شناسه حدیث :  ۴۴۰۸۳۴

  |  

نشانی :  کلیات حدیث قدسی  ,  جلد۱  ,  صفحه۸۹  

عنوان باب :   الباب السابع فيما ورد في شأن موسى عليه السلام

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، حديث قدسی

وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَكَّارِ بْنِ كرم [كَرْدَمٍ] عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ وَ عَبْدِ اَلْمُؤْمِنِ اَلْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: أَنَا اَللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَا خَلَقْتُ اَلْخَيْرَ وَ اَلشَّرَّ، فَطُوبَى لِمَنْ أَجْرَيْتُ عَلَى يَدَيْهِ اَلْخَيْرَ، وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَجْرَيْتُ عَلَى يَدَيْهِ اَلشَّرَّ، وَ وَيْلٌ لِمَنْ يَقُولُ: كَيْفَ ذَا وَ كَيْفَ ذَا؟ قَالَ يُونُسُ : يَعْنِي مَنْ يُنْكِرُ هَذَا لاَ مَنْ يَتَفَقَّهُ فِيهِ.
زبان ترجمه:

کلیات حدیث قدسی ;  ج ۱  ص ۹۰

و از على بن ابراهيم از محمد بن عيسى از يونس از بكار بن كرم از مفضل ابن عمر و عبد المؤمن انصارى از ابو عبد اَللَّه عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: خداوند بلند مرتبه فرموده: من خداى يگانه‌اى هستم كه خير و شر را ايجاد كرده‌ام. پس خوشا به حال كسانى كه خير را به دست آنها اجرا مى‌كنم و واى به حال كسانى كه شر را به دست آنها اجرا مى‌كنم و واى به حال كسانى كه در اين مسائل شك و ترديد كنند. يونس گفت: مقصود خداوند كسى است كه انكار اين مطالب را مى‌كند، نه كسى كه در آنها تفكر و تفقه مى‌كند. مؤلف مى‌گويد: اولا، منظور خداوند از نهان اين است كه كسى نبايد اين گفته‌ها را انكار كند. ولى مى‌تواند در بارۀ آنها تحقيق نمايد و معانى دقيق اين گفته‌ها را بداند. باز هم مؤلف مى‌گويد: من اين دو حديث را به اين جهت در اين باب ذكر كرده‌ام كه اينها عينا مانند حديث قبلى بودند و اگر چه ممكن است اين دو حديث از احاديثى باشد كه به غير از موسى عليه السلام وحى شده است و ثانيا ما بايد معناى اين حديث را كه مى‌گويد: خداوند شر را خلق كرده، حمل بر مجرد تعبير كنيم. و يا اين كه بگوييم: منظور از خلقت شر و خير اين است كه خداوند نيروهايى را كه اين اعمال از آن ناشى مى‌شود آفريده است (مانند آفرينش، شهوات، غرايز، خشم، حب ذات و غيره). و يا اين كه بگوييم: منظور از خير آن كارهايى است كه فطرت بشر بر آنها مايل است و مقصود از شر آن است كه بشر بر آنها مايل است و مقصود از شر اين است كه شر فطرتا از آنها بدش مى‌آيد. چون خداوند فراوانى، كمى، سلامتى و بيمارى «حيات» و مرگ، بلا، چشم و گوش و كورى را آفريده و هر كدام از اينها مصيبتى بر مصلحت مى‌باشد. زيرا دلايل عقلى و نقلى، دلالت بر عادى بودن خداوند دارند و باز هم ثابت مى‌كند كه خير و شر، مستقيما از خود بنده صادر مى‌شود. پس نيازى ندارد كه ما اين احاديث را تاويل و يا تفسير كنيم.

divider