شناسه حدیث :  ۴۴۰۳۷۴

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۶۶۵  

عنوان باب :   المجلس الخامس و التسعون

معصوم :   امام باقر (علیه السلام)

حَدَّثَنَا اَلشَّيْخُ اَلْجَلِيلُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ اَلْقُمِّيُّ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِمَ حَرَّمَ اَللَّهُ اَلْمَيْتَةَ وَ اَلدَّمَ وَ لَحْمَ اَلْخِنْزِيرِ وَ اَلْخَمْرَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُحَرِّمْ ذَلِكَ عَلَى عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا سِوَى ذَلِكَ مِنْ رَغْبَةٍ فِيمَا أَحَلَّ لَهُمْ وَ لاَ زُهْدٍ فِيمَا حَرَّمَ عَلَيْهِمْ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ اَلْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّهُ لَهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ ثُمَّ أَحَلَّهُ لِلْمُضْطَرِّ فِي اَلْوَقْتِ اَلَّذِي لاَ يَقُومُ بَدَنُهُ إِلاَّ بِهِ فَأَحَلَّهُ لَهُ بِقَدْرِ اَلْبُلْغَةِ لاَ غَيْرِ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ أَمَّا اَلْمَيْتَةُ فَإِنَّهُ لَمْ يَنَلْ أَحَدٌ مِنْهَا إِلاَّ ضَعُفَ بَدَنُهُ وَ أَوْهَنَتْ قُوَّتُهُ وَ اِنْقَطَعَ نَسْلُهُ وَ لاَ يَمُوتُ آكِلُ اَلْمَيْتَةِ إِلاَّ فَجْأَةً وَ أَمَّا اَلدَّمُ فَإِنَّهُ يُورِثُ آكِلَهُ اَلْمَاءَ اَلْأَصْفَرَ وَ يُورِثُ اَلْكَلَبَ وَ قَسَاوَةَ اَلْقَلْبِ وَ قِلَّةَ اَلرَّأْفَةِ وَ اَلرَّحْمَةِ ثُمَّ لاَ يُؤْمَنُ عَلَى حَمِيمِهِ وَ لاَ يُؤْمَنُ عَلَى مَنْ صَحِبَهُ وَ أَمَّا لَحْمُ اَلْخِنْزِيرِ فَإِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَسَخَ قَوْماً فِي صورة [صُوَرٍ] شَتَّى مِثْلِ اَلْخِنْزِيرِ وَ اَلْقِرْدِ وَ اَلدُّبِّ ثُمَّ نَهَى عَنْ أَكْلِ مِثْلِهِ [المثلة] لِكَيْلاَ يُنْتَفَعَ بِهَا وَ لاَ يُسْتَخَفَّ بِعُقُوبَتِهَا وَ أَمَّا اَلْخَمْرُ فَإِنَّهُ حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ فَسَادِهَا ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ مُدْمِنَ اَلْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنٍ وَ تُورِثُهُ اَلاِرْتِعَاشُ وَ تَهْدِمُ مُرُوَّتَهُ وَ تَحْمِلُهُ عَلَى أَنْ يَجْسُرَ عَلَى اَلْمَحَارِمِ مِنْ سَفْكِ اَلدِّمَاءِ وَ رُكُوبِ اَلزِّنَاءِ حَتَّى لاَ يُؤْمَنَ إِذَا سَكِرَ أَنْ يَثِبَ عَلَى حَرَمِهِ وَ هُوَ لاَ يَعْقِلُ ذَلِكَ وَ اَلْخَمْرُ لاَ تَزِيدُ شَارِبَهَا إِلاَّ كُلَّ شَرٍّ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۶۶۵

