شناسه حدیث :  ۴۴۰۴۰۲

  |  

نشانی :  الإنصاف فی النص علی الأئمة الإثنی عشر علیهم السلام  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۴  

عنوان باب :   باب الهمزه الخامس غب -

معصوم :   امام صادق (علیه السلام) ، امیرالمؤمنین (علیه السلام)

إِبْرَاهِيمُ بْنُ يَحْيَى اَلْمَدَنِيُّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي وَ مُحَمَّدُ اِبْنُ اَلْحَسَنِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالاَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِيِّ وَ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ وَ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ جَمِيعاً عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَيْمَنَ بْنِ مُحْرِزٍ اَلْحَضْرَمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ اَلْكِنْدِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ يَحْيَى اَلْمَدَنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا بَايَعَ اَلنَّاسُ عُمَرَ أَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ شُبَّانِ اَلْيَهُودِ وَ هُوَ فِي اَلْمَسْجِدِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ اَلنَّاسُ حَوْلَهُ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ دُلَّنِي عَلَى أَعْلَمِكُمْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِكِتَابِهِ وَ سُنَّتِهِ؟ فَأَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ: هَذَا فَتَحَوَّلَ اَلرَّجُلُ إِلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَسَأَلَهُ: أَنْتَ كَذَلِكَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ فَقَالَ: إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلاَثَةٍ وَ ثَلاَثَةٍ وَ وَاحِدَةٍ، فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ: أَ فَلاَ قُلْتَ عَنْ سَبْعٍ؟ فَقَالَ اَلْيَهُودِيُّ : لاَ إِنَّمَا أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلاَثَةِ؛ فَإِنْ أَصَبْتَ فِيهِنَّ فَسَأَلْتُكَ عَنْ ثَلاَثٍ بَعْدَهَا، وَ إِنْ لَمْ تُصِبْ لَمْ أَسْأَلْكَ، فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَخْبِرْنِي إِنْ أَنَا أَجَبْتُكَ بِالصَّوَابِ وَ اَلْحَقِّ تَعْرِفُ ذَلِكَ؟ وَ كَانَ اَلْفَتَى مِنْ عُلَمَاءِ اَلْيَهُودِ وَ أَحْبَارِهَا يَرَوْنَ ▀ أَنَّهُ مِنْ وُلْدِ هَارُونَ بْنِ عِمْرَانَ أَخِي مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ: بِاللَّهِ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَئِنْ أَجَبْتُكَ بِالْحَقِّ وَ اَلصَّوَابِ لَتُسْلِمَنَّ وَ لَتَدَعَنَّ اَلْيَهُودِيَّةَ ؟ فَحَلَفَ اَلْيَهُودِيُّ: مَا جِئْتُكَ إِلاَّ مُرْتَاداً أُرِيدُ اَلْإِسْلاَمَ ، فَقَالَ: يَا هَارُونِيُّ اِسْأَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ تُخْبَرْ قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ أَوَّلِ شَجَرَةٍ نَبَتَتْ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ؟ وَ عَنْ أَوَّلِ عَيْنٍ نَبَعَتْ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ؟ وَ عَنْ أَوَّلِ حَجَرٍ وُضِعَ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ؟ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: أَمَّا سُؤَالُكَ عَنِ أَوَّلِ شَجَرَةٍ نَبَتَتْ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ فَإِنَّ اَلْيَهُودَ يَزْعُمُونَ أَنَّهَا اَلزَّيْتُونُ وَ كَذَبُوا، إِنَّمَا هُوَ اَلنَّخْلَةُ؛ وَ هِيَ اَلْعَجْوَةُ هَبَطَ بِهَا آدَمُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَعَهُ مِنَ اَلْجَنَّةِ فَغَرَسَهَا، وَ أَصْلُ اَلنَّخْلِ كُلِّهِ مِنْهَا، وَ أَمَّا قَوْلُكَ أَوَّلُ عَيْنٍ نَبَعَتْ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ فَإِنَّ اَلْيَهُودَ يَزْعُمُونَ أَنَّهَا اَلْعَيْنُ اَلَّتِي بِبَيْتِ اَلْمَقْدِسِ تَحْتَ اَلْحَجَرِ وَ كَذَبُوا، وَ إِنَّمَا هِيَ عَيْنُ اَلْحَيَوَانِ اَلَّتِي ▀ اِنْتَهَى مُوسَى وَ فَتَاهُ إِلَيْهَا؛ فَغَسَلَ فِيهَا اَلسَّمَكَةَ اَلْمَالِحَةَ فَحَيِيَتْ، وَ لَيْسَ مِنْ مَيِّتٍ يُصِيبُهُ ذَلِكَ اَلْمَاءُ إِلاَّ يَحْيَا، وَ كَانَ اَلْخَضِرُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَى مُقَدِّمَةِ ذِي اَلْقَرْنَيْنِ يَطْلُبُ عَيْنَ اَلْحَيَاةِ فَوَجَدَهَا اَلْخَضِرُ وَ شَرِبَ مِنْهَا، وَ لَمْ يَجِدْهَا ذُو اَلْقَرْنَيْنِ ، وَ أَمَّا قَوْلُكَ أَوَّلُ حَجَرٍ وُضِعَ عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ، فَإِنَّ اَلْيَهُودَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ اَلْحَجَرُ اَلَّذِي فِي بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ وَ كَذَبُوا، وَ إِنَّمَا هُوَ اَلْحَجَرُ اَلْأَسْوَدُ هَبَطَ بِهِ آدَمُ مَعَهُ مِنَ اَلْجَنَّةِ فَوَضَعَهُ عَلَى اَلرُّكْنِ وَ اَلنَّاسُ يَسْتَلِمُونَهُ، وَ كَانَ أَشَدَّ بَيَاضاً مِنَ اَلثَّلْجِ، فَاسْوَدَّ مِنْ خَطَايَا بَنِي آدَمَ، قَالَ: فَأَخْبِرْنِي كَمْ لِهَذِهِ اَلْأُمَّةِ مِنْ إِمَامٍ هُدًى هَادِينَ مَهْدِيِّينَ لاَ يَضُرُّهُمْ خِذْلاَنُ مَنْ خَذَلَهُمْ؟ وَ أَخْبِرْنِي أَيْنَ مَنْزِلُ مُحَمَّدٍ فِي اَلْجَنَّةِ ؟ وَ مَنْ مَعَهُ مِنْ أُمَّتِهِ فِي اَلْجَنَّةِ ؟ قَالَ: أَمَّا قَوْلُكَ كَمْ لِهَذِهِ اَلْأُمَّةِ مِنْ إِمَامٍ هُدًى هَادِينَ مَهْدِيِّينَ لاَ يَضُرُّهُمْ خِذْلاَنُ مَنْ خَذَلَهُمْ، فَإِنَّ لِهَذِهِ ▀ اَلْأُمَّةِ اِثْنَا عَشَرَ إِمَاماً هَادِينَ مَهْدِيِّينَ لاَ يَضُرُّهُمْ خِذْلاَنُ مَنْ خَذَلَهُمْ، وَ أَمَّا قَوْلُكَ: أَيْنَ مَنْزِلُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَفِي أَفْضَلِهَا وَ أَشْرَفِهَا عَدْنٍ، وَ أَمَّا قَوْلُكَ مَنْ مَعَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي اَلْجَنَّةِ مِنْ أُمَّتِهِ؟ فَهَؤُلاَءِ اَلْإِثْنَا عَشَرَ أَئِمَّةُ اَلْهُدَى ، فَقَالَ اَلْفَتَى: صَدَقْتَ وَ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ إِنَّهُ لَمَكْتُوبٌ عِنْدِي بِإِمْلاَءِ مُوسَى وَ خَطِّ هَارُونَ بِيَدِهِ، فَقَالَ: أَخْبِرْنِي كَمْ يَعِيشُ وَصِيُّ مُحَمَّدٍ مِنْ بَعْدِهِ؟ وَ هَلْ يَمُوتُ مَوْتاً أَوْ يُقْتَلُ قَتْلاً؟ فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : وَيْحَكَ يَا هَارُونِيُّ أَنَا وَصِيُّ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَعِيشُ بَعْدَهُ ثَلاَثِينَ سَنَةً لاَ أَزِيدُ يَوْماً وَ لاَ أَنْقُصُ يَوْماً، يَنْبَعِثُ أَشْقَاهَا أَشْقَى مِنْ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَيَضْرِبُنِي عَلَى هَاهُنَا فِي مَفْرَقِي، فَيُخْضَبُ مِنْهُ لِحْيَتِي ثُمَّ بَكَى بُكَاءً شَدِيداً قَالَ: فَصَرَخَ اَلْفَتَى وَ قَطَعَ كُسْتِيجَهُ فَقَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ وَ أَنَّكَ وَصِيُّ رَسُولِ اَللَّهِ، قَالَ: ▀ أَبُو جَعْفَرٍ اَلْعَبْدِيُّ رَفَعَهُ، قَالَ: هَذَا اَلرَّجُلُ اَلْيَهُودِيُّ أَقَرَّ لَهُ مَنْ بِالْمَدِينَةِ أَنَّهُ أَعْلَمُهُمْ، وَ أَنَّ أَبَاهُ كَانَ كَذَلِكَ فِيهِمْ .
زبان ترجمه:

