدُ ، نُحْ عَلَى خَطِيئَتِكَ كَالْمَرْأَةِ اَلثَّكْلَى عَلَى وَلَدِهَا، لَوْ رَأَيْتَ اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ اَلنَّاسَ بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ قَدْ بَسَطْتُهَا بَسْطَ اَلْأَدِيمِ وَ ضَرَبْتُ نَوَاحِيَ أَلْسِنَتِهِمْ بِمَقَامِعَ مِنْ نَارٍ، ثُمَّ سَلَّطْتُ عَلَيْهِمْ مُوَبِّخاً لَهُمْ يَقُولُ: يَا أَهْلَ اَلنَّارِ ، هَذَا فُلاَنٌ اَلسَّلِيطُ فَاعْرِفُوهُ، كَمْ مِنْ رَكْعَةٍ طَوِيلَةٍ فِيهَا بُكَاءٌ بِخَشْيَةٍ قَدْ صَلاَّهَا صَاحِبُهَا لاَ تُسَاوِي عِنْدِي فَتِيلاً حَيْثُ نَظَرْتُ فِي قَلْبِهِ فَوَجَدْتُهُ إِنْ سَلَّمَ مِنَ اَلصَّلاَةِ وَ بَرَزَتْ لَهُ اِمْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ عَرَضَتْ عَلَيْهِ نَفْسَهَا أَجَابَهَا وَ إِنْ عَامَلَهُ مُؤْمِنٌ خَاتَلَهُ.
زبان ترجمه:

کلیات حدیث قدسی ;  ج ۱  ص ۱۷۸

احمد بن فهد در كتاب عدة الداعى گفته: خداوند به داود وحى فرمود: هر كس از مردم قطع كند و به سوى من بيايد، امور او را كفايت مى‌كنم و هر كس از من بخواهد به وى عطا مى‌كنم و هر كس به من دعا كند دعاى او را قبول مى‌كنم، ولى اجابت آن را معلق مى‌گذارم تا قضاى من در باره‌اش تمام شود. وقتى كه قضاى من تمام شد، از آن چه كه سؤال كرده به وى مى‌دهم. اى داود، به مظلوم از قول من بگو: تظلم تو را در بارۀ كسى كه به تو ستم كرده قبول مى‌كنم. ولى اجراى آن را بواسطۀ عوامل زيادى كه تو نمى‌دانى به تاخير مى‌اندازم و من حاكمترين حكم‌كنندگان هستم. وقتى كه تو هم به كسى ستم مى‌كنى، او هم عليه تو بر من تظلم مى‌كند. اين تظلم را با آن تظلم قبلى تو مقايسه مى‌كنم اگر براى تو در نزد من درجه‌اى از بهشت باشد به آن نمى‌رسى مگر بواسطۀ ستمى كه ديگرى بر تو مى‌كند. زيرا من بندگان خود را در مال و نفسشان امتحان نمى‌كنم. اى بسا، من بنده‌اى را بيمار مى‌كنم در نتيجه نماز و عبادت او كم مى‌شود. ولى صداى آنكه مرا در حال غم و اندوه صدا مى‌كند، براى من دوست‌داشتنى‌تر از نمازگزاران مى‌باشد. اى بسا، بندگانى هستند كه مرا عبادت مى‌كنند و من آن نماز را به روى آنها مى‌زنم و در ميان خودم و صداى او حجابى قرار مى‌دهم تا صداى او را نشنوم. اى داود، مى‌دانى اين شخص چه كسى است‌؟ اين شخص كسى است كه به حرم مؤمنان با نظر فسق نگاه مى‌كند. او كسى است كه اگر متصدى امرى باشد، با ستم كردن مردم را مى‌زند. اى داود، براى گناهت به من، مانند مادر فرزند مرده ناله و گريه كن. اگر كسانى را مى‌بينى كه با زبانشان مردم را مى‌خورند (يعنى فريب مى‌دهند)، من در روز قيامت زبان آنها را مانند سفره‌اى بسيار پهن باز مى‌كنم و اطراف زبان آنان را با سرپوشهاى آتشين مى‌پوشانم. بعد هم به آنها ملامت‌كننده‌اى را مسلط‍‌ مى‌كنم كه بر آنها مى‌گويد: اى اهل جهنم، اينها فلان كسان مسلط‍‌ به وسيلۀ زبان بوده‌اند. اينها را بشناسيد. اينها چه بسيار در ركعات طولانى نماز شبشان از ترس گريه كرده‌اند. ولى در نزد من كوچكترين ارزشى ندارند. زيرا من به قلب آنان نگاه كردم و فهميدم كه اگر از نماز فارغ شوند و يك زن زيبا را ببينند و آن زن خود را به آنها تسليم كند، آنها قبول مى‌نمايند.

divider