شناسه حدیث :  ۴۴۰۱۳۲

  |  

نشانی :  الأمالی (للصدوق)  ,  جلد۱  ,  صفحه۴۸۶  

عنوان باب :   المجلس الثالث و السبعون

معصوم :   پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ اَلْهَمَدَانِيُّ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ سَلَمَةَ اَلْأَهْوَازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلثَّقَفِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُوسَى اِبْنِ أُخْتِ اَلْوَاقِدِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو قَتَادَةَ اَلْحَرَّانِيُّ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ اَلْعَلاَءِ اَلْحَضْرَمِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ اَلْمُسَيَّبِ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ جَالِساً ذَاتَ يَوْمٍ وَ عِنْدَهُ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ فَقَالَ اَللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ أَكْرَمُ اَلنَّاسِ عَلَيَّ فَأَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمْ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ وَ وَالِ مَنْ وَالاَهُمْ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُمْ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُمْ وَ اِجْعَلْهُمْ مُطَهَّرِينَ مِنْ كُلِّ رِجْسٍ مَعْصُومِينَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ وَ أَيِّدْهُمْ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ مِنْكَ ثُمَّ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَا عَلِيُّ أَنْتَ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهَا بَعْدِي وَ أَنْتَ قَائِدُ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى اِبْنَتِي فَاطِمَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ عَلَى نَجِيبٍ مِنْ نُورٍ عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ يَسَارِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ بَيْنَ يَدَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ خَلْفَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ تَقُودُ مُؤْمِنَاتِ أُمَّتِي إِلَى اَلْجَنَّةِ فَأَيُّمَا اِمْرَأَةٍ صَلَّتْ فِي اَلْيَوْمِ وَ اَللَّيْلَةِ خَمْسَ صَلَوَاتٍ وَ صَامَتْ وَ حَجَّتْ بَيْتَ اَللَّهِ اَلْحَرَامَ وَ زَكَّتْ مَالَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ وَالَتْ عَلِيّاً بَعْدِي دَخَلَتِ اَلْجَنَّةَ بِشَفَاعَةِ اِبْنَتِي فَاطِمَةَ وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَ هِيَ سَيِّدَةٌ لِنِسَاءِ عَالَمِهَا فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذَاكَ لِمَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ فَأَمَّا اِبْنَتِي فَاطِمَةُ فَهِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ وَ إِنَّهَا لَتَقُومُ فِي مِحْرَابِهَا فَيُسَلِّمُ عَلَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ اَلْمُقَرَّبِينَ وَ يُنَادُونَهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ اَلْمَلاَئِكَةُ مَرْيَمَ فَيَقُولُونَ يَا فَاطِمَةُ « إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفٰاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اِصْطَفٰاكِ عَلىٰ نِسٰاءِ اَلْعٰالَمِينَ » ثُمَّ اِلْتَفَتَ إِلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي يَسُوؤُنِي مَا سَاءَهَا وَ يَسُرُّنِي مَا سَرَّهَا وَ إِنَّهَا أَوَّلُ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَأَحْسِنْ إِلَيْهَا بَعْدِي وَ أَمَّا اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ فَهُمَا اِبْنَايَ وَ رَيْحَانَتَايَ وَ هُمَا سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ فَلْيُكْرَمَا عَلَيْكَ كَسَمْعِكَ وَ بَصَرِكَ ثُمَّ رَفَعَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَدَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَقَالَ اَللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي مُحِبٌّ لِمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُمُ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَهُمْ .
زبان ترجمه:

الأمالی (للصدوق) / ترجمه کمره ای ;  ج ۱  ص ۴۸۶

17 - ابن عباس گفت يك روز رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) نشسته بود و على و فاطمه و حسنين نزد او بودند گفت خدايا تو ميدانى اينان اهل بيت منند و گرامى‌ترين مردم نزد من دوستشان را دوست دار، دشمنشان را دشمن دار مهربانى كن با مهربانان بآنها و بد دار بدخواه آنها را، كمك كن كمك، كار آنها را و آنها را از پليدى پاك كن و معصوم دار از هر گناهى و بروح القدس مؤيد دار اى على تو امام امت منى و بر آنها پس از من خليفه‌اى تو پيشرو اهل بهشتى و گويا من مينگرم دخترم فاطمه را كه روز قيامت بر اسبى از نور سوار است و از طرف راستش هفتاد هزار فرشته و از چپش هفتاد هزار و جلو رو و دنبالش هر كدام هفتاد هزار فرشته باشد و زنان امتم را ببهشت رهبرى كند هر زنى در شبانه روز پنج نماز بخواند و ماه رمضان را روزه دارد و حج خانه خدا كند و زكاة مالش را بپردازد و شوهرش را اطاعت كند و پس از من پيرو على باشد بشفاعت دخترم فاطمه ببهشت رود و او سيده زنان عالميانست عرض شد يا رسول اللّٰه او سيده زنان عالم خود است‌؟ فرمود او مريم دختر عمران بود اما دخترم فاطمه بانوى زنان عالم است از اولين و آخرين و او است كه چون در محرابش بايستد هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام دهند و ندائى كه بمريم كردند باو كنند و گويند اى فاطمه براستى خدا تو را برگزيد و پاك كرد و برگزيد بر زنان جهانيان سپس رو بعلى كرد و فرمود اى على فاطمه پاره تن من است و نور ديده من و ميوه دلم بد آيدم آنچه او را بد آيد و شادم از شاديش و او اول كس است از خاندانم كه بمن رسد، پس از من با او خوبى كن حسن و حسين دو پسر من و دو ريحان منند و هر دو سيد جوانان اهل بهشتند بايد پيش تو چون گوش و چشمت عزيز باشند سپس دست بآسمان برداشت و گفت بار خدايا گواه باش كه من دوستدار دوست آنها و دشمن دشمن آنها و سازش كار سازش‌كننده آنها و نبرد كن با نبردكننده آنهايم و دشمنم با هر كه بدخواه آنها است و دوستم با هر كه آنها را دوست دارد.

divider

الأمالی (للصدوق) / ترجمه هدایتی ;  ج ۲  ص ۲۵۱

18.عبد اللّه بن عباس مى‌گويد:روزى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود و على و فاطمه و حسن و حسين عليه السّلام نيز پيش حضرت بودند.پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود:خدايا!تو آگاهى كه اين كسان خاندان من هستند و نيز ارجمندترين مردمان در چشم من.خدايا!دوستان آنان را دوست بدار و دشمنان آنان را دشمن بدار.با كسانى‌كه به آنان مهر ورزند،مهربان باش و با كسانى كه بدخواه آنان هستند،نا مهربان باش.خدايا!مدد رسان به كمك‌رسان آنان و آنان را از پليدى پاك ساز و به عصمت از گناه آراسته گردان و آنان را به روح‌القدس تأييد فرما.آنگاه فرمود:اى على!تو پيشواى امت من هستى و پس از من جانشين من در ميان آنان هستى.اى على!تو پيشتاز بهشتيانى و انگار من مشاهده مى‌كنم فاطمه دخترم را كه در رستاخيز بر اسبى از نور سوار است.از سمت راست فاطمه عليها السّلام،هفتاد هزار فرشته و از سمت چپ او هفتادهزار فرشته و نيز در پيش‌رو هفتادهزار فرشته و در پشت سر هفتادهزار فرشته خواهند بود.فاطمه زنان امت مرا به بهشت رهنمون خواهد ساخت.
آنگاه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله چنين فرمود:هر زن مسلمان در شبانه‌روز نمازهاى پنج گانه‌اش را بگزارد و روزه رمضان را بگيرد و حج خدا را و زكات دارايى خودپردازد و از همسرش فرمان برد و پس از من از على پيروى كند،با شفاعت دخترم فاطمه عليها السّلام به بهشت درآيد.فاطمه سرور زنان جهان است.گفتند:اى پيامبر خدا!آيا فاطمه سرور زنان جهان در روزگار خويش است‌؟فرمود:مريم دختر عمران عليه السّلام چنين بود.اما فاطمه دخترم سرور زنان جهان است و از نخستين تا واپسين آن.آنگاه كه فاطمه در محراب خود بايستد،هفتادهزار فرشته مقرب بر او درود مى‌فرستند و همان ندايى بر فاطمه آيد كه بر مردم فرود آمد.به فاطمه خواهند گفت:اى فاطمه بى‌گمان خداوند تو را برگزيد و تطهير كرد و بر زنان جهان پيشوا قرار داد.آن‌گاه پيامبر خطاب به على عليه السّلام چنين فرمود: اى على!فاطمه پاره تن من است و نيز روشنايى چشم من و ميوه قلب من.ناخوشايند فاطمه،ناخوشايند من است و شادمانى او،شادمانى من است.فاطمه نخستين كس از خاندان من است كه به من مى‌پيوندد.پس از وفات من به او نيكى كن.حسن و حسين پسران من هستند و نيز ريحان من و همچنين سرور جوانان بهشتى.آنان نزد تو بايد مانند گوش و ديدگانت عزيز باشند.آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا!شاهد باش كه من دوستدار دوست تو و دشمن بدخواه آنان هستم.با هركس كه با آنان سازگار باشد،سازگارم و با هركس كه با آنان بجنگد،خواهم جنگيد.نسبت به دشمنان آنان كين خواهم داشت و به دوست آنان مهر خواهم ورزيد.

divider