1 - محمد بن عذافر از پدرش نقل كرده كه بامام باقر (عليه السّلام) گفتم چرا خدا مردار و خون و گوشت خوك را حرام كرده‌؟ فرمود براستى خداى تبارك و تعالى اينها را بر بندگانش حرام نكرده و جز آن را حلال نكرده بر آنها براى تمايل حضرتش بدان چه حلال كرده و بيرغبتى بدان چه بر آنها حرام كرده است ولى خداى عز و جل خلق را آفريد و ميدانست كه چه چيز تن آنها را برپا ميدارد و به ميكند و آن را بر ايشان حلال كرد و بر آنها مباح ساخته و ميدانست چه براى آنها زيان دارد و آن را بر آنها حرام كرده و براى مضطر در گاهى كك براى حفظ‍‌ خود بجز آن در دسترس ندارد باندازه قوت حلال كرده. سپس فرمود مردار را كسى نخورد جز آنكه تنش سست شود و نيرويش بكاهد و نسلش قطع شود و خورنده مردار بمرگ ناگهان بميرد، خوردن خون آب زرد ببار آرد و بيمارى كلب و قساوت قلب و بيرحمى آورد كه خورنده آن نسبت بخويش و رفيق خود مورد اطمينان نيست، گوشت خنزير، خداى تبارك و تعالى مردمى را بصورتهاى گوناگون چون خوك و ميمون و خرس مسخ كرد و از خوردن امثال آنها غدقن كرد تا از آنها سود نبرند و كيفر آنها را سبك نشمارند، مى را حرام كرد براى اثر بد و فساد آن و سپس فرمود دائم الخمر چون بت پرست است و دچار ارتعاش گردد و بى‌مروت شود و بر مجرمان خود دلير گردد و خون آنها بريزد و با آنها بزرگى كند تا آنجا كه چون مست شود ايمن نباشد كه بر محرم خود بجهد و آن را درك نكند، مى براى نوشنده خود جز بدى نيفزايد.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۵۳۵

1.محمد بن عذافر از پدرش روايت كرد كه از امام باقر عليه السّلام پرسيدم:چرا خداوند مردار و خون و گوشت خوك را حرام نموده است‌؟فرمود:بى‌گمان خداوند اين‌چيزها را به‌خاطر بى‌رغبتى نسبت بدان حرام نكرده است،همان‌سان كه غير اينها براى رغبت خود حلال نكرده است.خداوند كه انسان‌ها را خلق كرد.آگاه بود كه چه‌چيز بقا و استوارى بدن آنان بوده و آن را رشد مى‌بخشد،آن‌چيز را حلال كرده است.و از طرفى آگاه است كه چه‌چيز براى آنان زيان‌آور است،آن را حرام ساخته است،مگر در هنگامى كه شخص مضطر براى حفظ‍‌ جان خويش ناگزير از خوردن آن شود.در اين‌صورت به‌اندازه‌اى كه سالم بماند، حلال مى‌شود.مردارخوارى سبب سستى بدن و كاهش قدرت و بريدن نسل مى‌شود. مردارخوار به مرگ ناگهانى خواهد مرد.خوردن خون،آب زرد به‌همراه دارد و نيز بيمارى كلب و سنگ‌دلى و كاهش رقت و رحمت را به‌دنبال دارد.خون‌خوار نسبت به خود و همنشين خويش قابل‌اعتماد نخواهد بود.
و امّا گوشت خوك.خداوند برخى از مردمان را به صورت‌هاى گوناگون مسخ كرد؛ مانند خوك و ميمون و خرس.مردمان از خوردن گوشت اين جانوران بازداشت كه از آن بهره نداشته و كيفر تبهكاران را كوچك به‌حساب نياورند.خداوند شراب را حرام كرد،زيرا آثار زيان‌بارى دارد.كسى‌كه پيوسته شراب مى‌خورد،مانند بت‌پرست بوده و دچار ارتعاش شده و از مروت محروم مى‌شود.او بر محرمان خويش جرأت يا خون‌شان را تباه سازد و با آنان نزديكى مى‌كند،در وقت مستى او نمى‌توان آسايش داشت،زيرا ممكن است به محرم خود تجاوز كند،درحالى‌كه او را نمى‌شناسد.شراب براى شراب‌خوار غير از شرّ پيامدى نخواهد داشت.

divider