شناسه حدیث :  ۴۴۰۵۴۶

  |  

نشانی :  الإنصاف فی النص علی الأئمة الإثنی عشر علیهم السلام  ,  جلد۱  ,  صفحه۲۲۲  

عنوان باب :   باب الزاء الثاني و الأربعون و مائة نص -

معصوم :  

اَلزُّهْرِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلْبَزَوْفَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَعْمَرٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَعْبَدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ طَرِيفٍ اَلْحَجَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلرَّحْمَانِ بْنُ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ اَلزُّهْرِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي مَرَضِهِ اَلَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ إِذْ قُدِّمَ إِلَيْهِ طَبَقٌ فِيهِ اَلْخُبْزُ وَ اَلْهِنْدَبَا، فَقَالَ: كُلْهُ فَقُلْتُ: قَدْ أَكَلْتُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ: إِنَّهُ اَلْهِنْدَبَا؟ قُلْتُ: وَ مَا فَضْلُ اَلْهِنْدَبَا؟ قَالَ: مَا مِنْ وَرَقَةٍ مِنَ اَلْهِنْدَبَا إِلاَّ وَ عَلَيْهَا قَطْرَةٌ مِنْ مَاءِ اَلْجَنَّةِ، فِيهِ شِفَاءٌ ▀ مِنْ كُلِّ دَاءٍ قَالَ: ثُمَّ رُفِعَ اَلطَّعَامُ وَ أُتِيَ بِالدُّهْنِ ثُمَّ قَالَ: اِدَّهِنْ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ، قُلْتُ: اِدَّهَنْتُ قَالَ: إِنَّهُ اَلْبَنَفْسَجُ؟ قُلْتُ: وَ مَا فَضْلُ اَلْبَنَفْسَجِ عَلَى سَائِرِ اَلْأَدْهَانِ؟ قَالَ: كَفَضْلِ اَلْإِسْلاَمِ عَلَى سَائِرِ اَلْأَدْيَانِ، ثُمَّ قَالَ: دَخَلَ عَلَيْهِ مُحَمَّدٌ اِبْنُهُ فَحَدَّثَهُ طَوِيلاً بِالسِّرِّ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: عَلَيْكَ بِحُسْنِ اَلْخُلُقِ، قُلْتُ: يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنْ كَانَ مِنْ أَمْرِ اَللَّهِ مَا لاَ بُدَّ لَنَا مِنْهُ - وَ وَقَعَ فِي نَفْسِي أَنَّهُ قَدْ نَعَى نَفْسَهُ - فَإِلَى مَنْ يُخْتَلَفُ بَعْدَكَ؟ فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ إِلَى اِبْنِي هَذَا وَ أَشَارَ إِلَى مُحَمَّدٍ اِبْنِهِ، إِنَّهُ وَصِيِّي وَ وَارِثِي وَ عَيْبَةُ عِلْمِي، مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ وَ بَاقِرُ اَلْعِلْمِ، قُلْتُ: يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ مَا مَعْنَى بَاقِرِ اَلْعِلْمِ؟ قَالَ: سَوْفَ يَخْتَلِفُ إِلَيْهِ خُلاَّصُ شِيعَتِي وَ يَبْقُرُ اَلْعِلْمَ عَلَيْهِمْ بَقْراً، قَالَ: ثُمَّ أَرْسَلَ مُحَمَّداً اِبْنَهُ فِي حَاجَةٍ لَهُ إِلَى اَلسُّوقِ قَالَ: فَلَمَّا جَاءَ مُحَمَّدٌ قُلْتُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ هَلاَّ أَوْصَيْتَ إِلَى أَكْبَرِ ▀ أَوْلاَدِكَ؟ فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ لَيْسَتِ اَلْإِمَامَةُ بِالصِّغَرِ وَ اَلْكِبَرِ، هَكَذَا عَهِدَ إِلَيْنَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ هَكَذَا وَجَدْنَا مَكْتُوباً فِي اَللَّوْحِ وَ اَلصَّحِيفَةِ، قُلْتُ: يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَكَمْ عَهِدَ إِلَيْكُمْ نَبِيُّكُمْ أَنْ يَكُونَ اَلْأَوْصِيَاءُ مِنْ بَعْدِهِ؟ قَالَ: وَجَدْنَا فِي اَلصَّحِيفَةِ وَ اَللَّوْحِ اِثْنَيْ عَشَرَ اِسْماً مَكْتُوبَةً بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسَامِي آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ، ثُمَّ قَالَ: يَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ مُحَمَّدٍ اِبْنِي سَبْعَةٌ مِنَ اَلْأَوْصِيَاءِ فِيهِمُ اَلْمَهْدِيُّ.
زبان ترجمه:

الإنصاف / ترجمه رسولی محلاتی ;  ج ۱  ص ۲۲۲

صد و چهل و دوم: و در كتاب نصوص از زهرى روايت كند كه گفت: وارد شدم بر حضرت على بن الحسين عليه السّلام در آن مرضى كه با آن از دنيا رحلت فرمود؛ در اين هنگام طبقى نزد آن حضرت آوردند كه در آن نان و كاسنى بود حضرت فرمود: (از اين غذا) بخور، عرض كردم: اى فرزند رسول خدا غذا خورده‌ام. فرمود: اين كاسنى است‌؟ عرض كردم: امتياز كاسنى و فضيلت آن چيست‌؟ فرمود: هيچ برگى از كاسنى نيست مگر اينكه بر آن قطره‌اى از آب بهشت ريخته شده، و در آن شفاى هر دردى است، سپس طعام را برداشتند و روغن (يا عطر) آوردند (در قديم در شبه جزيره عربستان مرسوم بوده است كه بدن را با انواع روغن‌ها چرب مى‌كرده‌اند و در شرع اسلام نيز عمل مستحبى است و ممكن است مراد از روغن در اينجا عطر باشد) حضرت فرمود: (از اين) روغن بمال. عرض كردم: روغن (به بدنم) ماليده‌ام. فرمود: (روغن) بنفشه است‌؟ عرض كردم: امتياز و فضيلت آن بر ساير روغن‌ها (يا عطرها) چيست‌؟ فرمود: مانند امتياز اسلام بر ساير اديان؛ راوى مى‌گويد (در اين هنگام) فرزندش محمد بر او وارد شد، حضرت صحبت زيادى به طور آهسته با او كرد و شنيدم كه مى‌فرمود: بر تو باد به نيكى اخلاق و خوش رفتارى، من عرض كردم: اى فرزند رسول خدا اگر امر پروردگار آمد آن امرى كه هيچ يك از ما ناگزير از آن نيستيم - و در ذهنم آمد كه خبر مرگ خود را مى‌دهد - پس از شما به نزد كه بايد رفت‌؟ فرمود: اى ابا عبد اللّٰه (كنيۀ زهرى است) نزد اين فرزندم - و اشاره به جانب فرزندش محمد فرمود - او وصىّ‌ و وارث من و مخزن اسرار علم من و معدن علم و باقر (شكافنده) علم است عرض كردم: اى فرزند رسول خدا معناى «باقر العلم» چيست‌؟ فرمود: بزودى برگزيدگان شيعيان من نزد او رفت و آمد كنند و او علم را بر ايشان بخوبى بشكافد. زهرى گويد: سپس آن حضرت فرزندش محمد را براى كارى به بازار فرستاد چون برگشت عرض كردم: اى فرزند رسول خدا آيا به بزرگترين فرزندانت وصيت نفرمايى‌؟ فرمود: اى ابا عبد اللّٰه امامت به كوچكى و بزرگى نيست، پيغمبر خدا اين گونه (كه ديدى به محمد وصيت كردم) به ما سفارش فرموده؛ و اين گونه در لوح و صحيفه نوشته يافتيم. عرض كردم: اى فرزند رسول خدا پيغمبرتان شما را به چند نفر سفارش كرده كه پس از وى اوصياى اويند؟ فرمود: در صحيفه و لوح دوازده نام نوشته يافتيم به نامهايشان و نامهاى پدران و مادرانشان؛ سپس فرمود: از صلب فرزندم محمد هفت نفر از اوصياء بيرون آيد كه مهدى در آنهاست.

divider