شناسه حدیث :  ۴۴۰۸۱۹

  |  

نشانی :  کلیات حدیث قدسی  ,  جلد۱  ,  صفحه۶۱  

عنوان باب :   الباب السادس فيما ورد في شأن شعيب عليه السلام

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ، حديث قدسی

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ فِي كِتَابِ اَلْعِلَلِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ اَلطَّالَقَانِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو حَفْصٍ عُمَرُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ اَلرَّيَّانِ قَالَ: حَدَّثَنَا اَلْقَسَمُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ اَلرَّقِّيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَهْدِيٍّ اَلرَّقِّيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلرَّزَّاقِ عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ اَلزُّهْرِيِّ عَنْ أَنَسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّه صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : بَكَى شُعَيْبٌ مِنْ حُبِّ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى عَمِيَ فَرَدَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ بَصَرَهُ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى عَمِيَ فَرَدَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ بَصَرَهُ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى عَمِيَ فَرَدَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ بَصَرَهُ، فَلَمَّا كَانَتِ اَلرَّابِعَةُ أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا شُعَيْبُ إِلَى مَتَى يَكُونُ هَذَا أَبَداً مِنْكَ؟! إِنْ يَكُنْ هَذَا خَوْفاً مِنَ اَلنَّارِ فَقَدْ أَجَرْتُكَ، وَ إِنْ يَكُنْ شَوْقاً إِلَى اَلْجَنَّةِ فَقَدْ أَبَحْتُكَ. فَقَالَ: إِلَهِي وَ سَيِّدِي أَنْتَ تَعْلَمُ أَنِّي مَا بَكَيْتُ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لاَ شَوْقاً إِلَى جَنَّتِكَ، وَ لَكِنْ عَقَدَ حُبُّكَ عَلَى قَلْبِي فَلَسْتُ أَصْبِرُ أَوْ أَرَاكَ، فَأَوْحَى اَللَّهُ إِلَيْهِ: أَمَّا إِذَا كَانَ هَذَا هَكَذَا فَمِنْ أَجْلِ هَذَا سَأَخْدِمُكَ كَلِيمِي مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ .
زبان ترجمه:

کلیات حدیث قدسی ;  ج ۱  ص ۶۲

محمد بن على بن حسين بن بابويه در كتاب علل، از محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانى از ابو حفص عمر بن يوسف بن سليمان بن ريان از القسم بن ابراهيم رقّى از محمد بن احمد بن مهدى رقّى از عبد الرزاق از معمر از زهرى از انس از حضرت رسول اكرم صلى اَللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود: شعيب از حب خداوند، آنقدر گريست كه كور شد. خداوند چشم او را بينا كرد. باز هم گريست تا كور شد، دوباره خداوند او را بينا كرد. در وهله چهارم خداوند به شعيب وحى فرمود: اى شعيب، تا كى اين كار را ادامه خواهى داد؟ اگر از ترس آتش و دوزخ گريه مى‌كنى، تو را نجات بخشيدم و اگر از اشتياق به بهشت گريه مى‌كنى، بهشت را هم به تو دادم. شعيب عرض كرد: خداوندا، اى سرور من، تو مى‌دانى كه من به خاطر ترس از جهنم و يا اشتياق به بهشت تو گريه نمى‌كنم. ولى عقدۀ محبت تو در قلبم جاگير شده نمى‌توانم صبر كنم مگر اين كه تو را ببينم. خداوند فرمود: اگر به خاطر اين باشد، من هم صحبتم موسى را كه فرزند عمران است براى خدمت به تو مى‌دهم. شعيب عرض كرد: يعنى هميشه گريه خواهم كرد، مگر اين كه مرا به دوستى خود انتخاب كنى. مؤلف مى‌گويد: مرجع اين حديث را بايد تاويل به رؤيت قلبى بكنيم و براى علماء توجيهات لطيف و تقريرهاى شريفى در اين باره شود كه اين كتاب ما مجال بيان همۀ اينها را ندارد .

divider