شناسه حدیث :  ۴۴۰۶۵۲

  |  

نشانی :  الإنصاف فی النص علی الأئمة الإثنی عشر علیهم السلام  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۷۴  

عنوان باب :   باب القاف السابع و الأربعون و مائتان نص -

معصوم :  

اَلْقَاسِمُ بْنُ حَسَّانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو اَلْمُفَضَّلِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلشَّيْبَانِيُّ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلرَّزَّاقِ بْنُ سُلَيْمَانَ بْنِ غَالِبٍ اَلْأَزْدِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْفَتَى اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُهَانٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلْوَهَّابِ بْنُ هَمَّامٍ اَلْحِمْيَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا اِبْنُ أَبِي شَيْبَةَ قَالَ حَدَّثَنَا شَرِيكٌ عَنِ اَلرُّكَيْنِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي اَلشَّكَاةِ اَلَّتِي قُبِضَ فِيهَا فَإِذَا فَاطِمَةُ عِنْدَ رَأْسِهِ، فَبَكَتْ حَتَّى اِرْتَفَعَ ▀ صَوْتُهَا، فَرَفَعَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ طَرْفَهُ إِلَيْهَا فَقَالَ: حَبِيبَتِي فَاطِمَةُ مَا اَلَّذِي يُبْكِيكِ؟ قَالَتْ: أَخْشَى اَلضَّيْعَةَ مِنْ بَعْدِكَ، قَالَ: حَبِيبَتِي لاَ تَبْكِينَ؛ فَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ قَدْ أَعْطَانَا اَللَّهُ سَبْعَ خِصَالٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَنَا وَ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً بَعْدَنَا أَنَا خَاتَمُ اَلنَّبِيِّينَ وَ أَحَبُ اَلْمَخْلُوقِينَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَا أَبُوكِ، وَ وَصِيِّي خَيْرُ اَلْأَوْصِيَاءِ وَ أَحَبُّهُمْ إِلَى اَللَّهِ وَ هُوَ بَعْلُكِ، وَ شَهِيدُنَا خَيْرُ اَلشُّهَدَاءِ وَ أَحَبُّهُمْ إِلَى اَللَّهِ وَ هُوَ عَمُّكِ، وَ مِنَّا مَنْ لَهُ جَنَاحَانِ يَطِيرُ بِهِمَا فِي اَلْجَنَّةِ مَعَ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ هُوَ اِبْنُ عَمِّكِ، وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ وَ هُمَا اِبْنَاكِ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ، وَ سَوْفَ يُخْرِجُ اَللَّهُ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَيْنِ تِسْعَةً مِنَ اَلْأَئِمَّةِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ، وَ مِنَّا مَهْدِيُّ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ إِذَا صَارَتِ اَلدُّنْيَا هَرْجاً وَ مَرْجاً وَ تَظَاهَرَتِ اَلْفِتَنُ وَ تَقَطَّعَتِ اَلسُّبُلُ وَ أَغَارَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ، فَلاَ كَبِيرٌ يَرْحَمُ صَغِيراً وَ لاَ صَغِيرٌ يُوَقِّرُ كَبِيراً، فَيَبْعَثُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ ذَلِكَ مَهْدِيَّنَا اَلتَّاسِعَ مِنْ صُلْبِ اَلْحُسَيْنِ، يَفْتَحُ اَللَّهُ ▀ حُصُونَ اَلضَّلاَلَةِ وَ قِلاَعَهَا، يَقُومُ بِالدِّينِ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ وَ يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً، يَا فَاطِمَةُ لاَ تَحْزَنِي وَ لاَ تَبْكِي؛ فَإِنَّ اَللَّهَ أَرْحَمُ بِكَ وَ أَرْأَفُ عَلَيْكَ مِنِّي، وَ ذَلِكَ لِمَكَانِكَ مِنِّي وَ مَوْضِعِكَ مِنْ قَلْبِي. وَ زَوَّجَكِ اَللَّهُ زَوْجاً هُوَ مِنْ أَشْرَفِ أَهْلِ بَيْتِي حَسَباً وَ أَكْرَمُهُمْ مَنْصَباً وَ أَرْحَمُهُمْ بِالرَّعِيَّةِ وَ أَعْدَلُهُمْ بِالسَّوِيَّةِ وَ أَبْصَرُهُمْ بِالْقَضِيَّةِ، وَ قَدْ سَأَلْتُ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ تَكُونِي أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، أَلاَ إِنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَانِي، قَالَ جَابِرٌ: فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اِعْتَلَّتْ فَاطِمَةُ دَخَلَ عَلَيْهَا رَجُلاَنِ مِنَ اَلصَّحَابَةِ فَقَالاَ لَهَا: كَيْفَ أَصْبَحْتِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ؟ قَالَتْ: اُصْدُقَانِي هَلْ سَمِعْتُمَا مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي؟ فَقَالاَ: نَعَمْ لَقَدْ سَمِعْنَا ذَلِكَ مِنْهُ، فَرَفَعَتْ يَدَيْهَا إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ قَالَتْ: اَللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنَّهُمَا قَدْ آذَيَانِي وَ غَصَبَا ▀ حَقِّي، ثُمَّ أَعْرَضَتْ عَنْهُمَا فَلَمْ تُكَلِّمْهُمَا بَعْدَ ذَلِكَ، وَ عَاشَتْ بَعْدَ أَبِيهَا خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً، وَ قِيلَ: أَرْبَعِينَ يَوْماً، وَ قِيلَ: سِتَّةَ أَشْهُرٍ حَتَّى أَلْحَقَهَا اَللَّهُ بِهِ.
زبان ترجمه:

الإنصاف / ترجمه رسولی محلاتی ;  ج ۱  ص ۳۷۶

فرمود: حبيبۀ من گريه مكن زيرا ما خاندانى هستيم كه خداوند هفت خصلت به ما عطا كرده و به احدى پيش از ما نداده و به احدى بعد از ما ندهد، من خاتم پيغمبران و محبوب‌ترين خلق نزد خداى عز و جل و پدر تو مى‌باشم، و وصىّ‌ من بهترين اوصياء و محبوب‌ترين ايشان نزد خدا است و شوهر تو است، و شهيد ما بهترين شهداء و محبوب‌ترين آنان نزد خدا است و او عموى تو (حمزه) است، و از ما است كسى كه دو بال دارد و با آن دو با فرشتگان در بهشت پرواز كند و او پسر عمويت (جعفر) است، و از ما است دو سبط‍‌ اين امّت و آن دو پسرانت حسن و حسين هستند؛ و بزودى خداوند از صلب حسين نه تن امامان امين و معصوم را بيرون آورد، و از ما است مهدى اين امّت كه چون دنيا دچار هرج و مرج شود و فتنه‌ها ظاهر گردد و راهها بريده شود و مردم همديگر را غارت كنند نه بزرگ بر كوچك رحم كند و نه كوچك احترام بزرگ را نگه دارد، در آن هنگام خداى عز و جل مهدى ما نهمين فرزند حسين را برانگيزد، بناهاى محكم و قلعه‌هاى گمراهى را فتح كند، به دين (خدا) در آخر الزمان قيام كند و زمين را پر از عدل كند چنانچه پر از ستم شده باشد، اى فاطمه گريه مكن و محزون مباش زيرا خداوند به تو رحيم‌تر و مهربان‌تر از من است، و اين بخاطر جايگاه تو است نزد من و آن جايى كه در قلب من دارى، و خداوند تو را به شريف‌ترين خاندان من در حسب، و گرامى‌ترين‌شان در منصب، و مهربان‌ترين ايشان به رعيت، و عادل‌ترينشان در مساوات، و بيناترين ايشان در قضاوت تزويج كرد،و من از خداى خود خواسته‌ام كه تو اولين نفر از خاندان من باشى كه به من ملحق شوى، آگاه باش كه تو پارۀ تن منى و هر كه تو را بيازارد مرا آزرده است، جابر گويد: همين كه رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و اله از دنيا رفت و فاطمه مريض شد، دو نفر از صحابه بر او وارد شدند و به او عرض كردند: اى فاطمه دختر پيغمبر، حال شما چگونه است‌؟ فرمود: مرا تصديق كنيد كه آيا از پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و اله شنيديد كه مى‌فرمود: فاطمه پارۀ تن من است هر كه او را بيازارد به تحقيق مرا آزرده است‌؟ گفتند: آرى اين را از آن حضرت شنيديم، پس فاطمه دستهايش را به جانب آسمان بلند كرد و گفت: پروردگارا تو را گواه مى‌گيرم كه اين دو مرا آزرده و حقّم را غصب كردند، سپس رو از ايشان گرداند و ديگر با آن دو حرف نزد، و بعد از پدرش هفتاد و پنج روز، و بعضى گفته‌اند چهل روز، و بعضى گويند شش ماه زنده بود تا خداوند او را به پدر بزرگوارش ملحق فرمود.

divider