الإنصاف / ترجمه رسولی محلاتی ;  ج ۱  ص ۳۷

پنجم: صدوق (ره) در كتاب غيبت از ابراهيم مدنى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: پس از مرگ ابو بكر كه مردم با عمر بيعت كردند، جوانى از يهود در حالى كه مردم اطراف عمر بودند در مسجد نزد او آمد و گفت: يا امير المؤمنين مرا بر كسى كه از همه شما به خدا و رسولش و كتاب و سنت او داناتر باشد راهنمايى كن، عمر با دست به على عليه السّلام اشاره كرد و گفت: اين است آن مرد، جوان يهودى نزد آن حضرت آمد و گفت: آيا شما اين چنين هستى‌؟ فرمود: آرى! عرض كرد من سه سؤال و سه سؤال و يك سؤال از شما مى‌كنم. امير المؤمنين فرمود: چرا نگفتى: هفت سؤال‌؟ يهودى گفت: نه، نخست از سه مسأله پرسش مى‌كنم اگر جواب صحيح دادى سه سؤال ديگر مى‌كنم، و اگر جواب درست ندادى ديگر سؤالى نخواهم كرد: حضرت فرمود: اگر جواب صحيح دادم درستى و صحت جواب را خواهى فهميد؟ جوان، - چون يكى از دانشمندان و بزرگان يهود بود و گفته مى‌شد كه از اولاد هارون برادر حضرت موسى عليه السّلام است - عرض كرد: آرى مى‌فهمم؛ حضرت فرمود: (اى جوان تو را سوگند مى‌دهم) به پروردگارى كه جز او خدايى نيست، اگر جواب صحيح دادم اسلام مى‌آورى و دست از دين يهود بر مى‌دارى‌؟ جوان يهودى قسم ياد كرد كه من جوياى دين حق بوده و مقصودم اسلام است (و به همين منظور آمده‌ام).حضرت فرمود: اى جوان هارونى هر چه خواهى بپرس تا جواب آن را بشنوى، جوان گفت: مرا خبر ده از اولين درختى كه روى زمين روييده شد؟ و از اولين چشمه‌اى كه بر روى آن جوشيد؟ و از اولين سنگى كه بر روى زمين نهاده شد؟ حضرت فرمود: اما پرسش تو از اولين درختى كه بر روى زمين روييده شد، پس يهود گمان كنند كه آن درخت زيتون است ولى دروغ گفته‌اند. همانا اولين درخت نخله است كه نام او عجوه بوده (عجوه يكى از اقسام درخت خرما است كه در مدينه طيبه زياد است) و حضرت آدم عليه السّلام او را با خود از بهشت به زمين آورد و غرس فرمود، و اصل همۀ درختان خرما از آن است. و اما اينكه گفتى: اولين چشمه كه در روى زمين جوشيد، پس يهود گمان كرده‌اند كه آن چشمه‌اى است كه در بيت المقدس زير سنگ مخصوص قرار دارد، ولى دروغ گفته‌اند، بلكه آن چشمۀ آب زندگانى است كه حضرت موسى عليه السّلام و جوانش بدان رسيدند و ماهى نمك سود را در آن شستشو داد، و ماهى زنده شد؛ و هيچ مرده‌اى نيست كه از آن آب به بدنش برسد و زنده نشود، و حضرت خضر عليه السّلام در پيشرو ذى القرنين