شناسه حدیث :  ۴۴۰۹۴۶

  |  

نشانی :  کلیات حدیث قدسی  ,  جلد۱  ,  صفحه۱۷۱  

عنوان باب :   الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، حديث قدسی

وَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ اَلْأَشْعَرِيِّ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْكُوفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِنَّ دَاوُدَ لَمَّا وَقَفَ بِعَرَفَاتٍ نَظَرَ إِلَى اَلنَّاسِ وَ كَثْرَتِهِمْ فَصَعِدَ اَلْجَبَلَ وَ أَقْبَلَ يَدْعُو، فَلَمَّا قَضَى نُسُكَهُ أَتَاهُ جَبْرَائِيلُ فَقَالَ لَهُ: يَا دَاوُدُ ، يَقُولُ لَكَ رَبُّكَ: لِمَ صَعِدْتَ اَلْجَبَلَ؟ ظَنَنْتَ أَنَّهُ يَخْفَى عَلَيَّ صَوْتُ مَنْ صَوَّتَ؟ ثُمَّ مَضَى بِهِ إِلَى جُدَّةَ فَرَسَبَ بِهِ فِي اَلْبَحْرِ مَسِيرَةَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فِي اَلْبَرِّ، فَإِذَا صَخْرَةٌ فَلَقَهَا، فَإِذَا فِيهَا دُودَةٌ، فَقَالَ لَهُ: يَا دَاوُدُ ، يَقُولُ لَكَ رَبُّكَ: أَنَا أَسْمَعُ صَوْتَ هَذِهِ اَلدُّودَةِ فِي بَطْنِ اَلصَّخْرَةِ فِي قَعْرِ هَذَا اَلْبَحْرِ، فَظَنَنْتَ أَنَّهُ يَخْفَى عَلَيَّ صَوْتُ مَنْ صَوَّتَ؟.
زبان ترجمه:

کلیات حدیث قدسی ;  ج ۱  ص ۱۷۱

و از ابو على اشعرى از حسن بن على كوفى از على بن مهزيار از عثمان بن عيسى از ابن مسكان از كسى ديگر از ابو عبد الله عليه السلام روايت كرده كه حضرت فرمود: هنگامى كه داود عليه السلام در عرفات توقف كرد و به مردم نگاه نمود و از كثرت تعداد آنها آگاه شد، رفت به بالاى كوه عرفات شروع به دعا نمود. وقتى كه مراسمش به پايان رسيد، جبرئيل بر وى نازل شد و گفت: اى داود، خداوند مى‌فرمايد: چرا بالاى كوه رفتى و مناجات كردى‌؟ ترسيدى كه من صداى تو را در پائين كوه نشنوم‌؟ بعد جبرئيل داود را به خود به كنار رودخانه برد و با وى به داخل دريا فرو رفت و مسير چهل روز در صحرا را در دريا پيمودند. در آنجا يك صخره‌اى بود آن را كندند و از داخل آن يك كرمى بيرون آمد. بعد جبرئيل به داود گفت: اى داود، خداوند مى‌فرمايد: من صداى اين كرم را كه در ميان سنگ و در داخل دريا قرار گرفته مى‌شنوم. پس تو گمان كردى صداى كسى كه مرا بخواند بگوش من نمى‌رسد؟

divider