به جستجوى آن رفت و به آن چشمه دست يافت و از آن چشمه آشاميد ولى ذو القرنين بدان نرسيد، و اما اينكه گفتى اولين سنگى كه روى زمين نهاده شد؛ پس يهود گمان كنند كه آن سنگى است كه در بيت المقدس است و دروغ گفته‌اند، بلكه آن سنگ، حجر الاسود است كه حضرت آدم عليه السّلام آن را از بهشت همراه خود آورد، و در ركن (كه يكى از چهار گوشۀ خانه خدا است) قرار داد، و مردم (در موقع طواف) آن را استلام مى‌نمايند، و اين سنگ از برف سفيدتر بود، بواسطه خطاكاريهاى فرزندان آدم (كه آن را استلام مى‌كنند) سياه شد؛ هارونى پرسيد: خبر ده مرا كه از براى اين امت چند امام راهنما و مهدى است كه يارى نكردن آنان كه دست از ياريشان برداشته‌اند ضررى به آنان نمى‌رساند؟ و خبر ده مرا از اينكه منزل محمد صلّى اللّٰه عليه و آله در بهشت كجاست‌؟ و اينكه چه كسى از امت هم‌نشين او در بهشت است‌؟ فرمود: اما اينكه گفتى عدد پيشوايان راهنما و مهدى اين امت كه يارى نكردن آنان كه دست از ياريشان برداشته‌اند ضرر به آنها نرساند چند است‌؟ پس براى اين امت دوازده نفر امام راهنما است كه يارى نكردن كسانى كه آنان را يارى نكنند ضررى بدانها نمى‌رساند، و اما منزل محمد صلّى اللّٰه عليه و آله در بهترين و شريف‌ترين مكانهاى بهشت كه نام او «عدن» است مى‌باشد، و اما اينكه گفتى چه كسى هم‌نشين محمد در بهشت است‌؟ پس همين دوازده نفر پيشوايان راهنما هستند، جوان گفت: به خداى يگانه بى‌همتا راست گفتى، و در كتابى كه به خط‍‌ هارون و املاى موسى نزد من موجود است اين چنين نوشته شده است.(جوان) گفت: خبر ده مرا از وصى محمد كه پس از او چه مقدار زندگى مى‌كند؟ و آيا به مرگ خود از دنيا مى‌رود يا كشته شود؟ حضرت فرمود: - واى بر تو - اى هارونى منم وصى محمد كه پس از او سى سال تمام بدون يك روز كم و زياد زنده خواهم بود، پس از آن شقى‌ترين امت كه از پى‌كنندۀ ناقه ثمود نيز شقىّ‌تر است برانگيخته شود؛ و (با شمشير) ضربتى بر فرق سرم مى‌زند كه محاسنم از خون آن رنگين شود، سپس حضرت گريه سختى نمود، جوان يهودى فريادى زد و جامۀ يهوديت خود را دريد و گفت: گواهى مى‌دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست؛ و گواهى دهم كه محمد صلّى اللّٰه عليه و آله رسول خدا است، و گواهى دهم كه تو هستى وصى رسول خدا. ابو جعفر عبدى در حديث مرفوع خود گويد: همۀ يهوديان مدينه اعتراف داشتند كه اين مرد داناترين آنها است، و پدرش نيز داناترين آنها بوده است.

divider